دو مقاله از امیرجواهری لنگرودی پیرامون : زحمتکشان افغانستانی و تنگناهای زندگی آنان در ایران

وبلاگ کارگری راه کارگر :  باردیگر ممنوعیت کار برای کارگران افغانستانی ها در ۱۶ استان کشور

امیرجواهری لنگرودی

afghanhha---اوایل این هفته علی ربیعی وزیر کار در جلسه شورای اداری و کارگروه اشتغال در استانداری اردبیل آماری ارائه داد که رسانه ها ازانعکاس آن چشم پوشیدند . ربیعی گفت: در سال ۹۳ برای ۵۰هزار نفر شغل ایجادشده اما متأسفانه ۵۰هزار شغل هم ازدست‌رفته است. این آمار یعنی شکست کامل در ایجاد اشتغال؛ یعنی اشتغال صفر.
دست اندرکاران جمهوری اسلامی معمولا به شکست شان اعتراف نمی کنند و معمولا به دنبال بهانه جویی هایی می گردند که ناکامی آنها را توجیه نمایند. حمله به کارگران مهاجر و مخصوصا کارگران زحمتکش افغان یکی از این بهانه هاست. درهمین راستاست که محمدتقی حسینی قائم مقام وزیر کار و رفاه اجتماعی،اشتغال اتباع خارجی وبویژه مهاجرین افغان را براساس دستورالعمل کمیسیون ساماندهی اتباع خارجی در شانزده استان غربی و مرکزی کشورممنوع اعلام کرد.

afghan7

نمی گویند: فساد ساختاری وهمه گیر دارو دسته های حکومتی، قاچاق گسترده کالاهای وارداتی از طرف براداران قاچاقچی سپاه و امنیتی های متحد دستگاه ولایت فقیه، تحمیل رُکود تورمی درازمدت به اقتصاد کشور، وادار کردن اکثریت مردم به ریاضت کشی، و تشویق دلالی و رانت خواری به جای صنعت است که راه اشتغال را بسته و جوانان تحصیل کرده کشور مان را به بیکاری محکوم کرده است.
می گویند: کارگران خارجی فرصت های شغلی را از بین بردند و قدرت چانه زنی نیروی کار را پائین آوردند. ازاینرو برای انحراف افکارعمومی، به سرکوب مهاجرین متمرکز شدند. نمونه اش علیرضا محجوب دبیرکل خانه کارگروسخنگوی پارلمان کارگری مجلس، دوشنبه این هفته در دیدار با مجید انصاری معاون پارلمانی حسن روحانی گفته است: «وجود اتباع غیر ایرانی در بازار کار ایران باعث کاهش توانایی چانه زنی کارگران ساختمانی شده » است .البته محجوب و خانه کارگر در دشمنی با کارگران مهاجر تنها نیستند. – که ما مضحکه نمایش آنرا در اول ماه مه (۱۱اردیبهشت ) امسال شاهدش بودیم *- همانطور که دستورالعمل کمیسیون ساماندهی اتباع خارجی در ممنوعیت اشتغال مهاجرین در شانزده استان غربی و مرکزی نشان می دهد در یک سال اخیر تشدید حمله به کارگران مهاجر با هدف بیرون کردن آنها از بازار کار به سیاست رسمی دولت روحانی تبدیل شده است. به عنوان نمونه در تیرماه سال گذشته اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهورطی بخشنامه‌ای از وزارت کارخواسته بود « به منظور کمک به حل معضل بیکاری و فراهم کردن شرایط ضروری برای ساماندهی اتباع بیگانه ، همه دستگاه‌های اجرایی دولتی و عمومی غیردولتی و شرکت‌ها و پیمانکاران مرتبط با آن‌ها، کارگران مورد نیاز خود را صرفا از نیروی کار ایرانی تامین کنند.»

