ویژه نامه رفیق شاهرخ زمانی : آری یک قتل بود!

1

یادداشت های جنبش کارگری :

 شاهرخ زمانی نماد استحکام سوسیالیسم کارگران در ایران

امير پيام

در مورد درگذشت شاهرخ زمانی فعال سوسیالیست جنبش کارگری در زندان جمهوری اسلامی این اجماع بدرستی در بین فعالین کارگری و سوسیالیست وجود دارد که این فرزند دلیر و فدارکار طبقه کارگر توسط نظام سیاسی حاکم به قتل رسیده است. در واقع هر تفسیری کمتر از این قتل جنایتکارانه چیزی جز تطهیر ماهیت جنایتکارانه جمهوری اسلامی ایران نخواهد بود. حتی اگر خود را به تعابیر قانونی بورژوایی محدود کنیم، و این توضیح شیادانه حکومتی را در نظر بگیریم که شاهرخ زمانی در سلول اش در اثر سکته مغزی در گذشته است باز هم به این حکم قاطع می رسیم که او را به قتل رسانده اند. سکته مغزی مثل بسیاری از بیماری ها یکباره از آسمان بر هیچکس نازل نمی شود بلکه علایم و نشانه های قبلی و هشدار دهنده دارد و قابل پیشگیری و درمان است. اگر در خارج از زندان محروم نمودن عامدانه کسی از دسترسی به امکانات درمانی و مانع ایجاد نمودن آگاهانه برای دسترسی به امکانات اورژانس که به مرگ شخص منجر شود ارتکاب به قتل محسوب می شود، آنگاه محروم نمودن زندانی از امکانات اورژانس هزاران بار بیشتر باید قتل زندانی بحساب آید. جمهوری اسلامی مخالفین خود را بشیوه های مختلف از سنگسار و انواع اعدام و زیر شکنجه و انواع ترور و حوادث ساختگی رانندگی و غیره به قتل می رساند، و مورد شاهرخ زمانی یعنی قتل به شیوه مهندسی نمودن «مرگ طبیعی» مورد دیگریست که تاکنون قربانیان زیادی گرفته است. بنابراین شاهرخ زمانی مستقیما توسط رژیم جمهوری اسلامی یعنی حکومت طبقه سرمایه دار ایران به قتل رسیده و مسئولیت این جنایت بر دوش همین حکومت و همین طبقه می باشد.

شاهرخ زمانی اولین فعال کارگری سوسیالیستی نیست که توسط طبقه سرمایه دار و دولت اش به قتل می رسد و آخرین آن نخواهد بود. فاصله حاکمیت سرمایه داری امروز تا برقراری حاکمیت کارگران در ایران دره بزرگی است که با فداکاریهای طبقه کارگر پر خواهد شد. طبعا پرولتاریای آگاه و سازمانیافته همه توان و هوشیاری و درایت خود را بکار خواهد برد تا این مسیر با کمترین هزینه طی شود، اما باید بدانیم که دشمنی هار و مرگ آفرین یعنی طبقه سرمایه دار را در مقابل خود داریم که آماده انجام هر جنایتی است تا حق مالکیت بر ابزار و سایل تولید و حق استثمار و بهره کشی از طبقه کارگر را برای خود حفظ نماید. طبقه سرمایه دار ایران با همه اقشار و جریانات سیاسی و احزابش، و از ملی و سلطنتی و اسلامی و جمهوری خواه و اصلاح طلب و لیبرال و دمکراتیک اش، و در همه عمرش،  طبقه ای یکسره ارتجاعی و ضد کارگری است که هر ذره از مبارزات مستقل و متکی به خود کارگری را درهم کوبیده است. طبقه سرمایه داری که سرسوزنی از حقوق شناخته شده کارگری در دنیا را برای کارگران ایران برسمیت نشناخته و نمی شناسد. در مقابل توحش طبقاتی و تاریخی سرمایه داری ایران اما مقاومت و مبارزه طبقه کارگر برای بهبود وضع زندگی اش در همین نظام و نیز برای رهایی از آن و برقراری حکومت کارگری از زمان علی امید در زندان رضا شاه تا یداله خسروشاهی در زندان محمد رضا شاه و تا دوران کنونی و شاهرخ زمانی در زندان جمهوری اسلامی  ادامه داشته است. اما قتل شاهرخ زمانی معانی ویژه دارد که باید به آن اشاره نمود.

می دانیم که شاهرخ نه تنها در مقابل دژخیمان رژیم تا به آخر سرو ایستاده بود، بلکه از داخل زندان فعالانه در مبارزه طبقاتی شرکت داشت و شفاها و کتبا پیرامون مسایل ایدئولوژیک و سیاسی و تشکل یابی این مبارزه  اظهار نظر می کرد و رهنمود می داد و همفکری می نمود. برخی از فعالین کارگری این توصیه درست را به شاهرخ داشتند که با محدود نمودن فعالیت خود در زندان به این فکر کند شاید ممکن شود زودتر رها گشته و انرژی خود را در خدمت مبارزه بلند تر و تاریخی طبقه کارگر قرار دهد. من که در باره بسیاری از نظرات  شاهرخ متفاوت فکر می کردم نیز اینطور معتقد بودم و تا آن حد که ممکن بود با او در میان گذاشتم. شاهرخ نه «قهرمان» و نه «معلم» طبقه کارگر که یک فعال سوسیالیست این طبقه بود. اکنون اما مساله این نیست که ما در باره وی چه فکر می کنیم بلکه همه مساله مقاومت و مبارزه شاهرخ است که به او نقشی تاریخی در جنبش کارگری ایران بخشید و  به نماد استحکام سوسیالیسم کارگران در ایران بدل نمود. چرا؟

دهه شصت در جمهوری اسلامی، دهه بخون کشیدن آزادیخواهی و برابری طلبی چپ و سوسیالیستی، و دهه نابود سازی همه جنبش های مستقل حق طلبانه و در راس آنها جنبش مستقل طبقه کارگر و تلاش های سوسیالیستی آن بود. صدها و هزاران انسان آرمانخواه و از خودگذشته و مدافع و رفیق کارگران و ستمکشان توسط جلادان رژیم اسلامی حاکم جانباختند، و دهها و صدها هزار نفر از همین انسانها و توسط همین جلادان مجبور به ترک محل کار و زندگی و عزیزان خود شدند و به نقاط دیگری در ایران و به خارج ایران رانده شدند. اگر چه جمهوری اسلامی توانست به زور چنین سرکوب وسیع و فاشیستی عقب نشینی گسترده ای را به جنبش های حق طلبانه و کارگری و سوسیالیست تحمیل کند، اما با هیچ تعریفی نتوانست به هدف نابود سازی آنها دست یابد و تحولات بعدی مبارزه طبقاتی در ایران نشان داد که این آرزوی کثیف را  به همراه سرنگونی اش با خود به گورستان تاریخ خواهد برد.

تحرک مجدد این جنبشها در دو دهه اخیر و بطور اخص سربلند کردن جنبش مستقل کارگری از اول ماه مه سال 83 در سقز زنگ های خطر را در دالانهای قدرت ارتجاع حاکم به صدا درآرود.  رژیمی که می پنداشت با برپایی دهه خونین شصت از شبح سوسیالیسم و کمونیسم در ایران خلاص شده بار دیگر شاهد گامهای پر طنین جنبش مستقل کارگران و سوسیالیسم و کمونیسم می باشد. می گوییم جنبش مستقل کارگران و سوسیالیسم چرا که تحت حاکمیت استبدادی سرمایه داری ایران ایندو جدایی ناپذیرند. در ایران تاریخا تشکلات کارگری مستقل و متکی به خود کارگران یا در پیوند با سوسیالیسم قرار داشته اند و یا  از  آن متاثر بوده اند. در این تاریخ جداسازی حق طلبی کارگری از ایده ها و آرمانهای سوسیالیستی ممکن نیست و این درهم تنیدگی نه محصول آگاهانه فعالیت حزب و گروه خاصی که از ویژگیهای مبارزه طبقاتی در ایران است. جمهوری اسلامی بخوبی می داند که هر درجه از امکان دادن به تحرک تشکلات مستقل کارگری به گسترش ایده های سوسیالیستی کمک می کند، و هر درجه آزادی فعالیت های سوسیالیستی به رشد مبارزات مستقل کارگری می انجامد.  طی دهسال گذشته پیشروی نسبی این دو جنبش به درجاتی به جمهوری اسلامی تحمیل شد و در پدیده ای به بنام شاهرخ زمانی بار دیگر درهم تنیدگی این دو جنبش را دید و هم با استحکام سوسیالیسم کارگران در ایران مواجه گشت. شاهرخ در زندانهای رژیم نه تنها از همه حق و حقوق اقتصادی کارگران و تشکلات مستقل آنان پرشور دفاع می کرد بلکه همچنین بر ضرورت تحزب یابی سوسیالیستی کارگران پای می فشرد و از آرمان برچیدن نظام سرمایه داری و انقلاب کارگری و برقراری حکومت کارگری دفاع می نمود. به اینترتیب شاهرخ با بدست داشتن پرچم هر دو مبارزه اقتصادی و سیاسی، مطالبات آنی و آتی، و اصلاحی و انقلابی طبقه کارگر، مبارزه طبقاتی پرولتاریا را به داخل زندانهای رژیم برد و نشان داد که سوسیالیسم کارگران بسیار مستحکم تر از آنست که بتوان آنرا از بین برد.

تداوم بحران اقتصادی نظام سرمایه داری در جهان و گسترش بحرانهای سیاسی منطقه ای، تداوم و تعمیق بحران اقتصادی و سیاسی سرمایه داری ایران و گسترش فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی کارگران و زحمتکشان، سازش رژیم ایران با امریکا و غرب و شکست آن بر سر مساله اتمی که امکان رفع تحریم ها و سرمایه گذاری های خارجی در ایران فراهم را نمود، رفع تحریم ها که اگر چه در کوتاه مدت به نفع ثبات رژیم است اما اساسا به معنای بازگشت اقتصاد ایران به دوران ماقبل تحریم هاست که خود چیزی جز فقر و فلاکت برای کارگران نبود و اینکه رفع آنها تحت سلطه حاکمیت استبدادی و جهتگیری نئولیبرالی آن هیچ گشایشی به نفع طبقه کارگر نخواهد داشت و به معنای تداوم تحمیل باز هم بیشترریاضت کشی اقتصادی به این طبقه خواهد بود، درخواست و اعطا نقش سیاسی برجسته به ایران در بحران گسترده و بلند مدت منطقه که ضرورتا به مداخله گری نظامی و رشد نظامی گری و بودجه های مربوط به آن می انجامد، رشد خواسته ها و مطالبات بویژه اقتصادی کارگران و زحمتکشان بدنبال رفع تحریم ها که بطور طبیعی بهبود وضع زندگی شان را انتظار دارند، و بالاخره گسترش فی الحال اعتراضات توده ای کارگری که با درجه ای از بکارگیری روش های رادیکال نیز همراه اند، همه آن فاکتور هایی هستند که جمهوری اسلامی را با امکان واقعی رشد بسیار گسترده تر اعتراضات کارگران و زحمتکشان و انفجارات اجتماعی بالقوه توسط آنان مواجه ساخته است. بویژه اینکه جمهوری اسلامی بخوبی می داند که نه می خواهد و نه می تواند به هیچیک از مطالبات اقتصادی کارگران و زحمتکشان پاسخگو باشد.

بر متن این تحولات عینی و شرایط مادی و سیر آتی و روندهای محتمل  آنست که پاسخ کلاسیک دولت استبدادی سرمایه داری در ایران یعنی سرکوب اعتراضات اجتماعی بیشتر از قبل در دستور قرار گرفته و این بار بصورت سرکوب پیشگیرانه اعتراضات و انفجارات کارگران و زحمتکشان بکار گرفته شده است.

بالاتر گفتیم جنبش مستقل کارگری که از اول ماه مه 83 در سقز سربلند نمود به ارتجاع حاکم نشان داد که علی رغم سرکوب خونبار دهه 60 اما سوسیالیسم کارگران همچنان زنده و مستحکم در جریان است. اکنون برای کارگزاران ارتجاع روشن است که با وجود این جنبش مستقل کارگری مهار و کنترل و انحراف و سرکوب اعتراضات رشد یابنده آتی بسیار دشوار و حتی ناممکن است. لذا به عنوان اولین قدم در اجرای سیاست سرکوب پیشگیرانه، سرکوب همین جنبش مستقل کارگری آغاز شده و شاهرخ به مثابه سمبل مقاومت این جنبش در این مقطع مشخص به قتل رسید. از اینروست که همزمان با قتل شاهرخ فشار بر همه فعالین مستقل کارگری وسیعا گسترش یافته است. اگر آن تحولات عینی و شرایط مادی یاد شده در بالا که به قتل شاهرخ در این مقطع انجامید در سالهای قبل تر رخ میداد چه بسا دیگران فعالین و رهبران کارگری نیز همین سرنوشت را می داشتند، کما اینکه با تداوم همان شرایط مادی اکنون نیز فعالین دیگر هم در معرض این تهدید قرار دارند.

اگر شاهرخ زمانی در مصاف با ارتجاع  به نماد استحکام سوسیالیسم کارگران بدل شد و پرچم این سوسیالیسم را بیخ گوش ارتجاع و در اسارتگاههای آن بر افراشت، برای خود جنبش کارگری نیز او به چنین نمادی بدل گشت. علی رغم شکست ضد کمونیسم جهانی پسا جنگ سرد و بحران اقتصادی دهه اخیر که ایده پیروزی و کارسازی نظام سرمایه داری را یکسره  باطل نمود، و با وجود مبارزات گسترده و فزاینده کارگری علیه ریاضت کشی اقتصادی، و نیز علی رغم شکست جنبش های ارتجاعی مدعی اصلاحات در جمهوری اسلامی نظیر خاتمیون و دوم خرداد و ارتجاع سبز موسوی و کروبی، هستند فعالین و محافل کارگری که بر علیه سوسیالیسم و رادیکالیسم می کوبند و تلاش دارند تا جنبش کارگری را در چارچوب تنگ رفرمیسم بورژوایی شکست خرده و رنگ باخته در سطح جهان محدود کنند. این محافل مدعی اند در همین چارچوب محدود بورژوایی آنهم مدیریت شده توسط رژیم استبدادی سرمایه داری یعنی جمهوری اسلامی که پشیزی برای رفرمیسم بورژوایی ارزش قایل نیست می کوشند تا به اصطلاح وضعیت کارگران را بهبود بخشند. در رد و نفی این مدعیات ریاکارانه و دروغین و یا ساده لوحانه است که شاهرخ زمانی بر این اصول اساسی مبارزه طبقاتی کارگران که توسط فعالین سوسیالیست طبقه کارگر نسل به نسل حفظ و تقویت و منتقل شده است تاکید می کند و از حیات خود برای استحکام آنها مایه می گذارد: 1- مبارزه اقتصادی طبقه کارگر برای بهبود شرایط  کار و زندگی اش در نظام کنونی و ساختن تشکلات توده ای و مستقل کارگری نظیر سندیکا ها و شوراها در محیطهای کار و تحمیل آنها به رژیم حاکم یک وجه مهم و حیاتی و غیر قابل اهمال مبارزه کارگری است. 2- اما محدود شدن مبارزه طبقاتی به این مبارزه اقتصادی حیاتی چیزی جز ابدی نمودن استثمار و بردگی کارگران نیست و لذا طبقه کارگر می باید بموازات و در حین مبارزه اقتصادی اش به مبارزه سیاسی کلان علیه کلیت نظام اقتصادی و سیاسی سرمایه داری بپردازد و با ساختن حزب طبقاتی اش برای بزیر کشیدن قدرت سیاسی بورژوازی و استقرار حکومت کارگری مبارزه کند. 3- اگر بهبود ماندگار وضع کارگران در نظام سرمایه داری توهمی بیش نیست و رفرمیسم نهایتا در خدمت ابدی نمودن بردگی مزدی کارگران است و لذا مبارزه علیه نظام سرمایه داری و انجام انقلاب کارگری برای برچیدن آن رکن تعیین کننده مبارزه طبقاتی کارگران است، بنابراین چنین مبارزه ای تنها با یک افق سوسیالیستی و با تکیه بر تئوری های بزرگان مارکسیسم عملی است و لذا مبارز فکری مارکسیستی علیه سیاست ها و تئوریها و اررزش های بورژوایی رکن دیگر و به همان انداز مهم مبارزه طبقاتی کارگران می باشد. به اینترتیب شاهرخ پرچم همان اصول بنیادین مبارزه کارگری را که توسط اولین محافل کارگران سوسیالیست یعنی همان بنیانگذاران کلیت جنبش کارگری ایران در دل انقلاب بورژوایی مشروطه به درخشش درآمد را به نسل کنونی کارگران ایران منتقل نمود و با گذشتن از جان برای همیشه آنرا برافراشت.