1750760
مقامات رژیم مدعی اند که ۱۰درصد بازار کار ایران در اختیار کارگران مهاجراست و تعقیب و اخراج اتباع خارجی فاقد پروانه کاررا شدت دادند. درمقابله با سیاست راست شبه فاشیستی و ضد مهاجرتی دولت درزمینه بازارکار قبل از همه لازم می نماید، تاکید نماییم که نه اخراج و نه جلوگیری از اشتغال مهاجرین در ایران، هیچ کدام نه قدرت چانه زنی نیروی کار را افزایش می دهد نه تاثیر اساسی در مقابله با بیکاری دارد. قدرت چانه زنی نیروی کار قبل از هر چیزی به درجه سازمان یافتگی و تشکل یابی مستقل طبقاتی کارگران در سطح سراسری آن مربوط است. در نبود تشکل های مستقل طبقاتی است که دولت و سرمایه می توانند آزادانه رقابت بین کارگران بومی و مهاجر را دامن بزنند و لشکر بیکاران را به ابزاری برای درهم شکستن دستمزدها و نابود کردن شرایط کار تبدیل نمایند. مهم ترین مانع ایجاد تشکل مستقل طبقاتی مزد و حقوق بگیران هم، همین نظام جمهوری اسلامی است. کارگزاران جمهوری اسلامی آگاهانه و عامدانه خشم و نفرت کارگران از شرایط جهنمی کار، دستمزدهای زیر خط فقر، نداشتن بیمه و نابودی امنیت شغلی را به سمت کارگران مهاجر سوق می دهند. می خواهند به جای این که کل طبقه علیه ظلم طبقاتی و استبداد سیاسی متحد بشوند؛ بخشی از آحاد طبقه را به جان بخش ضعیف تر و بی پناه تر خودشان بیاندازند تا خودزنی نمایند. درست به همین دلیل، سیاست بسیار کثیف و ریاکارانه ای در قبال مهاجرین پیش می برند. با تهدید به برخوردهای قضایی و در چهارچوب طرح های پی در پی آمایش نیروی کار و ممنوعیت های اشتغال اتباع خارجی در استان های مختلف؛ بخشی از این مهاجرین زحمتکش را برای دریافت جواز کار سرکیسه می کنند. همزمان بخش بزرگی از نیروی کار مهاجر نابرخوردار از مجوز اشتغال از طریق شرکت های پیمان کاری با قیمت بسیار پائین به کار گرفته می شنوند. همه مامی دانیم که طرف قرارداد بخش عمده این شرکت ها دولت اسلامی است که همچنان بزرگ ترین کارفرما به حساب می آید. در واقع از این طریق دولت از نیروی کار ارزان همین مهاجرین استفاده می کند. از جهت سوم این امکان را گذاشتند که به شکل دوره ای بخشی از سود شرکت های پیمانکاری از محل کار کارگران مهاجر را به نام جریمه به کارگیری اشتغال غیرمجاز تبعه خارجی از این شرکت ها بگیرند. بند «ج» ماده یازده قانون تنظيم بخشی از مقررات مالی دولت را دارند که براساس آن ماده، می توانند هر وقت لازم بشمارند به ازای هر روز اشتغال غيرمجاز، هر تبعه خارجی را بار اول حدود يك ميليون و ۱۸۷ هزار ريال و بار دوم روزانه حدود ۲ميليون و ۳۷۴ هزار ريال از یکایک شان جريمه بگیرند. ازجهت چهارم با پرداخت دستمزدهای پائین به مهاجرین ، رقابت را دامن می زنند و کارگر بومی را زیر فشار می برند و دستمزدها انها را پاهین می کشندومی شکنند. آنهم در شرایطی که ایران بعد از حدود دو دهه سیاست چلاندن دستمزدها یکی از پائین ترین سطح دستمزدهای نیروی کار را در جهان نمایندگی می کند. دست اندرکاران جمهوری اسلامی در حالی که همه این بهره برداری ها را از کار مهاجرین می کنند، با رذالت هر چه تمامتر می خواهند کل این توده زحمتکش نیروی کار را هم به آماج اعتراضات کارگران و وسیله فرافکنی ناکارایی و شکست طرح ها و برنامه های اشتغالی خودشان تبدیل کنند.

_1may-kobani
روشن است که این سیاست های ضد انسانی را باید عقیم گذاشت. همانگونه که بارها یاد آور شدیم : در کشور ایران و همه جوامع پیرامونی، اتحاد طبقاتی بدون دفاع پیگیر از حق کارگران مهاجر و بدون برابرحقوقی عرصه کار، کارگران بومی و مهاجر در زمینه دستمزد، قوانین و شرایط کار، بیمه ها و بازنشستگی و سلامت زندگی آنان و فرزندان آنان امکان پذیر نخواهد بود.
Amirjavaheri@yahoo.com
چهارشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۰۲ سپتامبر ۲۰۱۵

===============

*چه کسانی فرصتھای شغلی را اشغال میکنند و موجب بيکاری کارگران میشوند؟
تعرض به حقوق کارگران محروم افغانستانی قويا محکوم است!

امیرجواهری لنگرودی
amirjavaheri@yahoo.com
۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ برابر با ۰۶ می ۲۰۱۵

6+

حادثه سازماندهی شده تاریخ یازدهم اردیبهشت۹۴ ، روز جهانی کارگر، روز اتحاد ، همبستگی انترناسیونالیستی و پیکار اردوی کار علیه سرمایه و دشمنان آزادی در روزجهانی اول ماه مه ، در نمایش خیابان های منتهی به نماز جمعه تهران ، توسط عوامل وزارت کار، خانه کارگر، و در حضورسخنگویان اصلی آن (علیرضا محجوب و حسن صادقی) ،بمثابه نیروهای امنیتی و شبه کارگری، نمایش فاشیستی وضد کارگری افغان ستیزی را هوا کردند و بدین طریق بعنوان نیروی برهم زننده صف متحد بلوک کارگری ، نمایش مسخره دیگری را بشکل عریان برهمگان بیان داشتند.
باندرول های تبلیغاتی بنمایش درآمده این تشکیلات ضد کارگری ، با عناوین: « کارفرما حیا کن ، افغانی را رها کن »،« کارگر خارجی اخراج باید گردد»، «کارفرما حیا کن، اتباع را رها کن» از یکسو، نشان از حرکات ضد انسانی و فاشیستی نظام جمهوری اسلامی، و ازدیگرسو، بیانگراوج استیصال و واماندگی اراذل و اوباش امنیتی متشکل در»خانه کارگر» می باشد.
هرکدام ازاین دوسوی درگیردرراستای پاسخگویی به خواست های بیواسطه کارگران ایران و مهاجرین کارگر، به خوبی از درجه خشم و عدم رضایت یکایک کارگران نسبت به شرایط غیرانسانی، تحمیلی و فلاکت باری که سرمایه داری جمهوری اسلامی ایران بر طبقه کارگر و اکثریت مردم تحمیل کرده اند، بخوبی آگاهند. تنها از همین روست که مذبوحانه تلاش می کنند که کارگران افغانستانی، این جان سخت ترین ومظلوم ترین و بی حقوق ترین بخش طبقه کارگر ایران را سپربلای خشم کارگران «ایرانی» دربه انحراف کشاندن مشکل بیکاری و معضل بیکارسازی های گسترده کارگران در ایران معرفی نمایند و اینگونه استدلال می نمایند که این کارگران افغانستانی اند که فرصت های شغلی را گرفته اند و باعث بیکاری کارگران ایرانی اند.