طبعا محافل راست و فعالین خاکستری به اصطلاح کارگری بدنبال قتل شاهرخ بر نجواهای شوم خود علیه سوسیالیسم و انقلاب و رادیکالیسم خواهند کوبید و گریز از این افق ها و اصول حیاتی و رهایی بخش را بیشتر در بوق خواهند نمود و مانند همیشه یک جنبش کارگری رام در چارچوب قوانین ضد کارگری و خودی شده در تشکلات ضد کارگری رژیم را چاره مصائب طبقه کارگر معرفی خواهند نمود. اما تا آنجا که به فعالین مستقل و متعهد و صادق جنبش کارگری بر می گردد اکنون جنبش کارگری ما با پدیده شاهرخ زمانی بیش از پیش به منشا تاریخی اش  که بر بنیاد افق های سوسیالیسم و انقلاب کارگری بنا شد پیوند خرده است. ما نیز خواهیم کوشید که جنبش کارگری بر پایه همین منشا پیش برود و قدرتمند شود و افق سوسیالیسم  را به عنوان تنها راه رهایی از ستم و استثمار و مشقات موجود در مقابل جامعه قرار دهد.

امیر پیام

10 مهر 1394

2 اکتبر 2015

amirpayam.wordpress.com

=======================

اعلام همبستگی سندیکای س ژ ت، با مبارزان سندیکائی ایران

ماه سپتامبر، ماهی سیاه برای جنبش کارگری ایران است. روز 13 سپتامبر، شاهرخ زمانی یکی از پایه گذاران سندیکای نقاشان که از 11 ژوئن 2011 در زندان به سر می برد، در سلول خود جان سپرد.

15 سپتامبر، علی نجاتی سندیکالیست فعال  نیشکرهفت تپه  واقع در جنوب غربی ایران، دستگیر و زندانی شد. این فعال کلرگری از بیماری قلب رنج می برد و باید مرتبا تحت مراقبت پزشکی باشد.

در همان هفته، محمد رضا نیک نژاد، مهدی بهلولی، محمد بهشتی لاگرودی، علیرضا هاشمی، علی اکبر باغانی که همگی معلم هستند، دستگیر و زندانی شدند. پیش از آن، اسماعیل عبدی دبیر «کانون معلمان» دستگیر شده بود.

قرار بود رسول بداغی که او هم معلم است، پس از شش سال زندان آزاد شود. او را دوباره به 3 سال زندان اضافی محکوم کرده اند.

محمود صالحی، فعال کارگری که در پنجاهمین کنگره س ژ ت از مبارزات سندیکائی در کشورش سخن گفته بود، برای چندمین بار دستگیر شده و به 9 سال زندان محکوم شده است. این حبس جان محمود را به خطر می اندازد، زیرا او بیمار است  و در اثر رفتارهای نامناسب در دوره های قبلی زندانش به معالجه  و مراقبت دائمی پزشکی نیاز دارد.

فهرست قربانیان سرکوب های ضدسندیکائی دولت ایران بسیار طولانی است. رهبران و فعالان س ژ ت از تعهد مبارزاتی سندیکالیست های ایران تجلیل کرده و با آن ها اعلام همبستگی می کند. س ژ ت خواهان آزادی فوری زندانیان سندیکالیست ایران و لغو محکومیت های آنان است.

س ژ ت از رئیس جمهور فرانسه می خواهد که در ملاقات با رئیس جمهور روحانی هنگام بازدید وی از فرانسه در ماه نوامبر امسال، مسئله سلامتی و امنیت سندیکالیست های زندانی ایران و نیز تشدید سرکوب سندیکاها  را با او در میان بگذارد.

ساختمان مرکزی س ژ ت ، مونتروی [حومه پاریس]

30 سپتامبر 2015

ترجمه و تکثیر:

اتحاد بین الملل در حمایت از کارگران ایران – پاریس

همبستگی سوسیالیستی با کارگان ایران – فرانسه

=================

خون نجیب «شاهرخ زمانی» بر پرچم مبارزه علیه رژیم منفور ایران نقش بست

http://www.hambastagi.org/new/fa/asnad-hezb/dedgah/1422-shahrokh-zamani-the-symbol-of-struggle-against-the-hated-regime-of-iran.html

اینبار شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی و از فعالان سرفراز جنبش کارگری ایران طعمه «اعدام خاموش» ماشین وحشت و کشتار رژیم آخندی ایران گردیده قلب ما را پردرد ساخت. به تاریخ ۲۲ سنبله ۱۳۹۴ هم‌بندانش در حالی با جسد بی‌جان او در زندان رجایی‌شهر مواجه شدند که اثراتی از کبودی و لختگی خون بر روی بدن او نمایان بود. اما دولت با کمال وقاحت علت را سکته مغزی اعلان کرد باآنکه قبلا هیچگونه مشکل صحی نداشت.

حاکمیت ددمنش «ولایت فقیه» که انسان‌های مبارز و پیشگام را دشمن درجه یک پنداشته به بند و زندان می‌کشد، به شیوه های مختلف تلاش برای حذف فزیکی عناصر آگاه و معترض دارد. شاهرخ فقط به جرم دفاع پیگیر از حقوق کارگران ستمکش کشورش به قتل رسید. او نخستین قربانی نیست و تا وقتی دستگاه فاشیستی پابرجاست، بهترین فرزندان خلق ایران قربانی بربریت آن خواهند شد. شاهرخ به کاروان انسان های آزاده و انقلابی چون افشین اسانلو، دگمچی، کرمی خیرآبادی، ستار بهشتی و غیره پیوست که به خاطر تسلیم‌ناپذیری و دفاع پایدار از آرمان‌های انسانی شان به همین صورت در دخمه‌گاه‌های مخوف رژیم سفاک ایران سربه‌نیست شدند.

rouz_kargar_moalem

خون شریف شاهرخ‌ها لکه ننگی بر جبین روشنفکران خودفروخته افغان چون کاظم کاظمی، صادق عصیان، ابوطالب مظفری، فضل‌الله قدسی، رفیع جنید، ابراهیم امینی و غیره نیز می‌باشد که با بیشرمی تمام در رکاب خامنه‌ای آدمخوار و دیگر قاتلان فرزندان اصیل مردم ایران زانو زده شعرسرایی می‌کنند. اینان اگر اندک وجدان و حس انسانی می‌داشتند، از خونی که بر چنگال‌های رهبران پلید جمهوری اسلامی جاریست شرم کرده مدیحه‌سرایی و صله گرفتن از این دژخیمان انسانیت را عار و ننگ می‌پنداشتند.

شاهرخ یک کارگر آگاه و معترض بود که با جانفشانی و شهامت از حقوق زحمتکشان دفاع می‌نمود. جلادان «ولایت فقیه» هرچه شنیع‌تر او را شکنجه کردند، او رساتر فریاد برآورده قصابان حاکم را وامانده و ذلیل ساخت. به همین دلیل چهار سال تمام مورد وحشیانه‌ترین شکنجه و بدرفتاری رژیم مستبد و ضدکارگری قرار گرفت و بارها از یک زندان به زندان دیگر و در کوته‌قلفی او را به بند کشیدند. اما او خاری در چشم ستمگران بود که با هیچ وحشتی نتوانستند او را به زانو درآورند. شاهرخ چند بار دست به اعتصاب غذا زد و ندای عدالت‌خواهی‌اش جهانی شد. رژیم که در برابر پیکارگری از تبار کموناردها مواجه بود، چاره را در «اعدام خاموش» او دید. او که باربار تهدید به مرگ شده بود، در نامه‌ سرگشاده‌ای خطاب به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل نوشت: «مرگ من به هر دلیلی در زندان، متوجه مسئولین نظام است.»

_zamani_6

شاهرخ، نامه‌ها و پیام‌های زیادی از زندان به بیرون فرستاد که در تمامی آن‌ها روح بزرگ آزادیخواهی و جسارت این کارگر قهرمان را می‌توان با تمام وجود درک کرد. او در نامه‌ای عنوانی دخترشنوشت:

«دخترم مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم‌نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه‌داری است را پیدا کردم.»

دولت پوسیده و لرزان ایران حتی از جسد انقلابیون جانباخته هراس داشته به هر حربه‌ای چنگ می‌اندازد تا جلو «سیاسی شدن» مراسم تدفین را بگیرند. «کمیته دفاع از شاهرخ زمانی» در گزارشی از مراسم تدفین وی نوشت:

«حتی در مراسم وداع با شاهرخ قبل از حضور یافتن وداع‌کنندگان دهها مامور لباس شخصی در محل حاضر شدند و برنامه های از پیش تعیین شده خود را به خانواده شاهرخ تحمیل کردند… ماموران قبل از مراسم به در خانه تعداد بسیاری از افراد فعال‌شناخته شده رفته و آنها را تهدید کرده اند که اگر در مراسم حضور داشته باشید دستگیر خواهید شد.»

اما مردم و نیروهای انقلابی ایران انتقام خون جوشان شاهرخ‌ها را گرفتنی اند. حتی تعدادی از مادران داغدار ایران درد از دست دادن جگرگوشه‌های شان را با چنان استقامت نمونه بیان کرده اند که لرزه بر اندام قاتلان انداخته است. بطور نمونه عکس‌العمل دایه سلطنه، مادر قهرمان فرزاد کمانگر (معلم مبارز و آگاه که به تاریخ ۱۹ ثور ۱۳۸۹ با چهار هم‌زنجیرش اعدام شد) در سوگ جاویدان شدن فرزند برومندش اینچنین حماسی بود: «من خیالم از این راحته که یک گل شقایق دیگه به این سرزمین هدیه شد، که این گل از خونه من رفته این بار.»

shahrokh_zamani_7
مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی در گورستان وادی رحمت تبریز

تعدادی از تشکل‌های کارگری ایران در اطلاعیه مشترکی وعده سپردند:

«از دست دادن شاهرخ عزیز درد جانکاهی است اما ما در سوز و گداز این درد جانکاه، زانوی غم در بغل نخواهیم گرفت و مرگ شاهرخ را به پرچمی برای اتحاد و همبستگی کارگری که او پیشتازش بود تبدیل خواهیم کرد.»

ما مطمئنیم که کارگران آگاه و انقلابی ایران قتل این حامی و رهبر پیشرو شانرا با تشدید مبارزه علیه جمهوری فاشیستی آخندی پاسخ خواهند داد تا این دستگاه وحشت و ستمگری را با اتحاد و پیکار شان به زباله‌دان تاریخ بسپارند.

درحالیکه حاکمیت جمهوری اسلامی را از دشمنان محیل و هار مردم افغانستان می‌شمریم، خود را در سوگ دردناک پرپرشدن عظیم‌ترین مبارزان ایران شریک می‌دانیم. ما به هم‌نبردان ایرانی خود وعده می‌سپاریم با آنکه در افغانستان اشغال‌شده و مافیایی‌ خود با مشکلات و سختی‌های فراوان مواجهیم، دست تمامی انسان‌های آزاده و ستم‌ستیز را فشرده همگام با آنان پرچم گلگون عدالت‌خواهی شاهرخ‌ها را تا محو بی‌عدالتی و استبداد بلند نگه خواهیم داشت. اتحاد و همبستگی رنجبران ایران و افغانستان که هر دو درد و سرنوشت مشترک دارند ناقوس مرگ رژیم های طالبانی هردو کشور را به صدا درخواهد آورد.

ما از روحیه رزم‌جویانه و جان‌نثاری شاهرخ درس‌ها آموخته، معیار انقلابی بودن هر فرد و جمع مدعی مبارزه را درین می‌دانیم که همانند وی آموخته‌های مبارزاتی‌ شان را در عمل پیاده نموده با قبول هر سختی و حتی مرگ به آرمان ستمکشان وفادار باشند.

======================

واله زمانی آزاد شد

والی 3

واله زمانی با دویست میلیون وثیقه بعد از ظهر امروز آزاد شد.

واله زمانی عضو و از بنیان گذاران سندیکای نقاشان استان البرز و پسر عموی شاهرخ زمانی که بدست ماموران و به دستور مسئولان نظام ضد کارگری جمهوری اسلامی سرمایه داری در زندان گوهر دشت کرج کشته شد ، 7 روز پیش واله زمانی به دستور مقامات اسلامی نیمه های شب ماموران اطلاعات مانند دزدان و راهزنان رهگیری شده بود بازداشت شد ، ماموران برای ایجاد رعب وحشت بین کارگران و فعالینی که می خواهند قاتلین شاهرخ شناسای و محاکمه شوند واله زمانی را بازداشت کرده اند .
ما ضمن اینکه از تمامی فعالین ، کارگران، معلمین و زحمتکشان و تشکل های مستقل و نهاد های جهانی می خواهیم همچنان خواستار شناسای و محاکمه قاتلین شاهرخ زمانی باشند و ضمن محکوم کردن دستگیری واله زمانی و ادامه بازداشت علی نجاتی و حکم صادره علیه محمود صالحی ، رسول بداغی ، سعید شیر زاد و همچنین خواهان آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی هستیم و می خواهیم به تعقیب قضایی فعالان کارگری ، معلمی و سیاسی پایان داده شود.

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
6/7/1394

===============

 بی‌خبری از وضعیت واله زمانی

vale zamani

خانواده‌ی شاهرخ زمانی که بهت‌زده، داغدار مرگ نابهنگام شاهرخ بودند و در انتظار پیگیری و یافتن علت مرگ شاهرخ، اینک بی‌خبر و نگران ِ یکی دیگر از اعضای خانواده‌ی خود هستند.
یک شنبه شب 29 شهریور 1394 هنگامی که عده‌ای از فعالان کارگری همراه با واله زمانی از اعضای سندیکای کارگران نقاش البرز، در تدارک برگزاری مراسمی در بزرگداشت شاهرخ زمانی بودند، بازداشت شد. در حالی که برگزاری مراسم بزرگداشت و ختم، پس از مرگ هر عزیزی، یکی از طبیعی‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق خانواده و دوستان وی است.
ماموران امنتیتی که بنابر شواهد، وابسته به اطلاعات سپاه بودند، ابتدا آنها را همراه با واله زمانی در خیابان مورد بازجویی قرار دادند و سپس با رها کردن آنان و تعقیب‌شان، واله زمانی و یکی دیگر از کارگران عضو هیات موسس کارگران نقاش را بازداشت کرده و در انتها واله زمانی را به مکانی نامعلوم منتقل کردند و تا کنون از سرنوشت وی اطلاعی در دست نیست. عدم تماس وی با خانواده سبب شده که خانوده و به خصوص مادر وی به شدت نگران و مضطرب باشند. طبیعی است که مرگ شاهرخ درزندان سبب شده که این نگرانی شدت بیشتری داشته باشد.
این دستگیری‌ها در هفته های اخیر شدت یافته است. به دنبال دستگیری معلمان، دستگیری علی نجاتی عضو هیات مدیره سندیکای هفت تپه و تعدادی دیگر از فعالان اجتماعی در اندیمشک و شوش، دستگیری فعالان دانشجویی در کرج را می‌توان به آن اضافه کرد، همراه با صدور احکام سنگین برای فعالان کارگری، (محمود صالحی 9 سال، سعید شیرزاد 5 سال، رسول بداقی 3 سال ) نشان از آن دارد که گویا مقامات ومسوولان تنها فعالان کارگری را مسوول مشکلات اجتماعی می‌دانند. در حالی که فشارهای فزاینده زندگی اقتصادی واجتماعی کارگران و زحمتکشان را آن چنان تحت فشار قرار داده که اخبار خودکشی کارگران و زحمتکشان که ناشی از این فشارهای اقتصادی است هر روزه به گوش می‌رسد و وجدان‌های آگاه را به درد می‌آورد. آخرین آن، خودکشی امید راشدی در اهواز است که در اعتراض به اخراج و بیکاری خودسوزی کرده و جان خود را از دست داد.