afghan1
انعکاس یک مقاله درسایت خبرگزاری رسمی تسنیم آمده است : « حضور مهاجرین افغانستانی در۱۴ استان کشوربه شکل سوال‌برانگیز و متعجب‌کننده‌ای از چند سال پیش ممنوع شده است. یعنی مهاجرین افغانستانی نه تنها حق کارکردن در این۱۴ استان را ندارند، بلکه حتی حق عبور و مرور و اقامت هم ندارند. به این ترتیب مهاجرین افغانستانی عملا در۱۴ استان حضور ندارند و بنابراین، اساسا امکان اشغال فرصت‌های شغلی این ۱۴ استان را نیز ندارند.
این۱۴ استان عبارتد از: آذربایجان شرقی، اردبیل، زنجان، کردستان، کرمانشاه، ایلام، کردستان، چهارمحال بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، گیلان، مازندران … از قرارباید در این۱۴استان، اشتغال وضعیت نسبتا بهتری داشته باشد، چون مهاجرین افغانستانی در این استان‌ها نیستند و هیچ فرصت‌ شغلی را اشغال نمی‌کنند. در مقابل در بقیه استان‌های کشور که حضور مهاجرین در آن‌ها مجاز است، به دلیل وجود کارگران افغانستانی و اشغال کردن فرصت‌های شغلی، نرخ بیکاری باید افزون‌تر باشد. اما واقعیات چه‌ می‌گوید؟ … طبق این آمار، این ۱۰ استان، بالاترین نرخ بیکاری را در کشور دارند. و از میان این۱۰ استان،۷ استان جزء لیست استان‌هایی است که حضور مهاجرین در آنها ممنوع است. (خبرگزاری تسنیم ،۱۶اردیبهشت۹۴ ) برای مطالعه دقیق این جداول آماری می توان به لینک زیر مراجعه نمود*
نمایش روز یازده اردیبهشت در حاشیه نماز جمعه تهران با باندرولی که امضاء » جمعی از کارگران ساختمانی تهران » را با خود داشت. نشان داد که عوامل ریزودرشت «خانه کارگر «نهاد دست ساز و بازوی امنیتی وزارت کارعلی ربیعی، در نمایش دولتی خود، تهاجم به کارگران مهاجر افغان را که خود فوج عظیم نیروی کاربخش ساختمانی درایران را پوشش می دهند، به عریان ترین شکل در تعقیب اذیت و آزار دائمی این نیروی کارگر مهاجر درایران می باشند تا فضاحت سیاست بیکار سازی کارگران را به دوش این نیروی زحمتکش مهاجر بیاندازند..
نمایش روز یازده اردیبهشت باردیگر نشان داد که سرریز کردن بحران بیکاری و سیاست بیکار سازی گسترده کارگران درایران ، پیمانی کردن و جاری ساختن قرارداد تماما سفید امضاء، در واداشتن کارگرافغان به کار را به نرم جاری وضعیت کارگران بدل ساختن، همه و همه با بلند کردن پرچم نفرت و انزجار برعلیه کارگر محروم افغان ، آنهم در روز همبستگی جهانی طبقه کارگر، تنها و تنها از دست چماقداران و قسم خوردگان نفرت طبقاتی یعنی همین علیرضا محجوب ها و حسن صادقی ها و سکوت آنان در پشت تریبون های اول ماه مه برعلیه این محروم ترین نیروی مهاجر فراهم می گردد .
کارگران شریف وپرتوان افغانستانی که درشرایط دشواروعدم تامین امنیت شغلی درسطح دشوارترین کارهای ساختمانی ، معادن ، چاه کنی، بخش خدمات شهرداری ها از صبحگاهان تا شبانگاهان ،بیش از سه دهه که ازجنگ و ناامنی در کشور خود به ایران پناه آوردند و همه نیروی جوانی و ظرفیت کاری خود را درسازندگی کشور ما تا به امروزبکارگرفتند، امروز همچون دیروز گوشت دم توپ سرمایه داری حاکم بر ایران بشمار می روند. تا هم از او چماق بحران بیکاری را لاپوشانی نمایند و هرآنگاه که لازم افتد باتهاجم به حقوق آنان با سلب امنیت و زیر گرفتن موقعیت حق شهروندی آنها، عرصه را بر کل خانواده زحمتکش افغان تنگ ترساته و آنها را به بازگشت اجباری به افغانستان جنگ زده وا دارند .