واله
آنان گمان می‌برند که با این دستگیری‌ها می‌توانند از اعتراض و شورش مردم به جان آمده جلوگیری کنند. تاریخ ثابت کرده که فشار و سرکوب معترضین هیچ گاه نتوانسته است مشکلات بوجود آمده بر اثر سودپرستی و بی‌لیاقتی مسوولان حکومتی را بپوشاند.
کانون مدافعان حقوق کارگر بارها هشدارداده است که این بگیر و ببندها نمی‌تواند چاه ویلی را که کنده شده، هموار کند، بلکه هر روز آتش خشم مردم ِتحت ستم را که زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی واجتماعی‌اند را فروزان‌تر خواهد کرد.
ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و لغو احکام ظالمانه صادر شده هستیم.
کانون مدافعان حقوق کارگر
3مهر 94

http://www.kanoonm.com/2033

ایت نیافر عضو کمیته پی گیری ایجاد تشکلهای کارگران ایران

822_n

شاهرخ زمانی عضو شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران ویکی از موسسین  سندیکای کارگران نقاش تهران بود.او همیشه وهمواره فعال کارگری بود .او به کار حرفه ای اعتقاد داشت وخودش نیز  تلاش میکرد تا فعالیت حرفه ای داشته باشد.
وی از سال 1382 در هییت موسسان سندیکای کارگران حضور داشت.  از همان سالها اعتقاد راسخ به فعالیت حرفه ی در میان کارگران و جنبش کارگری داشت.
شاهرخ زمانی بک کمونیست فعال و کارگر نقاش بود. او در سالهای  زندانش نیز سربلند و با افتخار از فعالیت های خودکوتاه نیامدوبرحقانیت اعتقاداتش پای فشرد.
مرگ ناگهانی ومشکوک او در زندان گواه دیگری بر فعالیت خستگی ناپذیرش بود.او زنده بود تا فعالیت  کند.فعالیت می کرد تا این جهان وارونه ، جهان  دیگری که شایسته زندگی انسان شود..صدای اعتراض او، صدای اعتراضات کارگران و زحمتکشان بود. شاهرخ زمانی برای احقاق حقوق کارگران لحضه ای درنگ نکرد.قلبش برای ایجاد یک دنیای بهتر می تپید،جان باختنش نیز برای یک دنیای بهتر بود.
ما برزحمات او درود می فرستیم.جنبش کارگری ایران و جهان هرگز  او را فراموش نخواهد کرد.این افتخاری است که ما رفقای او و همکارانش ،خانواده و بخصوص فرزندانش به ان ارج می نهیم و به ان عشق می ورزیم.
 در ضمن به کلیه عزیزانی که در مراسم خاکسپاری و دیگر مراسم شاهرخ  حاضر شدند ، درود می فرستیم.
          یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. یاد دیگر عزیزان جان باخته راه سوسیالسیم  را گرامی می داریم .
                 ایت نیافر عضو کمیته پی گیری  ایجاد تشکلهای کارگران ایران
====================

اتحادیه های کارگری سوئد مرگ شاهرخ زمانی را پیگیری می کنند

اتحادیه کارگری ترانسپورت سوئد در نامه ای به وزیر امور خارجه ی این کشور خواهان پیگیری موضوع مرگ شاهرخ زمانی در زندان جمهوری اسلامی و همچنین اعمال فشاربه حکومت ایران به دلیل نقض حقوق بشر و به خاطر آزادی زندانیان سیاسی شده است. متن این نامه را در زیر می خوانید:

از: لیف ایساکسون؛ روابط بین المللی ال.او
به:مارگوت واهلستروم، وزیر امور خارجه
تاریخ: ۱۶-۰۹-۲۰۱۵
شماره ثبت: ۲۰۱۵۰٣۶۱

فعال زندانی اتحادیه ای در ایران در شرایط ناروشن جان باخت!
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت خبر دلخراش مرگ ناروشن شاهرخ زمانی در زندان رجایی شهر در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵ را دریافت کرده است.
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت به کرات علیه اعدام های بی پایه قضایی و زندان و اذیت و آزار در ایران اتفاق می افتد اعتراض کرده و آن را محکوم کرده است.
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت نسبت به شرایط وحشتناک زندانها و بکار بردن شکنجه و آزار زندانیان و همچنین مرگ های مشکوک زندانیان در زندان که مورد بررسی قرار نگرفته اند، واکنش نشان داده است.
اکنون حادثه وحشتناک دوباره اتفاق افتاده است. یک فعال کارگری دیگر در زندان جان باخته و یک همسر در سوگ یار خویش و کودکان در ماتم پدرشان نشسته اند. جنبش تشکلهای مستقل کارگری در ایران سوگوار یکی از رهبران اتحادیه ای و مبارز آزادی و جامعه عادلانه گردیده است.
شاهرخ زمانی یکی از بنیان گذاران اتحادیه نقاشان و ساختمان ایران و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری ایران بود. شاهرخ زمانی بیش از بیست سال فعال مسائل کارگری و اتحادیه ای بوده و ۵ سال پیش به اتهام تشکیل غیرعلنی سندیکا و ایجاد گروه سوسیالیستی به زندان محکوم شد. شاهرخ زمانی با وجود رد اتهامات به ۱۱ سال زندان محکوم گردید. طی سالهای زندان او مورد شکنجه قرار گرفته، به سلول انفرادی منتقل شد و به بندهای زندانیان جانی و خطرناک منتقل شد. بالاخره این اعمال رفتارهای وحشتناک اثرات خود را به جا گذاشت. شاهرخ زمانی در شرایط کاملا ناروشن در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۵ در بند زندان رجایی شهر باخت.
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت بدین وسیله نهایت اندوه و همدردی خود را با خانواده شاهرخ زمانی و جنبش کارگری ایران ابراز میدارد. شاهرخ زمانی یک فعال اتحادیه ای پیشرو شجاع بود که هرگز در مبارزه برای یک ایران آزاد تسلیم نشد.
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت شدیدا به ارگانهای مسئول در ایران که اجازه تداوم شرایط غیر انسانی و سخت در زندانها را میدهند اعتراض داشته و خواستار بررسی توسط نهاد های غیر وابسته جهت روشن شدن علت مرگ شاهرخ زمانی می باشد.
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت از دولت سوئد، بویژه از مارگوت والستروم وزیر امور خارجه می خواهد که بطور رسمی به زیرپا گذاشتن حقوق بشر در ایران اعتراض کرده و از طریق اتحادیه اروپا و سازمان ملل توجه افکار بین المللی را علیه رفتار رژیم ایران با نمایندگان کارگری و دگراندیشان جلب کند.
ال.او و اتحادیه کارگری ترانسپورت می خواهد:
• توقف همه اعدام ها
• آزادی همه زندانیان اتحادیه ای و سیاسی
• توقف رفتار وحشیانه با دگراندیشان و احترام به مفاد حقوق بشر
• تشکیل یک کمیسیون بین المللی حقیقت یاب برای تحقیق شرایط زندانیان اتحادیه ای و سیاسی در ایران و تحقیق در مورد موارد مرگ های مشکوک در زندان های ایران

کارل پتر توروالدسون، دبیر سازمان سراسری کارگران سوئد (ال.او)
لارش لیندگرن، دبیر اتحادیه کارگری ترانسپورت سوئد
نشر و ترجمه: پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد- ایران

http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=69342

==================

221_n

واله زمانی عضو سندیکای کارگران نقاش استان البرز دیشب بازداشت شد

با خبر شدیم واله زمانی و عضو سندیکای کارگران نقاش استان البرز دیشب
بازداشت شده است.

از اوایل اردیبهشت فشار و محدود کردن فعالیت کوشندگان سندیکایی شکل نوینی به خود گرفت . بعد از مرگ زنده یاد شاهرخ زمانی و دستگیری علی نجاتی حال شاهد دستگیری این عضو فعال سندیکای کارگران نقاش استان البرز هستیم . ما ضمن تاسف از این رفتار های ضد قانونی خواهان آزادی هرچه سریعتر علی نجاتی و واله زمانی هستیم.

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
۳۰/۶/۱۳۹۴

===========

واله

واله زمانی از بستگان شاهرخ زمانی بازداشت شد!

به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، ساعت 11 دیشب در حالی که واله زمانی قصد رساندن پنج نفر از فعالین کارگری را به منازل شان داشت بین راه نیروهای امنیتی به بهانه رویت مدارک ماشین سد راه آنان شدند و سپس با رسیدن سه ماشین از نیروهای انتظامی به محل، همانجا در خیابان همه آنان را مورد بازجوئی در مورد علت حضورشان در منزل واله زمانی قرار دادند و پس از نیم ساعت بازجوئی و صحبت در خیابان راه را برای ادامه مسیر آنان باز کردند.
بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، مامورین امنیتی پس از بازگشت واله زمانی به سمت منزلش بار دیگر سر راه وی را گرفته و او را بازداشت کردند. تا لحظه تنظیم این خبر از محل نگهداری واله زمانی خبری در دست نیست. واله زمانی پسر عمو و پسر خاله شاهرخ زمانی است که به لحاظ عاطفی وابستگی خاصی به شاهرخ داشت و 5 فعال کارگری دیشب به عیادت وی و خانواه اش رفته بودند.

=====================

اعتراض  کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری

به ادامه اذیت و آزار فعالان کارگری در ایران

_ali-nejati1

M-B-2

Bodaghi

mahmood -S

 Slide1 (1)

مورد: اعتراض  به ادامه اذیت و آزارفعالان کارگری در ایران

آیت الله سید علی خامنه ای

کنفدراسیون بین المللی اتحادیه کارگران (آ تی یو سی) بشدت نگران بدتر شدن وضعیت اتحادیه های کارگری و حقوق انسانی بنیادین در جمهوری اسلامی ایران است.این سرکوبها بویژه منجر به مرگ شاهرخ زمانی در زندان گوهردشت(رجایی شهر)شد.

ما دلایلی قوی داریم که باورکنیم این شدت سرکوبها علیه اتحادیه ها به منظور ترساند اتحادیه های مستقل کارگری است تا آنها را بعد از توافق هسته ای با 1+5  تسلیم ومنفعل کند.با توجه به این ،جنبش اتحادیه های کارگری بین المللی مصمم حمایت کاملا سیاسی و اخلاقی از کارگران ایرانی و تقاضاهای مشروع آنها برای حقوق وآزادی انجمن آنها بدون ترس از دستگیری و آزار و اذیت می باشد.

در عین حال ، می نویسم برای شما تا مجبور شوید دستور دهید تا همه فعالین و رهبران اتحادیه های کارگری بازداشت شده را آزاد کنند. هم زمان،من احساس می کنم که مجبورهستم به اطلاع شما برسانم که به نظرمی رسد این حملات تازه توسط مقامات ایران علیه فعالین مشروع اتحادیه های مستقل کارگران ایران است،من هیچ گزینه دیگری جز تسلیم شکایت رسمی علیه دولت شما به دادگاه صالحه سازمان بین المللی کار ندارم. در این شکی نیست که نتیجه برای کشور شما از نطر حقوق انسانی و حق اتحادیه کارگری در برابر چشم جامعه بین المللی وجه اش بیشتر خراب خواهد شد.

    مرگ ناگهانی شاهرخ زمانی در زندان

آی تی یوسی زمانی که شنید ناگهان شاهرخ زمانی یکی از اعضای هیئت موسس سندیکای کارگران نقاش  تهران و عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری در 13 سپتامبر 2015 در زندان گوهردشت در کرج مرد شوکه شد. گزارش شده که مرگ او ناگهانی و گزارشهای مقدماتی نشان می دهد که علت سکته بوده است. مدارک اصلی نشان می دهد که شاهرخ زمانی در اصل در جون 2011 به جرم گسترش تبلیغ علیه رژیم و ایجاد گروه های سوسیالیستی و بخطر انداختن امنیت ملی به یازده سال زندان محکوم شده بود. در زمان زندان حقوق انسانی او نقض شد.از لحاظ جسمی و روانی مورد آزارو اذیت قرارگرفت و درخواست ملاقات و دارو او نیز رد شد. او خبر ازدواج و مرگ مادرش را در زندان شنید ولی به او مرخصی حتی برای مدت کوتاهی برای شرکت در آن مراسمها به وی داده نشد. زمانی چندین بار به مدت طولانی به منظور اعتراض به دستگیری و امکانات بسیار کم زندان دست به اعتصاب زد، او به زندانهای متعددی فرستاده شد، ملاقات حضوری و تماس تلفنی اش نیز ممنوع شد. آی تی یو سی خواهان تحقیق کامل دلایلی که منجر به مرگ او می باشد است.

2- سرکوب (محکومیت) جدید محمود صالحی

آی تی یو سی همچنین شدیدا از ادامه حکم علیه محمود صالحی عضو کمیته انجمن صنفی کارگران نانوا شهر سقز(استان کردستان) ناراحت می باشد. کانون مدافعان حقوق کارگر(WRDA) گزارش داده که در 16 سپتامبر 2015 صالحی به 9 سال زندان محکوم شده است. صالحی در28 آپریل 2015 قبل از جشن اول ماه مه در شهر سقز دستگیر شد و پس از 33 روزبا وضعیت جسمی بسیار بدی توسط سازمان اطلاعات سنندج در 30 می آزاد شد.

شما همچنین می دانید آی تی یو سی و قبل از آن آسی اف تی یو که یکی از نهادهای موسس آی تی یوسی است از ماه می 2004 از نزدیک مورد محمود صالحی را دنبال می کند، صالحی بارها علیه دستگیری و شرایط درمانش در بازداشت دست به اعتصاب زده است.

حقیقت باقی مانده، بهرحال موضوع محمود صالحی خیلی روشن وثابت است ،سرکوب شدید وسیستماتیک وی توسط مقامات قضایی شریر کشورتان ادامه دارد. شما قطعا می دانید که او قبلا دفعات بی شماری دستگیر وسالهای زیادی را در نتیجه فعالیتهای صنفی مشروع خود و سازماندهی تظاهرات اول ماه مه و سازماندهی کردن کارگران در زندان گذرانده است. در میان دیگر مناسبتها ، او در سال 1986(برای سه سال)، 1995 -1999 (75 روز)، 2000(10 ماه ) بعد از آن او از حق  شرکت در اداره سندیکا محروم شد، در 2001(برای چنین روز) و پس از آن او شغلش را از دست داد، قبل و بعد از دستگیری در اول ماه می 2004 و در سال 2007 به مدت یک سال برای سازماندهی اول ماه مه 2004 در شهر سقز زندانی بود.

3- دستگیری یکی از اعضای سندیکای کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه

15 سپتامبر سازمان اطلاعات به محل اقامت علی نجاتی کارگر بازنشسته هفت تپه و رئیس سابق سندیکا حمله کرده و او را بازداشت کرده و وسایل شخصی اومانند کامپیوتر ونوشته هایش مصادره شده. او مشکل قلبی دارد وطی  روز باید دارو مصرف کند. در اکتبر 2008 کارگران هفت تپه انتخاب کردند نمایندگان خود را و سندیکای کارگران هفت تپه را با موفقیت شکل دادند.

نجاتی یکی از 5 نماینده  کارگران است کسی که در دسامبر 2008 دستگیر شد و ایشان برای به خطر انداختن امنیت ملی و تبلیغات بر علیه نظام محکوم شد. د ر17 فوریه دادگاه  برای آنها حکم صادر شد. یکی از اعضایی هیئت اجرایی رحیم بیشک و6 نفر دیگر از آنها از22 فوریه تا 3 مارس 2009 دستگیر و بازداشت شدند و همه متعاقبا با گذاشتن وثیقه در 7 مارس آزاد شدند. علی نجاتی و چهارنفر دیگرکه تلاش کرده بودند با اتهامات مشابه در 17 و 23 فوریه  محکوم شدند.در 28 فوریه همان سال خانه علی نجاتی توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد حمله قرارگرفت و مواد(وسایل) اتحادیه مصادره شد،از زمانی که دستگیر شدهیچ کس از اعضای خانواده اش قادر به تماس و ملاقات با او نبود وکسی از محل نگهداری او خبر نداشت.

4- دستگیری اعضا و رهبران انجمن های مستقل معلمان

در 16 آپریل 2015 معلمان در 37 شهردر سراسر کشور تجمع کردند برای خواسته های شان دست به تظاهرات سکوت زدند.اعتراضات این معلمان کسانی که حقوق پراختی شان زیر خط فقردر ایران است، بخصوص کسترده بود.

20 آپریل بعد از اعتراض هزاران معلم نسبت به حقوقشان علیرضا هاشمی یکی از رهبران سازمان معلمان بازداشت و روانه اوین برای گذراندن 5 سال محکومیت صادر شده در سال 2013 شد. اسماعیل عبدی دبیرکل انجمن صنفی معلمان ایران ( ITTA )از 27 جون بازداشت ودر زندان اوین در تهران می باشد جرم او سازماندهی و شرکت درگردهمایی غیرقانونی اعلام شده ، ایشان برای فعالیتهای اتحادیه صنفی مشروع خود در زندان می باشد.

اسماعیل عبدی در 27 جون پس از مراجعه به اداره دادستانی زندان اوین برای جویای شدن از علت جلوگیری سفر ایشان به ارمنستان مورد بازجویی قرار گرفت در رابطه با سفرش به ارمنستان برای درخواست ویزا برای شرکت درهفتمین کنگره آموزش بین المللی در اوتاوای کانادا در جولای 2015. اسماعیل عبدی به بخش 2A زندان اوین منتقل شد جایی که بوسیله اطلاعات سپاه پاسداران ایران اداره می شود. 17 روز بدون دسترسی به وکیل و عدم اطلاع خانواده مورد بازجویی قرار گرفت. بنظر می رسد مقامات ایران حق دسترسی اسماعیل عبدی به وکیلش را بر اساس قانون جدید جنایی که تا تمام شدن مراحل بازپرسی است مسئله ای که محدود می کند دسترسی قانونی به مشورت در حین بازجویی را برای کسانی که درارتباط اتهامات امنیت ملی مواجه هستند، تنها تعدادی از وکلا مورد تایید رییس دادستانی حق وکالت را دارا می باشند.

22 جولای بیش از 2000 معلم بیرون از مجلس در حالی که پلاکارد داشتند جمع شده بودند و شعارمی دادند «معلمان دستگیر شده را آزادکنید» 200 نفر از این معلمان تجمع کننده بیرون مجلس در تهران به جرم درخواست آزادی همکارانش از زندان دستگیر شدند.

31 اگوست مهدی بهلولی ومحمدرضا نیک نژاد از اعضای انجمن صنفی معلمان ایران( ITTA )با حمله نیروهای اطلاعات به منازلشان دستگیرو وسایل شخصی شان مصادره شدو علی حسین پناهی در شهر سنندج دستگیر شد.

معلم رسول بداغی درحالی که پنج سال محکومیتش را گذرانده است در زندان به سه سال دیگر محکوم شده است، بداغی یکی از اعضا هیئت مدیره انجمن صنفی معلمان می باشد. او در اول سپتامبر 2009 دستگیر شد و بالاخره بعد از 10 ماه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی متهم شد. در 3 اگوست 2010 به 6 سال زندان و 5 سال ممنوعیت از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی محکوم شد. او از آزادی مشروط طی  شش سال زندان وتبعید محروم شده است. او حتی اجازه حضور در مراسم تشیع جنازه مادرش رانداشته است.او 5 سال محکومیت به «اتهام تبلیغ علیه دولت»و«نشراکاذیب وتبانی ومختل کردن امنیت ملی»را می گذراند.

از طرف آی تی یو سی و میلیونها کارگر عضو آن که من نمایندگی آنها را در جهان بعهده دارم از شما آقای سید علی خامنه ای فورا می خواهم تا مداخله کند از طریق مراجعه ذی صلاح یرای:

ـ    انجام یک تحقیق و بررسی مستقل در باره مرگ شاهرخ زمانی

ـ    آزادی فوری وبی قید شرط و لغو کلیه اتهامات بر علیه اسماعیل عبدی،رسول بداغی،علی نجاتی، مهدی بهلولی،علی حسین پناهی و محمدرضا نیک نژاد وهمه دیگر فعالان اتحادیه ای دستگیر شده در کشور.

 ـ   به سرکوب کارگران و اتحادیه ای های صنفی پایان دهید و به آزادی انجمن و داشتن حق انجمن های صنفی طبق مقاوله نامه های آی ال او وکنوانسیونهای 87 و98 احترام بگذارید.

تا وقتیکه حکومت شما سرپیچی می کند از حق شناخته شده تشکل صنفی بین المللی و دیگر حقوق بنیادین کارگری و دیگر وظایفی که بعنوان عضوی از سازمان جهانی کار بعهده شما است ، تشکلات و نهادهای کارگری جهانی هیچ چاره ای ندارند جز ادامه کمپین های علنی اشان بر علیه این وضعیت غیرقابل قبول و مطرود شما

ارادتمند شما

دبیر کل

21 سپتامبر 2015

روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک

-zamani11-1

مانا
مرگ نقطه پایان زندگی شاهرخ زمانی نیست. پیامش همچون خودش زنده و مانا – متحد شویم و شب را به صبح برسانیم.

http://sfelezkar.com/?p=834

سالها بگذشت.

سالها و باز در تمام پهنه البرز
وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید
وندرون دره های برف آلودی که می دانید
رهگذرهایی که شب در را می مانند
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند
و نیاز خویش می خواهند
با دهان سنگ های کوه آرش می دهد پاسخ
می کُند شان از فراز و از نشیب جاده ها آگاه
می دهد امید ، می نماید راه.
روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
22/6/1394

=========

اطلاعیه کارگران فلزکارمکانیک آذربایجان

http://sfelezkar.com/?p=846

ملهم گتیرین یارا لیام من
یولداشیم اولوب عزالیام من
قانلی اوخونو بیراوو چو آتدی
وورد و یارامی ظالم چوخاتدی
آ عزیم بیر یدی مین ائیله آرتدی
طوفانلی چولون غزالیام من
قارداشیم اولوب عزالیام من
خنجر چکیلیب توکولدو قانلار
قربانگاها گئیدی یاخشی جانلار
لقمان قوجالارایگید جوانلار
گر اولمه میشم خطا لیام من

آند ایچمیشید یک مرام پاکه
داغ چکیشیدیک بو قلب چاکه
عهد ائیمیشیدیک بو آب و خاکه
اوز عهدیمیزه وفالیم من
یولداشیم اولوب عزالیام من
ترجمه متن فارسی
زخمی شده ام مرهم بیاورید
در سوگ رفیقم عزادارم
صیاد تیر خونین انداخت
زخمی بر زخم هایم افزود
دردم زیاد گشت
غزال صحرای طوفانیم
در سوگ برادرم عزادارم

خنجری کشیده شد و خونریز گشت
جان از قهرمانان و جانان گرفت
پیران حکیم و جوانان برومند قربانی شدند
من اگر زنده مانده ام خطاکارم
در سوگ رفیقم عزادارم

با هم هم قسم بودیم
هر دو داغدار
بر آب و خاک مان تعهد داشتیم
به عهدمان وفادارم
در سوگ رفیقم عزادارم.

شاهرخ نمرده است
یلی از تبار رنج و زحمت
خبر بسی تلخ بود و تکان دهنده. به سرعت جهان را در نوردید: شاهرخ زمانی در اثر سکته مغزی در زندان گوهردشت در گذشت.
از مادری قهرمان و پدری مبارز و شاعر متولد شد. زندگیش وقف راه و مرام کارگران و زحمتکشان بود.
او یک سندیکالیست و مبارزه نستوه و خستگی ناپذیر بود.
معتقد بود حق زحمتکشان را با تشکل یابی و مبارزه باید از بهره کشان گرفت ، او طرفدار همدلی و اتحاد مبارزان راه آزادی و در راه طبقه کارگر بود و آرمانش را با جان و خون خود امضا کرد.
یادش گرامی و راهش پُر رهرو باد.
کارگران فلزکارمکانیک آذربایجان
24/6/1394

گزارش امیر جواهری از برلین 

اری یک قتل بود !
یوتوپ گزارش تظاهرات در برابر سفارت جمهوری اسلامی برلین در اعتراض به قتل شاهرخ_زمانی در زندان

https://www.youtube.com/watch?v=OSQQe5ODT_4&feature=youtu.be
به دعوت فعالان جوان ساکن برلین با عنوان « ریشه های خیابانی – برلین »

گفتگوی امیر جواهری با هاتف سلطانی – حمید نوذری – فرشید فریدونی – میلا مسافر – فرخ قهرمانی – عصمت طالبی – هژیر پلاسچی

7

===========
دیروز چهارشنبه شانزدهم سپتامبر برابر 25 شهریور با فراخوان نیروی جوان موسوم به « ریشه های خیابانی – برلین » ، تجمع اعتراضی سازمانیافته ای در برابر لانه جاسوسی و تروریستی (سفارت) جمهوری اسلامی ایران – برلین ، شکل گرفت .
به گمانم جوانان برلین خال زدند و با این فراخوان که به مثابه گروه ناشناخته ای برای پلیس بود ، آنچنان نیروی ضد شورشی را بسیج کرده بودند که در برابر هر کدام مان دو پلیس در آن منطقه و کوچه و پس کوچه هایش کار گذاشته بودند .
« ریشه های خیابانی – برلین » بر آمده از جنبش توامان خیابانی 18 تیر دانشگاه های ایران – جنبش ضد استبدادی مردم ایران در خرداد 88 است و آن سطح از جوانا ن عاصی و رانده شده از جامعه ما اند که امروز برای ادامه تحصیل ، مبارزه ، مقاومت در برلین و هر کجای جهان پهناور در زندگی تبعید مان دیده می شوند که با جسارت به موقع خود ، این همه پلیس را به گیج سری کشاندند که اینها دیگر کیستند؟ ریشه های خیابانی ؟
پیکره توامان نسل ما و این جوانان که طی روزهای اخیر در «ششمین گرد هم آیی یادمان یاد یاران ما در برلین» ، بهم آمد ، به آنچنان نیروی بدل شد که توانست با فوریت و ابتکار سازماندهی اعتراض خیابانی ، بخش زیادی از جنبش آزادی خواهی را در برابر سفارت ننگین اسلامی به خط کند . یک پارچه شعار دهیم
راه شاهرخ ؛ راه ماست
شاهرخ ؛ معلم ما است
مرگ بر دیکتاتور
آری یک قتل بود !

1

جالب است که رئیس پلیس تیم محافظ سفارت تا بیش از نیم ساعت از شروع تظاهرات اعتراضی ما ، مانع از گشودن شعار متن فارسی « مرگ بر جمهوری ننگین و تروریستی اسلامی » شد . تا مترجم رسمی فارسی زبانش که در عکس دیده می ش.د از راه رسید و بعد از ترجمه آن ، اجازه ه بازکردن باندرول ما را دادند . جمعیت حاضر در برابر لانه جاسوسی رژیم اسلامی یکپارچه شعار می دادند: « ننگ بر این حکومت اسلامی » ، « راه شاهرخ، راه ماست ، شاهرخ ، معلم ما است » ، جالب این بود که پیرمرد مترج می پرسید که چه اتفاق افتاده است . به او یاد آور شدم که صاحبان همین سفارت خانه در ایران رفیق مان شاهرخ زمانی را کشتند و ما امروز به اعتراض اینجا جمع شده ایم .
می پرسید پلیس از ما سئوال کرد که ریشه های خیابانی چیست ؟
گفتم همین جوانان اند که اراده کنند خیابان های برلین را می توانند به اشغال خود در آورند . بیچاره ترس برش داشه بود … عکس های زیر گوشه ای از بر آمد حرکت دیروز ما را ندر برابر سفارت نشان می دهد .
منتظر عکس دیگر رفقای جوان ازبرلین هستم .

===================

اطلاعیه

4
تجمع برای اعتراض به قتل شاهرخ زمانی در زندان
یک بار دیگر یکی از نمایندگان حقیقی‌ترین صدای موجود این روزها، صدای راستین طبقه‌ی کارگر ایران را خاموش کرده‌اند. شاهرخ زمانی را کشتند تا چنان که او در یکی از نامه‌هایش نوشته بود: «مردم را از نمایندگان واقعی خود در رسیدن به اهداف خود محروم» کنند. می‌خواستیم که در مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی در کنار خانواده و رفقایش باشیم. اینک که نمی‌تواند چنین باشد مشت‌هایمان را گره می‌کنیم و با خشم در مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران در برلین سوگوار و معترض می‌ایستیم.
ریشه‌های خیابانی _ برلین
زمان: چهارشنبه ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵. ساعت ۱۵
مکان: مقابل سفارت جمهوری اسلامی
Podbielskiallee 67, 14195 Berlin
ما بمثابه بخشی از فعالان کانون همبستگی با کارگران ایران – گوتنبرگ ، که برای شرکت در ششمین گرد هم آیی سراسری در باره زندانیان سیاسی در ایران – برلین ، در حال حاضر در برلین بسر می بریم ، از این اقدام رفقای ما در برلین ، قویا حمایت و در آن شرکت خواهیم داشت .
´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´

13

متن زیر قسمتی از یکی از بیانیه های شاهرخ زمانی می باشد که از دوستانش در خواست کرده بود در صورت مرگش به اشتراک گذاشته شود:
“ در پایان قابل تذکر میباشد که در اداره اطلاعات بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم تهدید به مرگ شده ام از جمله مسمومیت٬ قرار دادن در کنار افراد عادی مبتلا به ایدز، وادار کردن افراد نامتعادل روانی٬ جانی و خطرناک به درگیری با من، قرار دادن افراد اطلاعاتی در پوشش زندانی در کنار من که مرا تشویق به فرار میکردند تا حین فرار با تیر کشته شوم که با شناسایی و افشای این افراد از آنها دور شده ام. مامورین مردمی و خوب زندان چندین بار در زندان در این مورد به من تذکر داده اند که با توجه به نمونه مهندس امانی، مبارزی که توسط مامورین از طریق فرار ساختگی از بین برده شد، مواظب خودم باشم. در مورد هرگونه عواقب از این قبیل من به همه هشدار .میدهم. مرگ من در زندان بهر دلیل متوجه مسئولین می باشد.”

Amir Javaheri Langroudis foto.
Amir Javaheri Langroudis foto.
Amir Javaheri Langroudis foto.
Amir Javaheri Langroudis foto.
  • Amir Javaheri Langroudi

    گزارش رادیویی این اعتراض خیابانی و گفتگویی را که با رفقای چندی از جمله : هاتف سلطانی – حمید نوذری- فرشید فریدونی – میلا مسافر – فرخ قهرمانی – عصمت طالبی – هژیر پلاسچی و صحبت کوتاهی که خودم در برابر سفارت داشتم ، بزودی از رادیو راه کارگر پخش می گردد / امیر
    Amir Javaheri Langroudis foto.

رفیق مان شاهرخ را کشتند
ارژنگ بامشاد

6

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1075&Id=323&pgn=

کاشفان چشمه

کاشفان فروتن شوکران

جويندگان شادی

در مجری آتشفشان ها

شعبده بازان لبخند

در شبکلاه درد

با جا پائی ژرف تر از شادی

در گذرگاه پرندگان.

در برابر تندر می ايستند

خانه را روشن می کنند،

و می ميرند.