باید با صراحت اعلام نمود ؛ کاری که طی بیش از سی سال با کارگر افغانستانی در ایران توسط سیستم سرمایه داری صورت گرفت ؛هیچ چیز جز تحمیل حقارت بارترین فشارها درعرصه کارو زیست برای این مردم شریف و بی ادعا و کم هزینه بدنبال نداشته است . افغان ها ی زحمتکش، مردمانی قانع ، ساده ،بی آلایش وبی پیرایش اند که بدلیل جنگ و نا امنی مجبور به فرار از کشور خود و پناه گرفتن در سطح کشورهای همسایه خود شده اند. طبیعی است که برای ادامه زندگی دنبال کار و تلاش بگردند ولی سرمایه دار ی حاکم در ایران ،از یکسو با محرون نگهداشتن آنان از تامین اجتماعی و کارت های بیمه درمانی ، پرداخت پاهین ترین مزد در برابر سخت ترین و پست ترین کارها،امنیت شغلی آنان را خدشه دار می نماید . از سوی دیگر با ندادن حق شهروندی برابر به آنان و همسران و فرزندانشان ، راه ادامه زندگی را بر آنان دشوار می سازند و با تحمیل انواع تحقیرها و بر انگیختن نفرت قومی در برابر خانواده های افعان ساکن در سراسر کشور و خاصه در اردوگاهها ، راه ادامه زندگی را بر آنان می بندند و آنها را به اخراج ازکشور وا می دارند.
سازمان ما در اعلامیه اول ماه مه امسال با صراحت اعلان داشت : « پایان دادن به سرکوب، اخراج و اعمال تبعیض در حق همه کارگران مهاجر و مخصوصا کارگران و زحمتکشان افغان و به رسمیت شناختن کلیه حقوق شهروندی زنان ایرانی که با مردان مهاجر ازدواج می کنند و مخصوصآ به رسمیت شناختن ملیت ایرانی فرزندان آنها؛…» ازجمله مطالبات عمومی اعلام شده همه کارگران و آزادیخواهان دراین روز جهانی، در پیوند با این نیروی کار مهمان و مهاجر در ایران است .
اول ماه مه نشان داد؛ درپی انتشاراطلاعیه ها و قطعنامه های مشترک تشکل های کارگری ایران واز تلاش آنها برای برگزاری هرچه باشکوه تراین روز، در تمامی اطلاعیه و قطعنامه ها به پیوند طبقه کارگر ایران و نیروی کار مهاجر خاصه کارگر افغان پرداخته شده و الزام به برابر حقوقی این نیروی عطیم مهمان در جامعه ما را از وظایف و تعهدات دولت و حاکمیت سیاسی ایران می شناسند. اما نمایش عوامل چماقدار رژیم اسلامی در روز اول ماه مه ، و برانگیختن نفرت قومی بر عیله افعان های شریف ، را باید از وحشت رژیم اسلامی در امرپیشروی جنبش کارگری و حضور مادی فعالان این جنبش در بدست آوردن مطالبات پاسخ نگرفته آنان یاد نمود .تجربه نشان داده است که این حد از اعتراضات کارگری و حضور تشکل ها و فعالان کارگری نیز می تواند به موج های قدرتمند جنبش کارگری فراروید و رژیم و عوامل مزدور آنان را بیش از پیش در برابرچشمان بشریت مترقی مفتضح تر نماید .

afghan3
ما باید بتوانیم از فرصت های پیشروی خود بهره گیریم و یک صدا فریاد برآوریم که عوامل امنیتی و شبه کارگری « خانه کارگر» باید از تمامی مجامع کارگری جهانی ازجمله؛ ( سازمان جهانی کار ) بعنوان پرچمدار ستیز و دشمنی با کارگر خارجی به بیرون ریخته شوند تا عرصه بر آنان تنگ تر گردد و نمایندگان واقعی کارگران برای تحقق اهداف مبارزه اقتصادی و اجتماعی خود از این تریبون ها ، فریاد و خواست های خود را به گوش هم طبقه ای های خود در سراسر جهان برسانند
خبرگزاری بین المللی تسنیم – کارگران افغانستانی موجب بیکاری در ایران هستند؟ +جداول مرکز آمار ایران

http://www.artin.rivido.de/rd/2015/05/amirafghan.pdf

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s