(احمد شاملو)
ارژنگ بامشاد

خبر کوتاه بود. رفیق مان شاهرخ زمانی را هم کشتند. او را هم مثل ده ها زندانی دیگر که به بهانه های گوناگون کشته اند، کشتند. از سعیدی سیرجانی گرفته تا خیل عظیمی از شهدای آزادی عقیده و بیان؛ زهرا بنی یعقوب، زهرا کاظمی، اکبر محمدی، ابراهیم لطف اللهی، امید رضا صیافی، امیر جوادی فر، محمد کامرانی، علیرضا داوودی، حسن ناهید، هدی صابر، محسن دکمه چی، افشین اسانلو و بسیارانی دیگر را. او خود در یکی از پیام های بیشمارش قصد امنیت چی ها برای کشتنش را نوشته و از دوستانش در خواست کرده بود در صورت مرگش به اشتراک گذاشته شود:» در پایان قابل تذکر میباشد که در اداره اطلاعات بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم تهدید به مرگ شده ام از جمله مسمومیت٬ قرار دادن در کنار افراد عادی مبتلا به ایدز، وادار کردن افراد نامتعادل روانی٬ جانی و خطرناک به درگیری با من، قرار دادن افراد اطلاعاتی در پوشش زندانی در کنار من که مرا تشویق به فرار می کردند تا حین فرار با تیر کشته شوم که با شناسایی و افشای این افراد از آنها دور شده ام. مامورین مردمی و خوب زندان چندین بار در زندان در این مورد به من تذکر داده اند که با توجه به نمونه مهندس امانی، مبارزی که توسط مامورین از طریق فرار ساختگی از بین برده شد، مواظب خودم باشم. در مورد هرگونه عواقب از این قبیل، من به همه هشدار می دهم. مرگ من در زندان بهر دلیل متوجه مسئولین می باشد.» با توجه به این نوشته جای تردیدی باقی نمی ماند که برای قتل او نقشه کشیده بودند و به خودش هم اعلام کرده بودند. اما چرا؟

سیاست سرکوبگرانه جمهوری اسلامی از همان آغاز، تلاش برای به شکستن انقلاب مردم و در هم شکستن مقاومت توده ای و سازمانیافته و بالاخره بی سر کردن جنبش بود. کادرکشی؛ از بین بردن رهبران عملی و طبیعی و بی سر کردن سازمان های سیاسی و توده ای، یکی از اصلی ترین سیاست های جنایتکارانه جمهوری اسلامی بوده و هست. کشتار رهبران و کادرهای سازمان های سیاسی سراسری و ملی در تمامی دهۀ شصت؛ قتل عام چندین هزار زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷؛ قتل های رذیلانه زنجیره ای که داریوش فروهر، پروانه اسکندری، محمد مختاری، محمد جعفر پوینده، پیروز دوانی، دکتر کاظم سامی، ابراهیم زالزاده، حمید حاجی زاده، مجید شریف و ۴۵ فعال سیاسی و فرهنگی دیگر به کام مرگ کشاند؛ و ترورهای جنایت کارانه در خارج از کشور که به قتل شاپور بختیار، عبدالرحمن قاسملو، سعید شرفکندی، غلام کشاورز، فریدون فرخزاد و نزدیک به ۲۰۰ نفر دیگر از کادرهای سازمانی های سیاسی گوناگون و رهبران احزاب و گروه ها منجر شد، در چهارچوب این سیاست دنبال شده است. آنها برای توجیه مزدورانشان در اجرای این اقدامات جنایتکارانه عمومآ به این آیه متوسل می شوند که :
(انَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ).
[سزاى كسانى كه با [دوستداران] خدا و پيامبر او مى‏جنگند و در زمين به فساد مى‏كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت‏ يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند اين خواری آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت. « سوره مائده آیه ۳۳»]

اجرای این سیاست ددمنشانه در مقاطع گوناگون با شرایط زمانی هر مقطع توجیه می شود. اخیرآ مصطفی پورمحمدی وزیر دادگستری دولت حسن روحانی و یکی از سه عضو گروه مرگ در قتل عام تابستان ۱۳۶۷، پس از سال ها سکوت در باره این اعدام های ددمنشانه گفته است: «ما از ابتدای انقلاب و در طول سال‌های جنگ تحمیلی با ضدانقلاب و نیروهایی روبه‌رو بودیم که قصد سرنگونی انقلاب با هدف جدایی‌طلبی داشتند و از هیچ جنایتی هم فروگذاری نمی‌کردند. به هر حال اگر جدیت نیروهای انقلابی در آن زمان نبود نمی‌توانستیم مقابل ضدانقلاب گروهک‌ها و منافقین بایستیم. تا وقتی انسان در شرایط جنگ قرار نگیرد، نمی‌تواند در خصوص حوادث آن سال‌ها به درستی قضاوت کند. باید واقعیت‌های جنگ را درک کنیم.». اگر قتل عام زندانیان سیاسی به شرایط جنگی نسبت داده می شود، قتل های زنجیره ای با هدف جلوگیری از «انقلاب مخملی» توجیه می گردد. اعدام ها و کشتار در زندان و به حصر کشیدن رهبران سیاسی، پس از مبارزات ضد استبدادی تابستان و پائیز ۱۳۸۸ هم ، مبارزه با «فتنه» قلمداد می کنند.

اما اکنون در چه شرایطی قرار داریم؟ سکانداران حاکمیت اسلامی در جنگ هسته ای شکست سختی خورده اند. تمام پروژه ی هسته ای حاکمیت اسلامی که صدها میلیارد دلار پول این مملکت را بلعید و سال ها سخت ترین و مصیبت بارترین شرایط را با شعار پوچ و بی محتوای « انرژی هسته ای حق مسلم ماست» بر مردم تحمیل کرد، به یکباره منجمد شد تا جائی که رهبر رژیم توان قانع کردن جیره خواران بسیج شده اش را نیز ندارد. شکست رهبر رژیم در پروژه هسته ای و سیاست منطقه ای مکمل آن بر ویرانه ای به نام اقتصاد و محیط زیست، سلطان را لخت و عور به مردم نشان داده است. این وضعیت باعث «غضب سلطان» شده است. در چنین شرایطی که سیاست های عصر سلطان صاحب قران بر متن سیاست های هار نئولیبرالی چپاولگر، کشور را به ویرانه های وحشتناک تبدیل کرده است، و دامنۀ دزدی های و غارتگری های مقامات حکومتی، آنها را در میان مردم رسوا ساخته است، زمینه رشد جنبش های اجتماعی و از جمله جنبش طبقه کارگر آشکارا تقویت کرده است. بی جهت نیست که «مهرنامه» ها و «اندیشه نو» ها مدام از خطر چپ دم می زنند تا جائی که وقیحانه، دستان رفیق شهید بیژن جزنی را تا آرنج در خون بر پشت جلدشان می نشانند و مردم را از شبح مارکس می ترسانند. آنها از توده زحمتکشان، از غولی که در پائین خفته است، به وحشت افتاده اند. آنها وقتی که معلمان سراسر کشور، در چهار حرکت سراسری، حقوق و خواست های بر حق شان را درخواست می کنند، شبح این غول خفته را می بینند و به وحشت می افتند. از این روست که باید این جنبش بی «سر» شود. دستگیری های گسترده فعالان صنفی معلمان و دیگر فعالان کارگری و بریدن حکم ۹ سال زندان برای محمود صالحی در چنین فضائی قابل توجیه است. قتل جنایت کارانه شاهرخ زمانی، بر این بستر رخ می دهد. واکنش گسترده نسبت به این جنایت هولناک و حضور صدها نفر در مراسم خاکسپاری پیکر رفیق شاهرخ زمانی، نشان داد که تا چه اندازه در قلب فعالان کارگری، کنشکران اجتماعی، دانشجویان آزاده و مبارزان سازمان های سیاسی جای گرفته بود و به یکی از رهبران طبیعی و جسور جنبش کارگری و کمونیستی کشورمان تبدیل شده بود. این را گزمه های سلطان دریافته بودند و از این رو، او را در اسارت به شهادت رساندند. آنها با این جنایت، می خواهند به همه فعالان کارگری و چپ و همه کنشگران اجتماعی هشدار بدهند. اما جنبش انقلابی توده های اعماق که غسل تعمید خون دیده است، از پیشروی باز نخواهد ایستاد. پرچمی که از دست شاهرخ شهید بر زمین افتاده است، بی گمان با دست دلاوران بیشماری به اهتراز درخواهد آمد .
چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۵
=======
اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

در باره شهادت رفیق شاهرخ زمانی

پژواک پر طنین پیام او همچنان با ما خواهد بود
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1078&Id=50&pgn=

20

صبح روز یکشنبه خبر رسید که شاهرخ زمانی، فعال سرشناس کارگری، در قتلگاه رجایی شهر کرج به شهادت رسید. دلیل رسمی مرگ وی سکته مغزی، در فاصله زمانی صبح تا پیش از ظهر، براساس تشخیص اولیه بهداری زندان اعلام شده است؛ اما شاهرخ زمانی در زمانی که زنده بود و از جمله در نامه سال گذشته خطاب به سندیکاها و مجامع حقوق بشری به «شکنجه های روحی و جسمی» و «برخوردهای غیرقانونی»مقامات زندان اعتراض کرده و نسبت به عواقب سر به نیست کردن زندانیان سیاسی هشدار داده بود. رفیق شاهرخ زمانی، عضو تشکیلات تبربز و از اعضای یکی از کمیته های کارگری سازمان ما در تهران بود که از طریق رفیق شهید چنگیز احمدی به سازمان ما پیوست و تحت هدایت رفیق شهید عبدالله افسری فعالیت های سازمانی اش را به پیش می برد و تا هنگامی که در اواسط دهۀ هفتاد، سازمان به دلایل امنیتی، ارتباطات تشکیلاتی خود با کمیته ها و شبکه های داخل کشور را قطع کرد، در ارتباط سازمانی قرار داشت. پس از قطع این ارتباطات تشکیلاتی، بصورت مستقل و به عنوان فعال مستقل کارگری مبارزه انقلابی اش را پی گرفت.

رفیق شاهرخ زمانی از زمان آخرین بازداشتش در ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ در تبریز، پس از تحمل ۳۶ روز شکنجه و زندان انفرادی، در بیدادگاه رژیم، به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه، به قصد بر هم زدن امنیت ملی به ۱۱ سال زندان محکوم شد. او پس از شروع اجرای حکم در ۲۴ دی ماه و انتقال به زندان مرکزی تبریز، یک ماه به خاطر نگه داشته شدن در قرنطینه زندان دست به اعتصاب غذا زد. پس از این دوره، او را به بند ویژه معتادان منتقل کردند. در ۷خرداد ۱۳۹۱ در غل و زنجیر به زندان یزد فرستادند؛ سپس در ۱۷ مرداد بار دیگر او را به زندان تبریز برگردانند و در ۲۲ مهر به زندان رجایی شهر منتقل کردند. شاهرخ زمانی یک بار دیگر در ۱۷ شهریور ۹۲ در شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام توهین به خامنه ای محاکمه و این بار به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. در ۲۰ اسفند ۹۲ او را به زندان قزلحصار کرج منتقل کردند، که در اعتراض به این انتقال، به مدت ۴۷ روز دست به اعتصاب غذازد. پس از این اعتصاب غذای طولانی، مسوولان زندان در ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ بار دیگر او را به زندان رجایی شهر کرج منتقل کردند. شاهرخ زمانی به خاطر مخالفت مقامات زندان، اجازه شرکت در مراسم ازدواج دخترش در شهریور سال گذشته را نیافت و او حتی برای شرکت در مراسم خاکسپاری مادرش مرخصی موقت ندادند.

با وجود همه ممنوعیت ها و شکنجه های جسمی و روانی ، شاهرخ زمانی که عضو هیات مدیره کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و هیات بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان بود، در زندان نیز لحظه ای از مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی دست برنداشت. او با بیانیه ها و موضع گیری های افشاگرانه و انتشار فراخوان های رزمجویانه، درهم شکستن استبداد و مبارزه برای رهایی و برابری را ادامه می داد. فرازهای برجسته زندگی مبارزاتی و سال های زندان شاهرخ زمانی چهره ای درخشان از این مبارز پیگیر حقوق کارگری ساخت که همچون خاری در چشم دیکتاتوری حاکم بود ودیدیم که سرانجام نیز جانش را در زندان گرفت. زندگی سراسر مقاومت و زبان سرخ شاهرخ ، جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که مسئول مرگ این فعال کارگری، رژیم تبهکار جمهوری اسلامی است؛ رژیمی که با شکنجه های جسمی و روانی و جلوگیری از درمان زندانیان سیاسی، زندان ها را به شکنجه گاهی برای مرگ تدریجی مبارزان سیاسی تبدیل کرده است. ما پیش از این، شاهد مرگ زهرا بنی یعقوب، زهرا کاظمی، امید رضا صیافی، هدی صابر، محسن دکمه چی، افشین اسانلو و …….؛ در زندان های جمهوری اسلامی بوده ایم. مرگ شاهرخ زمانی برگ دیگری است بر کارنامه سراسر جنایت جمهوری اسلامی در کشتار انسان های آزاده در زندان های سیاسی. شاهرخ اگر چه دیگر در میان ما نیست اما پژواک پر طنین پیام او همچنان با ما خواهد بود و راه خود را به پیش می گشاید. او با ایستادگی بر سر آرمان انسانی سوسیالیسم و پیگیری حقوق کارگران و زحمتکشان، حتی از درون شکنجه گاه های رژیم به نمادی الهام بخش برای نسل جوان مبارزان و فعالان کارگری تبدیل شده است که بی شک راهش را ادامه خواهند داد. و این همان پیام این مبارز کارگری است که با مرگش نمی میرد.

سازمان ما، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) شهادت رفیق شاهرخ زمانی را به خانواده، اقوام، نزدیکان، یاران و همبندانش در همه سال های اسارت، و به خانواده بزرگ و پرشمار جنبش کارگری و همه مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم تسلیت می گوید و بار دیگر برعهد خود در مبارزه تا پیروزی بر نظام جنایتکار جمهوری اسلامی و بنای جامعه ای که در آن آزادی هر فرد شرط ازادی همگان باشد، پای می فشارد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

يكشنبه ۲۲ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵

=======
اطلاعیه : احزاب ، سازمان ها ونیرو های چپ و کمونیست

قاتل شاهرخ زمانی جمهوری اسلامی است

22

کارگران وآزادیخواهان
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1078&Id=51&pgn=
خبرگزاری ها مرگ غیرمنتظره رفیق شاهرخ زمانی کارگر زندانی را اعلام نموده اند. مرگ در اسارت رژیمی که هزاران قتل را در پرونده خویش دارد مرگی ساده نیست . قتل های تدریجی ومرگ های مشکوک در زندان های این رژیم سابقه ای طولانی دارند . شاهرخ به عنوان یکی از سازش ناپذیر ترین رهبران کارگری با تنی سالم و ورزیده به زندان رفت وشکنجه ها و فشارهای جلادان حکومتی به تنهایی نمی توانست او را از پای در آورده باشد . شواهد نشان می دهد مرگ او مصداق یک قتل عمد سازمانیافته است .خون در دهان و پیکری زخمی محصول چیزی جز ضرب وشتم او نمی تواند باشد . کالبدشکافی توسط افراد مطمئن وغیر دولتی تنها راه دستیابی به این حقیقت است. در هر صورت مسئول این مرگ و قتل ، جمهوری اسلامی است. سران جنایت کار این حکومت در پی هر شکستی در مناسبات شان با جهان پیرامون در وحشت از خیزش توده ای در مناسبات جدید دست به تشدید سرکوب و ارعاب مخالفان می زنند. همانند قتلعام زندانیان سیاسی پس از پذیرش قطعنامه 597. اینک پس از توافق با امپریالیستها و زدن کلید دور جدیدی از ریاضت اقتصادی وسیاست بورژوایی علیه مردم از بیم برآیند جنبش های اجتماعی و کارگری به رهبران عملی و فعالان سیاسی ـ اجتماعی رادیکال حمله می کنند .اعدام خاموش شاهرخ یکی از صد ها نمونه درتاریخ خونبار جمهوری اسلامی است. شاهرخ زمانی بعنوان یکی از رهبران عملی و کمونیست در جنبش کارگری که تجربیات بهمن 57 را حمل می کرد درست نشانه های آن جریانی را نمایندگی می کرد که موجب ترس رژیم از آغاز بوده است. شاهرخ طلایه های یک جنبش کارگری وانقلابی قدرتمند را تداعی می کرد چیزی که کابوس جمهوری اسلامی است .
ما ضمن همدردی با خانواده شاهرخ و بزرگداشت یاد این کارگر کمونیست به همه کارگران و آزادیخواهان هشدار می دهیم تا از هر طریق ممکن برای حمایت از زندانیان سیاسی و کارگران زندانی هزینه چنین اتفاقاتی را در زندان های رژیم بالا ببرند و ضمن افشای این قتل های خاموش در هرکجا هستند به همراه آزادیخواهان دیگر، عرصه را برجمهوری اسلامی تنگ کنند. از نیروهای چپ و کمونیست می خواهیم ضمن سازمان دادن چنین فعالیت های افشاگرانه علیه همه جناح ها و چهره های رژیم و در دفاع از انقلاب و کمونیسم که آرمان شاهرخ بود در هرحرکتی که به این هدف ها یاری می رساند، فعالانه شرکت کنند. گرامی باد یاد کارگر کمونیست شاهرخ زمانی از رهبران جنبش انقلابی کارگران ایران
سرنگون باد رژیم سرمایه داری اسلامی ایران
زنده باد آزادی! زنده باد سوسیالیسم!
کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
نشست احزاب ، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست
سه-شنبه ۲۴ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۵

اسامی امضا کنندگان :
١- اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور
٢- اتحاد چپ سوسیالیستی ایرانیان
۳- حزب رنجبران ایران
۴- حزب کمونیست ایران
۵- حزب کمونیست ایران ( مارکسیست ـ لنینیست ـ مائوئیست)
۶- سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
۷- سازمان راه کارگر
۸- سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)
۹- شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران- استکهلم
۱۰- شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه- هامبورگ
۱۱-کانون اندیشه کپنهاگ -دانمارک
۱۲- کانون همبستگی با کارگران ایران- گوتنبرگ
۱۳-کمیته جوانان بلژیک
۱۳- کمیته بین المللی برای حمایت زندانیان سیاسی ایران- ناظر
۱۴- کمیته حمایت از مبارزات جنبش کارگری ایران- دانمارک
۱۵- کمیته حمایت از مبارزات کارگران ایران- فنلاند
۱۶- کمیته خارج کشور سازمان فدائیان(اقلیت)
۱۷- کمیته یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه٦٠در ایران – مونترال، کانادا
۱۸- نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران- غرب آلمان
۱۹- هسته اقلیت
۲۰- نشست زنان چپ و کمونیست

=====
پرچم مبارزۀ شاهرخ زمانی بر زمین نخواهد ماند!
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1048&Id=366&pgn=
یکشنبه ٢٢ شهریور ۱٣٩۴، کارگران و مردم زحمتکش در ایران در مرگ همرزم دلیر و وفادار خود شاهرخ زمانی به سوگ نشستند. رفیق شاهرخ در تمامی سال ها و همۀ لحظاتی که در درون زندان های سرمایه داران حاکم، زیر شدیدترین فشارهای جسمی و روحی قرار داشت، عمق مبارزۀ همه جانبۀ کارگران علیه ستم و استثمار را، رو در رو به دشمنان طبقاتی خود نشان داد و مرگش که بی شک مسئول آن به طور کامل رژیم حاکم است، پیامد چنین رزمی بود.
او نیز همچون سایر کارگران آگاه می دانست و تأکید داشت، کارگری که در تعیین وضعیت خود کوچکترین حقی ندارد، از تشکل مستقل خود محروم است، پرداخت دستمزد حداقلی اش شامل مرور زمان است، امنیت شغلی ندارد و غیره و غیره، راهی جز تغییر این اوضاع نکبت بار ندارد. آری رژیم اسلامی قرون وسطایی حاکم، مبارزه با شرایط ضد انسانی مسلط در ایران را که توسط شاهرخ زمانی و کارگران امثال او صورت می گیرد، توسط مراجع امنیتی و دادگاه های فرمایشی خود «جرم ِ» نابخشودنی و سزاوار تازیانه، زندان و مرگ می داند!
اما با اجرای سیاست سرکوب و حذف، این مبارزۀ بر حق اکثریت کارگری و زحمتکش برای مطالبات انبوه، از مسایل روزمره گرفته تا زیر و رو نمودن بساط ضد انسانی حاکم، متوقف نخواهد شد. همان گونه که سیر تاریخ پُر افت و خیز و رو به پیش مبارزات جنبش کارگری – انقلابی تاکنون مؤید این واقعیت است.
کارگران و زحمتکشان ایران یک قدم از مبارزۀ گسترده ای که شاهرخ زمانی به آن اعتقاد راسخ داشت، عقب ننشسته و مبارزۀ متحد و متشکل خود را علیه سرمایه داران سوداندوز و جنایتکاری که تنها کارکردن تا پای جان ِکارگر مطیع و ناآگاه را می طلبند، تداوم می بخشند. مرگ کارگر زندانی شاهرخ زمانی برگی فراموش نشدنی از پروندۀ خونبار جنبش کارگری ایران است که باید تمامی ابعاد آن افشا و روشن گردد.
زنده باد یاد و راه شاهرخ زمانی
زنده باد اتحاد و همبستگی کارگران
٢۴ شهریور ۱٣٩۴
کارگران پروژه های پارس جنوبی
فعالان کارگری جنوب
فعالان کارگری ضد سرمایه داری گیلان
جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ویژه ماهشهر و بندر امام
بخشی از کارگران محور تهران – کرج
فعالان کارگری شوش واندیمشک
kargaran.parsjonobi@gmail.com
======
تظاهرات ایستاده

Slide1 (1)
برای اعتراض به مرگ کارگر مبارز، شاهرخ زمانی در زندان
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=646&pgn=
از کلیه هم میهنان مقیم پاریس دعوت می شود تا در تظاهرات ایستاده برای اعلام انزجار از تازه ترین جنایت جمهوری اسلامی، مرگ کارگر مبارز شاهرخ زمانی، برای محکوم کردن همه جنایات رژیم اسلامی علیه کارگران زندانی و دیگر زندانیان سیاسی،
برای اعلام همبستگی با کارگران در بند
برای درخواست رسیدگی به مرگ جنایت بار شاهرخ زمانی در زندان
شرکت کنند.
یکشنبه، بیستم سپتامبر ۲۰۱۵
پاریس، میدان باستیل، از ساعت ۴ تا ۶ بعداظهر

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران – پاریس
همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران- فرانسه
اتحاد بین الملل در حمایت از کارگران ایران – پاریس
جمعیت کرد های مقیم پاریس

´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´
نامه شاهرخ زماني به دخترش

سلام دخترم: من و تو مانند بسیاری از انسانها در این جهان تحت سلطه سرمایه زندگی میکنیم و هیچ گونه آزادی برای زیستن و تصمیم گرفتن برای خود نداریم.

موضوعات مرتبط
افزایش ده درصدی حقوق کارگران در سال آینده

مرگ مشکوک شاهرخ زمانی در زندان
حمله به تجمعات اعتراضی در مقابل ایران خودرو و سایپا
تجمع کارگران تراکتور سازی کردستان
تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه آزاد مهرشهر کرج
یا باید بدون فکر و اندیشه تن به نظام و سیستم استثمارگرانه سرمایه داری بدهیم و چون بردگان مانیکورت فکر کنیم که این تقدیر و سرنوشت ماست و بگوییم خداوندا رضایم به رضای تو وهرچه تو بخواهی ان درست است و ستم دیدن و ستمکش بودن و استثمار شدن توسط مافیای قدرت و ثروت را سرنوشت محتوم خود بدانیم و یا در پی جستجوی علل برآییم و به اندیشه و تفکر بپردازیم که در آن صورت حاکمان یا عوامل سرمایه داری از اندیشیدن و جستجوگر بودن ما به وحشت افتاده آن اندک آزادی برده وار را نیز از ما سلب میکنند و برای زهر چشم گرفتن از بقیه انسانها زندگی را بر آنهایی که به دنبال آگاه شدن و کسب حق و حقوق هستند به جهنمی مضاعف تبدیل می کنند و چنان سرکوب و فشار را افزایش می دهند که دنیا را برای افراد فعال ، آگاه به حق و حقوق واندیشه گر تاریک و ظلمانی می کنند طوری که در چنین وضعیتی فقط با اگاهی طبقاتی و تحلیل درست از خود و دشمن می توان نوری برآن تاباندو درک کرد که چرا و در ترس از چه چیزی دشمن چنین سرا سیمه حتی تمامی اصول و قانون و پرنسیب های تبلیغی خودرا نیز زیر پا می گذارد؟

دخترم برای این سوال، فقط یک جواب علمی است این مبارزه طبقاتی است، دشمن طبقاتی ما یعنی سرمایه داری بر اریکه قدرت تکیه زده است و از اندیشیدن در رابطه با شناخت خود و طبقه خود ، شناختن راه و روش کسب حق و حقوق انسانی و طبقاتی هر کسی به وحشت می افتد و در آنجائیکه آگاهی طبقاتی و مبارزه برای کسب حق و حقوق انسانی وجود داشته باشد سرمایه داری هر چیزی را زیر پا می گذارد و تابع هیچ اصول و قانون و پرنسیبی نمی باشد به این دلیل است که مرا از تو، از همه ی عزیزانم و از همه کودکان و جوانان و انسانها جدا کرده اند که مبادا بقیه را هم تحت تاثیر گذاشته به سمت کسب آگاهی طبقاتی و مبارزه برای کسب حقوق طبقاتی بکشانم، این مبارزه طبقاتی است که برخی آگاهانه و برخی خود بخود و برخی با توجه به هر دو در آن غوطه ور می شوند و گریز نا پذیر است وقتی آگاهی به سراغت می اید دیگر نمی توانی برده وار ظلم و ستم را بپذیری و نمی توانی مغز و ذهنت را ببندی و بگوی خدایا رضایم به رضای تو آگاهی و اندیشیدن تنها چیز خطرناکی برای حاکمان و سرمایه داری است چرا که هر انسان را بسوی مبارزه با ظلم ستم می کشاند.

البته دخترم مبارزه تاوانی دارد که خود انسان و اطرافیانش باید بپردازند و از این بابت من برای تو و اطرافیان متاسفم و برای خود خرسندم که راه انسانی زیستن و انسانی فکر کردن و به فکر هم نوعانم بودن و اینکه تنها راه نجات مبارزه طبقاتی و سرنگونی سرمایه داری است را پیدا کردم و هرچند که خودم و عزیزانم به شدت تحت فشار و ستم هستیم، اما این تنها راه است و نمی توان در جامعه سرمایه داری هم آگاهی داشت و هم برده وار ظلم و ستم را پذیرفت.

اما دختر عزیزم دل آزرده و غمگین نباش، زمستان می رود و روسیاهی به ذغال می ماند و ستمگران رفتنی هستند و آینده از آن ستمدیدگان است.

مثل هر پدری خبر عروسی تو تنها دخترم قلبم را مالامال از شادی و عشق پدرانه کرد . اما اینکه سگان مافیای قدرت و ثروت این دشمنان قسم خورده کارگران حتی برخلاف قوانین خودشان اجازه ندادند حتی با همراهی مامورچند ساعت در عروسیت شرکت کنم ، و تورا مانند روزهای که با شادی کودکانه ات و با لبخند معصومانه ات هر صبح به مدرسه می رفتی و من تو را می بوسیدم ، امروز در عروسیت ببوسم و برایت زندگی انسانی و خوشبختی آرزو کنم ، چیزیکه احتمالش می رفت. به عنوان پدری که عاجز باشد در عروسی دختر یکی یکدانه اش شرکت کند دنیا در جلوی چشمم تیره و تارگشته بسیار اندوهگین شدم ، از اینجا پشت میله های زندان خود را در جشن عروسیت می بینم و دستانت را در دست می گیرم ، رویت را می بوسم و می گویم عروسیت مبارک دخترم ،امید وارم و آرزو میکنم همراه همسرت خوشبخت باشی و به یک زندگی انسانی و شرافت مند دست پیدا کنید.

چنین اندیشه های زیبا را دشمنان آزادی دشمنان انسانها و دشمن طبقاتی از ما گرفته است همان گونه که از تمامی مردم و بخصوص از طبقه کارگر گرفته است.

دخترم پس از لحظاتی ناگهان علیرغم ناراحتی زیاد دردی دیگر به سراغم آمد رنجها و آلام و مصیبتهای بی شمار مردم ستمکش وطنم به سرعت در ذهنم دوباره جان گرفت و اینکه برای چه در زندانم ، روشنایی و منطق مبارزه برای عموم و همدردی عمومی را در وجودم زنده کرد. مرا زندانی کردند چون دخترم را، فرزندانم را دوست دارم ، چون همه کودکان و جوانان را و همه انسانها را دوست دارم، مرا زندانی کردند چون می خواهم که همه انسانها دارای برابری و حقوق عادلانه ی انسانی – اجتماعی و اقتصادی باشند.مرا زندانی کردند چون اعتقاد دارم :

تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

آری دختر عزیزم :

در کشوری که مشتی انگل زالو صفت با بهره کشی میلیونی انسانها و دزدی و غارت علنی هزاران میلیاردی ثروتهای عمومی ،یکی از غنی ترین کشور جهان، با رتبه دهم معدن جهان را به کشوری با هشتاد درصد مردم زیر خط فقر یکی از بالاترین آمار گرانی ، بیکاری میلیونی ، میلیونها کودک کار و خیابان، تورم ، فحشا و تن فروشی ، بیکاری ، بی مسکنی ، طلاق ، اعتیاد و افسردگی تبدیل کرده اند ، در چنین شرایطی چگونه می توانم بی تفاوت به سرنوشت هم زنجیرانم فقط به فکر تو و خودم باشم؟

چگونه می توانم به سرنوشت صدها هزار کودکان کار و خیابان و دهها هزار دختران گرسنه و آواره خیابانها در کنار ثروتهای هزار میلیاردی طفیلی های انگل با ماشینهای چند میلیاردی شان بی تفاوت باشم؟

چگونه می توانم به بی سوادی هر دو نسل آینده ۱۱ میلیونی فقرا در کنار بورسیه های چند صد میلیاردی دلواپسان حکومتی بی تفاوت باشم ؟

آیا می توان نشست و نگاه کرد که ششصد نفر مافیای زر و زور حکومتی یک چهارم کل نقدینگی کشور یعنی یکصد و پنجاه هزار میلیارد وام بانکی را پس نمی دهند و یک میلیون و دویست هزار نفر جوان در صف انتظار وام ۵ میلیونی صف کشیده اند؟

چگونه می توان از کنار دستگیری و شکنجه و اعدام هزاران نفر آزادیخواه و برابری طلب به خاطر دفاع از حقوق قانونی و مشروعشان گذشت ؟

بله دخترعزیزم ، انسان واقعی نمی تواند از کنار این همه تبعیض و نابرابری و بی عدالتی بی تفاوت بگذرد .

تو ناراحت نباش ، عزیزانی را در اینجا در نظر بگیر که عروسی که سهل است اجازه رفتن به ختم همسر و پدر و مادر و فرزند خود را نیافتند تا اربابان ثروت و قدرت خوش خدمتی خود به سرمایه داری را به اثبات برسانند .

صد در صد بدان و آگاه باش که این حکم تاریخ است، عاقبت ستمگران و ظالمین زباله دان تاریخ است ، بشنو از پدرت که در چنین جامعه ی طبقاتی کشتارگاه عاطفی انسانها خداوند زر وزور و تزویر با تزریق سم فردگرایی بر محور منافع شخصی و مصرف گرایی ادمی را تا سطح حیوان تنزل می دهد . فقط کسانی می توانند در این لجن زار هویت انسانی خود را حفظ کنند که برخلاف جریان آب شنا کرده و به قول انقلابیون فرانسه با شعار “یکی برای همه ، همه برای یکی” و مطالعه آثار مترقی انقلابی بر ضد ستم و بهره کشی و افکار فردگرایانه حیوانی مبارزه مستمر کرده و کمک و همیاری و عشق به همنوع را در جریان مبارزه سرلوحه خود قرار داده فقط و فقط در این چارچوب عشق اصیل و واقعی به همسر و فرزندان می تواند معنا پیدا کند و استمرار یابد ، چرا که در غیراین صورت آدمی بت واره و شیفته پول و قدرت و موقعیت اجتماعی بالا و در نتیجه شیفته موقعیت فردی خود و بیگانه از مدار و هویت انسانی و طبقاتی خود چگونه می توان- فداکاری و عشق همنوع خود از جمله همسر و فرزندانش را داشته باشد ؟

دخترم :

ضمن آرزوی خوشبختی امیدوارم با در پیش گرفتن یک زندگی انسانی، ظلم ستیز همسر خوب و فداکار برای یکدیگر و انسانهایی ایثارگر و مفید به حال جامعه باشید.

کسی که شما و همه ی انسانها را دوست دارد.

شاهرخ زمانی
زندان رجایی شهر

دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.
===============================
در اعتراض علیه حمله رژیم به فعالین کارگری وقتل شاهرخ زمانی
دراستکهلم / سوئد

23

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=645&pgn=
کارگران وآزادیخواهان

رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی با قتل شاهرخ زمانی حمله به فعالین کارگری را شدت بخشیده است. ترس جنایتکاران رااز دامن گرفتن مبارزات کارگری فراگرفته است. بازداشت علی نجاتی وصدور حکم نه سال زندان برای محمود صالحی سرآغاز حمله ای دیگر به جنبش کارگریست.. بخش بزرگی از کارگران وزحمتکشان زیر خط فقر زندگی میکنند وریاضت اقتصادی واستثمار بیشتر را تاب نخواهند آورد. تامین کارگر ارزان برای سرمایه داران جهان ، رویای دولت وسرمایه داری ایران پس از توافق هسته ای است . رژیم ایران کارگران را مرغ عزا وعروسی خود فرض کرده است . قتل شاهرخ هدیه به سرمایه داران بود .آنها از خون شاهرخ بوی سود بمشامشان می رسد. اعتمادشان به تامین نیروی کار ارزان بیشتر میشود . رژیم جمهوری اسلامی همیشه ازطریق کشتار مشروعیت خود را نزد سرمایه جهانی کسب کرده است . سرکوب انقلاب ایران وکشتاردهه شصت واینک فتل شاهرخ زمانی همچون قتل های زنجیره ای و قتل های خاموش ، اسناد مشروعیت ومدارا ودوام جمهوری اسلامی نزد امپریالیست ها وطبقه سرمایه دار جهانی است. شاهرخ زمانی همچون هزاران جانفشان دیگر راه مقابله با این ماشین کشتار وفقر را نشان داد ند و رفتند . دفاع تا پای جان از جنبش انقلابی آموزه آنان برای ماست . بیایید این حمله را پاسخی درخور بدهیم ودر همه جا عرصه را برجانیان حکومت اسلامی تنگ تر کنیم . حلقه را تنگ تر کنیم برای انقلاب دست در دست یکدیگر بگذاریم . جهان بهتری ممکن است جهانی عاری از ستم ، استثمار وکشتار ، عاری از فقر ومسکنت وتبعیض . بیایید این آرمان جانهای شیفته ای چون شاهرخ زمانی را بیادشان فریادکنیم.

جمعه 18 سپتامبر از ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر میدان سرگل پیکتی بزبان سوئدی از سوی شورا برای آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی ودر بزرگداشت یاد شاهرخ زمانی و محکوم نمودن قتل او برگزار میشود . این پیکت روزهای هفته بعد 22 و 24 و28 سپتامبر نیز همین ساعت وهمانحا تکرار خواهد شد .

شنبه 19 سپتامبر ساعت 2 بعداز ظهر روبروی سفارت جمهوری اسلامی استکهلم

تظاهراتی همراه با احزاب وسازمانهای سیاسی ونیروهای مستقل وآزادیخواه برگزار میشود

Elfviksvنgen 76Vنstra yttring gهrd

زنده باد یاد همه جانفشانان راه آزادی وشاهرخ زمانی که در اسارت به قتل رسیدند

کارگر زندانی زندانی سیاسی آزاد باید گردد

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

سرنگون باد جمهوری سرمایه داری اسلامی

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران ـ استکهلم

17ـ09ـ
======
فراخوان به تظاهرات ایستاده در لندن

در اعتراض به جمهوری اسلامی که مسئول مستقیم جان باختن شاهرخ زمانی فعال کارگری در زندان رجایی شهر می باشد.
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=644&pgn=
نام شاهرخ زمانی و همه ی کارگران مبارز و زندانی، معنا و مفهوم ویژه ای به خود گرفته است. نام آنان یعنی ایستادگی در برابر ننگین ترین و جنایت کارترین استبداد سرمایه داری مذهبی جهان ما.
ما در اعتراض به مرگ شاهرخ زمانی و آعاز موج جدید تعرض به فعالین کارگری، از جمله نه سال زندان برای محمود صالحی، هفت معلم زندانی و بازداشت علی نجاتی، که به راه افتاده است، در روز شنبه مقابل تلویزیون بی بی سی، هم زمان با سایر کشورها گردهمایی خواهیم داشت.
ما انتظار داریم که برای آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی و لغو هر گونه شکنجه و اعدام در این تظاهرات با ما هم راه شوید.
کمیته برگزاری بزرگداشت شاهرخ زمانی ـ لندن
زمان: شنبه 19 سپتامبر 2015 از ساعت 15:20
مکان: روبروی تلویزیون بی بی سی فارسی
BBC Persian
Portland Place
London W1A 1AA
Nearest Tub: Oxford circu

============================

آخرین وداع با شاهرخ شهید چگونه برگزار شد؟

shahrokh-tabriz1

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1048&Id=364&pgn=
مراسم گرامی داشت رفیق شهید شاهرخ زمانی در روز پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۵ از ساعت ۱۱ صبح بر سر قبر وی در گورستان وادی رحمت تبریز و از ساعت ۱۲ در تالار شالیز مابین ابوریحان و چهارراه لاله نرسیده به ساختمان سنگی برگزار شد. اعضای خانواده و جمعی از فعالان کارگری و سیاسی و همچنین گروهی از مردم با حضور بر آرامگاه شاهرخ شهید یاد او را گرامی داشتند. در این مراسم سخنرانی هایی در مورد شخصیت و مبارزات شاهرخ ایراد شده و حاضرین با سرود «سر اومد زمستون» یاد این رفیق شهید را گرامی داشتند.

گزارشی کوتاه از مراسم خاکسپاری شاهرخ زمانی

جسد شاهرخ زمانی را روز دوشنبه ۲۳ شهريور ۱۳۹۴ برابر با ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۵ تحویل خانواده‌اش دادند. تنها با این شرط که آنها هیچ شکایتی نکنند و گزارش پزشک زندان که مرگ او را سکته‌ی مغزی اعلام کرده بود، بپذیرند. خانواده‌ی شاهرخ بی‌درنگ جسد را به تبریز شهر عاشقان، شهر مبارزان و خطه قهرمان‌خیز آذربایجان منتقل کردند. بلافاصله فعالان کارگری و دوستان شاهرخ از سراسر ایران خود را به تبریز رسانده بودند تا در زادگاه ستارخان‌ها و باقرخان‌ها، حیدرعمواوغلی‌ها، صمدها، دهقانی‌ها و نابدل‌ها و… این بار بر مزار شاهرخ، یاری از تبار آنان گرد هم آیند. حضور فعلان کارگری از تهران، کرج و سنندج چشمگیر بود. سیل جمعیت خیره‌کننده بود، هر چند نه در خور شاهرخ، چرا که از روز قبل نیروهای امنیتی با افراد زیادی تماس گرفته بودند و آنان را از رفتن به مراسم منع کرده بودند. اما تعداد مشتاقان به شرکت در این مراسم آنقدر زیاد بود که احتمالا نیروهای امنیتی نیز نتوانسته بودند با همه تماس بگیرند. چند نفر از فعالان تبریز را هم به ستادهای خبری احضار کرده بودند و یکی از فعالان اجتماعی تبریز نیز در طول مراسم بازداشت بود. در طول مراسم و هنگام خواندن نماز میت یکی از حاضران با صدای بلند اعلام کرد: شاهرخ چه نیازی به خواندن نماز دارد»… با این حال مراسم برگزار شد. چند مامور خاص از بازکردن صورت شاهرخ هنگام خاکسپاری جلوگیری کردند. هر چند حضور ماموران چشمگیر بود اما آنها با سیل جمعیت کاری نمی‌توانستند انجام دهند. مراسم با خواندن قطع نامه‌ی تشکل‌های کارگری ادامه یافت. اطلاعیه تشکل‌های مستقل کارگری به تعداد نسبتا قابل توجهی میان جمعیت توزیع شد. سپس سپس همزمان با گلباران مزار شاهرخ، مراسم با سر دادن شعارهایی از جمله:» زنده باد شاهرخ زمانی»، «درود بر شاهرخ زمانی»، «شاهرخ معلم ماست، راه شاهرخ راه ماست»، «درود بر کارگر مبارز » ادامه یافت.

شعارها همه‌گیر بود و در میان اندوه و رنج فراوان جمعیت نمی‌خواست مزار را ترک کند. اما اجبارا با پایان یافتن مراسم به تدریج آماده‌ی ترک مراسم شدند. پس از پراکنده شدن جمعیت و در میانه راه خروج از آرامستان ماموران یکی از شرکت‌کنندگان را که گمان می کردند بیانیه تشکل‌های کارگری مستقل را توزیع کرده، دستگیر کردند. بلافاصله این مساله مورد اعتراض حاضران قرار گرفت. ماموران ابتدا گفتند: فقط چند سوال و حاضران هم گفتند در حضور خودمان. به تدریج تعداد معترضان به این دستگیری بیشتر شد. راه رفت و آمد ماشین‌ها بسته شد. هنگامی که پس از دستبند زدن ماموران قصد بردن فرد
دستگیر شده را داشتند، اعتراضات شدت گرفت و پس از کشمکش فراوان و دست به دست شدن وی ، بالاخره برای خاتمه این وضعیت ماموران جلو چشم همه دست وی را باز کردند و شرکت‌کنندگان در مراسم همراه با او محل را ترک کردند. خانواده شاهرخ مراسم پذیرایی بسیار خوبی را تدارک دیده بودند. هنگام صرف غذا یکی از فعالان کارگری گفت:» این غذا با همه ی خوبی به دلم نمی چسبد زیرا که شاهرخ 5 سال از خوردن چنین غذاهایی محروم بود». مراسم پذیرایی با اعلام مراسم روز 5 شنبه خاتمه یافت.
کانون مدافعان حقوق کارگر
http://www.kanoonm.com/2017#more-2017
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شاهرخ را به آغوش خاک سپردیم، اما دیروز در آرامستان وادی رحمت تبریز، دهها شاهرخ جوان قد بر افراشتند

21
صبح دیروز آرامستان وادی رحمت تبریز شاهد مراسم خاکسپاری ویژه ای بود. شاهرخ زمانی این مبارز جسور و خستگی ناپذیر طبقه کارگر ایران از شب گذشته در سردخانه این محل آرمیده بود. اعضا و فعالان سندیکای کارگران نقاش استان البرز، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری، کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری، سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، کانون مدافعان حقوق کارگر، اتحادیه آزاد کارگران ایران و جوانان دانشجو و کارگری که از راه دور آمده بودند از ساعت 9 صبح در آنجا حضور داشتند. همه عمیقا ناراحت و خشمگین بودند.
از حوالی ساعت ده صبح سالن انتظار تحویل جنازه مملو از جمعیت بود تا اینکه شاهرخ را تحویل دادند و او بر دوش یارانش به سوی بلوک 57، قطعه 85 آرامستان حمل شد.
جمعیت نزدیک به هزار نفره شرکت کننده در مراسم، خشمگین و ناباورانه شاهرخ را به آغوش خاک سپردند. همه از مرگ ناگهانی شاهرخ در بهت و حیرت بودند و در حالی که بغظ فرو خورده ای، شرکت کنندگان در مراسم را در بر گرفته بود، صدای رسائی هیاهیوی جمعیت و گریه ها را ساکت کرد. این صدا، صدای یکی از اعضای سندیکای کارگران نقاش استان البرز بود که قرائت بیانیه هفت تشکل کارگری به مناسبت از دست رفتن شاهرخ را آغاز کرده بود.
با پایان قرائت بیانیه و کف زدن جمعیت حاضر، بغظ فرو خورده شرکت کنندگان در مراسم به صحنه پرشوری از شعار دهی تبدیل شد. درود ، درود – زنده باد شاهرخ زمانی – شاهرخ معلم ماست، راهش راه ماست شعارهایی بودند که بارها سر داده شد. کارگر پرشور و مسنی نیز که از شهر سنندج در مراسم شرکت کرده بود رو به جمعیت پیام اش را گفت و سپس یکی از نزدیکان شاهرخ پایان مراسم را اعلام کرد.
با پایان مراسم و براه افتادن جمعیت شرکت کننده به سوی درب خروجی آرامستان، چهار نفر از مامورین امنیتی فرصت را مغتنم شمرده و تلاش کردند دو – سه نفر از جوانان کارگر و دانشجوی شرکت کننده در مراسم را دستگیر کنند و موفق شدند به دست یکی از آنان دست بند بزنند. در پی این وضعیت، کارگران و دانشجویان جوان دست به حمله متقابلی زدند و طی زد و خورد جسورانه ای مامورین را وادار به تمکین، عذرخواهی و آزادی رفیق شان کردند.
شاهرخ را به آغوش خاک سپردیم، اما دیروز در آرامستان وادی رحمت تبریز، دهها شاهرخ جوان قد بر افراشتند که بی تردید مرگ شاهرخ عزیزمان را به پرچمی برای اتحاد و همبستگی کارگری، رهائی از ستم و استثمار و بر پائی دنیائی بهتر تبدیل خواهند کرد.
زنده باد همبستگی کارگری – زنده باد شاهرخ زمانی
اتحادیه آزاد کارگران ایران- 25 شهریور ماه 1394
—————————————————–
پیام تشکر خانواده شاهرخ زمانی

از شرکت کنندگان در مراسم ۲۴ شهريور ۱۳۹۴

با درود به جان باختگان راه آزادی ، ما شاهرخ عزیزمان را از دست دادیم و در حال حاضر روزهای سختی را پشت سر میگذرانیم ، اما حضور چشمگیر کارگران، دانشجویان و انسانهای شریف در مراسم تشیع پیکر شاهرخ مرهمی بر دردهایمان بود، لذا ما بدینوسیله از همه کسانی که به هر نحوی ( با حضور خود ،با تماس تلفنی یا ارسال پیام و یا اعلام دفاع و حمایت در شبکه های اجتماعی و ….) در این روزهای سخت ما را همراهی کردند به ویژه اعضای تشکلهای مستقل کارگری کمال تشکر و قدردانی را داریم.
و بدون شک می دانیم در آینده نیز ما را تنها نخواهند گذاشت و انتظار داریم با فداکاری و صلابت راه شاهرخ را ادامه بدهند
از طرف خانواده شاهرخ زمانی
گفتنی است مراسم تشییع جنازه زنده یاد شاهرخ زمانی بیست و چهارم شهریور با حضور گسترده خانواده ، فعالان کارگری و دوستدارانش در آرامگاه وادی رحمت تبریز برگزار گردید.

نشر توسط:حقوق معلم و کارگر
=========
از بغض‌های فرو خورده فعالان کارگری در ایران

گزارش میدانی به مناسبت درگذشت شاهرخ زمانی

سیاوش مبینی

5
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1048&Id=363&pgn=
شاهرخ زمانی، کارگر نقاشی که به اتهام توهین به رهبری، تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت ملی در اسارت به سر می‌برد، در شب یکشنبه ۱۳ شهریور در زندان رجایی‌شهر کرج، درگذشت. علت مرگ این فعال کارگری، سکته عنوان شده است. خبر غیر رسمی سکته قلبی شاهرخ زمانی از آن جهت مورد تردید است که به شهادت دیگر زندانیان سیاسی، این فعال کارگری از دخانیات استفاده نمی‌کرده، برنامه روزانه ورزش داشته، به خنده‌رویی و پر انرژی بودن شهره بوده و سابقه بیماری خاصی نداشته است.

از همان دقایق اولیه اعلام خبر فوت این فعال کارگری، در محافل خصوصی و گرو‌های غیر علنی در فضای مجازی، واکنش‌های تند و تیزی به این رخداد تأسف‌بار نشان داده شد، اما در فضای علنی اثر چندانی از اعتراض‌ و انتقاد به ساختار‌های حقوقی و حکومتی و نیز به کم‌توجهی نسبی فعالان حقوق بشری به موضوع فعالان کارگری زندانی دیده نشد. علت چیست؟ آیا جمهوری اسلامی موفق به ساکت نگاه داشتن فعالان سیاسی و اجتماعی درون ایران شده است؟ در دل فعالان کارگری چه می‌گذرد که قادر به بیان علنی آن نیستند؟ ساکت‌شدگان و در تنگا قرار گرفتگان چه برنامه‌ای برای بازگشت و تسخیر فضای علنی دارند؟ آیا اصولا اعتقادی به وجود چنین برنامه‌ای وجود دارد؟

زندگی ما بیشتر از این جایی ندارد

اکثر فعالان کارگری، نداشتن ایمنی اقتصادی و از هم پاشیدگی وضعیت معیشتی در صورت بیکاری موقت یا دائم را مهمترین دغدغه بر سر راه فعالیت صنفی و اجتماعی کارگران و فعالان کارگری می‌دانند. نمونه گویا و ساده‌ای از آن در بیان یکی از فعالان کارگری ایران قابل مشاهده است که در ادامه می‌آید:

«خوب حرف‌های من همین است. قرار باشد جای دیگری هم بگویم اینها را می‌گویم. مگر آدم چندتا حرف دارد که هر کجا رفت یک حرف دیگری بزند. خوب نمی‌توانیم! حرف بزنیم باید برویم جواب پس بدهیم و اینطوری هم نیست که بگویند بیا اینجا این سوالات را جواب بده و برو. می‌ریزند آدم را می‌برند و چند ماه نگه می‌دارند. آخرش با یک پرونده زیر بغل می‌روی دادگاه و هزارتا فحش و بی‌ادبی می‌شنوی و تازه زندان هم هست. من که کارگرم و جای کارم، جای خانه‌ام، وضع خورد و خوراکم، لباس بچه‌هایم و همه چیزم معلوم است، از کجا بیاورم خرج زن و بچه‌ام را بدهم وقتی زندان هستم؟ یکی دانشجو است، جوان است، برای همه سخت است ولی از زمین تا آسمان فرق هست بین مجرد و متاهل. آدم خودش باشد می‌گوید به درک ولی وقتی پای زن و بچه وسط است، ترس این را داری که آنها چه می‌شوند. از زمین تا آسمان فرق هست بین کسی که وضع و روزگارش خوب است و اگرسه ماه برود زندان اینقدر دارد که لنگ نباشد با ما که کارگر هستیم و اگر ۱۰ روز نرویم سر کار باید یک سال بدویم تا خرج آن ۱۰ روز را از کنارش در بیاوریم.»

صحبت‌های دیگر هم کم و بیش شامل چنین توصیف‌ها و استدلال‌هایی است، اما دغدغه اقتصادی و معیشتی تنها ترمز و مانع فعالیت‌های کارگری نیست. برای مثال یکی دیگر از فعالان کارگری از بی‌توجهی عمومی به فعالیت کارگری در ایران می‌گوید:

«اینها را به اسم خودم بنویسی، تکذیب می‌کنم روی اینترنت. حوصله دعوا و جواب و جوابکشی را ندارم… بیایید با هم می‌رویم پای کامپیوتر و سایت‌ها را باز می‌کنیم. حالا می‌خواهد حقوق بشر باشد یا سایت یا هر چی! حتی جنبش سبزی‌ها را خبری ازشان نمی‌شنوی به آن صورت. به جز … از اول تا آخر دیگر اسم کی هست؟ اسم فعال کارگری چرا نیست؟ مگر کم کارگر زندانی داریم. می‌نویسند ولی مثل خبر شاهرخ بیچاره! زندان بوده سالم و سرحال؛ شب خوابیده و صبح بلند نشده؛ خبر فوتش را نوشته‌اند بعد آخرش باز اسم آدمهای خودشان را نوشته‌اند که اینها هم دارند می‌میرند اگر نروند دکتر. این یعنی چی؟ بچه که نیستیم ما. می‌فهمیم چه خبر است.»

این فعال کارگری در ادامه می‌گوید:

«این جمهوری اسلامی دارد به همه ظلم می‌کند. از کارگر تا بهایی و مجاهد و سیاسی و ان.جی.او و زنان و معلم و هر کسی که با خودشان نباشد. ما نمی‌گوییم چرا از اینها می‌‌نویسید، حرف ما این است که چرا همه را نمی‌نویسید؟ آخرش این بوده که یکی سر حرف خودش مانده و در زندان مرده است. معلوم هم نیست طبیعی بوده یا سرش را زیر آب کرده‌اند. آن وقت اندازه یک خبر ارزش ندارد که نصفش را بزنی فلانی و فلانی.»

یک فعال کارگری دیگر همین انتقاد را به شیوه‌ای دیگر بیان می‌کند:

«متاسفانه زندانیان سیاسی تقسیم بندی شده‌اند به اینکه راست هستند یا چپ. یا مثلا زندانی کارگری است یا روزنامه‌نگار. یک طوری که از یکی صد خبر منتشر می‌کنند و از یکی دیگر که در همان بند است و حکمش سنگین‌تر است یک خبر منتشر می‌کنند. مشخص است که فرق می‌گذارند در صورتی که طبق حقوق بشر اینکه رنگ پوستش چه رنگی است یا فکرش چه چیزی است باید همه زندانی سیاسی باشند و ارزش همه آدمها اندازه هم است. آنها (حکومت) بلد شده‌اند! با چند نفری که حساسیت روی آنها است و اطرافشان پر است نرم برخورد می‌کنند و کسانی که خبری از آنها نیست و توجه نمی‌شود به آنها، هر بلایی دوست دارند به سرشان در می‌آورند. یک نمونه را عرض می‌کنم شما اگر اشتباه است اعلام کنید؛ اشکالی ندارد. چند وقت قبل حمله کردند به بند سیاسی زندانی اوین و گفتند موبایل پیدا شده است. اعتراض کردند و تلویزیون نشان داد. بعد آن ماجرا برای بعضی زندانی‌ها حکم اضافه زدند به جرم اینکه اعتراض کرده بودند. در خبرها نوشته بودند که همه اعتراض کرده‌اند ولی حکم اضافه را فقط برای چند نفر زدند. بررسی که بکنید مشخص است اینها، همان‌هایی هستند که در رسانه‌ها به آنها اهمیت نمی‌دهند.»

تفاوت‌‌های بنیادی در مواضع علنی و غیر علنی

یک شوخی ساده با یکی از فعالان کارگری که سابقه بازداشت و زندان به دلیل فعالیت‌های صنفی را در کارنامه خود دارد حقایق قابل تاملی درباره خودسانسوری شدید در فضای علنی را روشن می‌کند.

از این فعال کارگری درخواست کردم تا نظر خود را درباره مرگ شاهرخ زمانی در زندان بیان کند. او سوال کرد که «اسم‌ها را می‌زنی؟ » پاسخ دادم:

− بله.

− برای کجاست؟ خارج کشور یا سایت‌های داخل؟

− برای روزنامه … گزارش تهیه می‌کنم.

− باشه

− شروع کنید لطفا

−… مردم و مسئولین یادشان نرود که وقتی تحریم کردند ایران را به خاطر مسائل هسته‌ای، آخرش این تولیدات خودمان بود که نیازهای مملکت را تامین می‌کرد. آخرش خود مسئولین گفتند که باید اقتصاد مقاومتی شروع شود تا تحریم‌ها اثر نکند. اقتصاد مقاومتی یعنی ما در داخل کشور تولید کنیم و به کارگر ایرانی، مهندس ایرانی، کارخانه ایرانی اهمیت بدهیم. سوبسید را به جای اینکه بدهیم به ماشین خارجی یا به اسم یارانه پخش کنیم دست مردم، این را کارخانه درست کنیم و یارانه بدهیم به صنعت تا خود مردم، جوان‌ها، بروند سر کار و کشور قوی شود. کارگر اهمیت دارد. بدون کارگر مگر می‌شود تولید کرد؟ کارگر باید بتواند قوی شود تا صنعت قوی شود و ما بتوانیم جلوی تحریم‌ها مقاومت کنیم. باید سندیکا‌ها باشند و کارگر بتواند از حقوق صنفی خودش دفاع کند چون کارگری که حقوق‌اش اندازه نباشد شرایط جسمی و روحی خوبی ندارد موقع کار کردن. افرادی مثل مرحوم شاهرخ زمانی حرف خاصی نمی‌زدند که ببرند‌شان زندان. همین حرفها را می‌زدند. من به خانواده محترم آقای زمانی تسلیت می‌گویم. خیلی سخت است یک نفر بدون مرخصی و ملاقات چند سال زندان باشد. امیدوارم جامعه کارگری ایران یک روزی آنقدر ارزش پیدا کند که کسی برای گرفتن حق خودش مجبور نشود کار صنفی بکند و زندان برود.»

− ببخشید آقای «…» من یک اشتباه کردم. وسط صحبتهای شما یادم افتاد که با مطلب دیگری اشتباه گرفته‌ام. این صحبت‌ها در رادیو زمانه منتشر می‌شود. اشکالی ندارد؟

− نه. روی رادیو زمانه نه. اگر برای روزنامه است اشکال ندارد.

− مشکلی با رادیو زمانه دارید؟

− نه به خدا. کلا با سایت‌های خارج کشور مصاحبه نمی‌کنم.

− برای چه؟

− پرونده باز دارم. دردسر می‌شود.

− اگر بدون انتشار اسم شما منتشر شود اشکالی ندارد؟

− نه. نزن.

− فکر نمی‌کنم بدون ذکر اسم مشکلی برای شما پیش بیاید.

− نه از آن لحاظ نه. این چرت و پرت‌ها که ارزش ندارد منتشر شود!

− چرت و پرت؟

− مجبوریم یک جوری حرف بزنیم که هم حرف بزنیم هم حرف نزنیم. شما گفتی شاهرخ زمانی، چون رفیق ما بود و مرده است، به خاطر دینی که به گردن همه ما دارد گفتم اسمش را بیاورم که مردم بدانند در زندان سر به نیست شده است.

بعد از کش و قوس فراوان این فعال کارگری نظر واقعی خود را بیان می‌کند. مقایسه این صحبت‌ها به صحبتهای قبلی او، روشنگر بسیاری از مسائل است. حرف اصلی او این است:

«…وقتی یک نفر را اعدام می‌کنند یعنی او را می‌کشند. حکومت طناب می‌اندازد گردن او و با جرثقیل بالا می‌کشد تا بمیرد. شاهرخ زمانی را هم کشتند. یکی را با طناب می‌کشند و یکی را مثل شاهرخ زمانی اینقدر اذیت می‌کنند تا در زندان بمیرد. شاهرخ زمانی نمرده، او را کشته‌اند. این حکومت مسئول خون شاهرخ است. بچه‌هایی که با این اصلاح‌طلب‌ها ارتباط دارند می‌گویند از داخل زندان اس‌ام‌اس زده‌اند که صبح دور دهان شاهرخ کبود بوده و صورتش جوری بوده که طبیعی نبوده است. از کجا معلوم چیزی نریخته باشند، بخورد؟ همین خامنه‌ای چند وقت قبل مصاحبه کرد و گفت به من خبر داده‌اند مارکسیست‌ها داخل دانشگاه فعالیت می‌کنند. گرا داد که یعنی بروید مارکسیست‌ها را بگیرید. فعال کارگری‌ها را بگیرید. هر کسی که بخواهد اعتصاب راه بیاندازد چون اینها بهتر می‌دانند که وضع طبقه کارگر چقدر بد است و هر کجا را که دست بگذارید آماده اعتصاب است منتها کسی نیست که راهنمایی کند کارگران را و رژیم از همین می‌ترسد که اسم فعالان کارگری به گوش کارگران برسد و یاد بگیرد و شروع کنند به اعتصاب.

برای آنها که در خواب خوش هستند و فکر می‌کنند این رژیم درست بشو است می‌گویم که خیالتان راحت که درست بشو نیست. اگر زورش برسد یکی، یکی ما را می‌کشد. برایش مهم نیست. این رژیم باید برود. سرمایه‌داری درست و حسابی در ایران باشد لااقل به اسم خدا و دین ما را زندانی نمی‌کنند. من رای می‌دهم، دنبال انقلاب هم هستم! هر کاری که یکجوری چوب لای چرخ این حکومت بگذارد را باید انجام بدهیم. حواسمان باشد این رژیم دارد کارهای آخر خودش را انجام می‌دهد و دیگر وقتی بشویم مثل زمان فاشیسم کار از کار گذشته و هیچ کاری از دست کسی بر نمی‌آید. جلوی این حکومت را باید گرفت.»

راه‌ها بسته و تلاش‌ها ادامه دارد

فعالان کارگری به صورت متفق‌القول عقب نشینی از فضای علنی نسبت‌ به سالهای گذشته را تایید می‌کنند. دلایلی به وجود آورنده این وضعیت بیشتر حول اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ و خفقان حاکم بر ایران در این دوره برشمرده می‌شود اما اختلافاتی نیز وجود دارد. عده‌ای معتقد هستند که فعالان کارگری نتوانسته‌اند آنطور که لازم بوده است با دیگر فعالان سیاسی و اجتماعی ارتباط برقرار کنند و به همین دلیل در حاشیه فضای رسانه‌ای قرار گرفته‌اند و عده‌ای دیگر معتقد هستند اصولگرایان و اصلاح‌طلبان منافع مشترکی برای مقابله با جنبش کارگری در ایران دارند و به همین دلیل همانقدر از طرف حکومت تحت فشار هستند که از طرف جریانات سیاسی راست‌گرا. این گروه معتقدند «فقط شکل و شیوه فشار این دو جناح با یکدیگر متفاوت است.»

سکوت و مکث فعالان کارگری در مقابل پرسش‌های مربوط به حضور در فضای علنی و طرح مسائل طبقه کارگر در ایران، تا حدودی نشان دهنده فقدان وجود برنامه جدی در این زمینه است. عده‌ای حضور در فضای علنی را نادرست می‌پندارند و عده‌ای آنرا تایید می‌کنند. یکی از استدلال‌های مشترک هر دو گروه که البته به نتیجه گیری‌های متفاوتی ختم می‌شود تاکید بر «بسته بودن» راه حضور در فضای علنی است. «دغدغه‌های امنیتی»، «فقدان حق آزادی بیان»، «ضعف کلی ساختارهای مدنی و اجتماعی در ایران» و «متناسب نبودن بحث هزینه و فایده»‌ی حضور در فضای علنی، از جمله دلایل مطرح شده در تایید بسته بودن این راه است.

یکی از فعالان کارگری نکته مهمی را درباره ایرادات موضع گیری علنی فعالان کارگری مطرح می‌کند که باید با توجه ویژه‌ای به آن نگریست:

«دو مورد یادم هست که خود من مصاحبه کرده‌ام ولی بعدا که خوانده‌ام راستش را بخواهید خودم متوجه نشدم چه گفته‌ام. یک چیزهایی را خودم حذف کرده‌ام و یک مواردی را آنها سانسور کرده‌اند و یک مطلب ضعیف شده بود. کسی که می‌خواهد در فضای علنی موضع بگیرد و حضور داشته باشد باید در چهارچوب قانون حرف بزند. ایراد همین است. مشکل ما با خود قانون است. این قانون است که اجازه تشکل‌یابی و فعالیت را از ما گرفته است. هر کس بگوید با این قانون مشکل داریم به جرم مخالفت با نظام بازداشت می‌شود. فایده حضور در فضای علنی چیست؟»

یک فعال کارگری دیگر ضمن تایید شیوه سازمان‌یابی غیر علنی در جنبش کارگری می‌گوید:

«بله. ما مخالف این هستیم که جوری کار بشود که معنی‌اش این باشد که پلیس بیا مرا بگیر! ولی باید حرف‌ها به گوش بقیه برسد. مردم چه کسانی را می‌شناسند؟ همین‌ها که در شبکه‌های ماهواره‌ای و سایت‌ها و روزنامه‌ها هستند. طبقه کارگر از همین مردم هستند و ماهواره و موبایل و اینترنت و روزنامه باعث می‌شود که بفهمند کارگران مهم هستند و قدرت دارند که به حرکت در آیند. گوش می‌کنند و بعضی از آنها می‌آیند ارتباط می‌گیرند. این به نظرم به هر حال نباید خالی بگذاریم. امکانی هست که استفاده بکنیم بهتر است.»

مرگ‌هایی که فراموش می‌شود

یک فعال کارگری ضمن گلایه از فراموشی رسانه‌ها و افکار عمومی در ایران می‌گوید:

«شاهرخ مُرد. چند روز سر و صدا می‌شود و چندتا بیانیه بیرون می‌آید. بعدش هیچی. مثل دهه ۶۰، مثل این جوان‌ها که در انتخابات مردند. ندا، سهراب، آن بیچاره‌ای که با ماشین پلیس از رویش رد شدند؛ فراموش می‌شود. دفعه بعد نوبت یکی دیگر می‌شود. آن کسی که می‌گوید دهه ۶۰ تمام شد و فراموش کنید، فردا می‌گوید انتخابات تمام شد و فراموشش کنید و بعدش می‌گوید اختلاس تمام شد و ولش کنید. به خدا جمهوری اسلامی خیلی خوشبخت است که این افراد در اپوزیسیون آن هستند. شیلی هنوز قتل‌های زمان پینوشه را فراموش نکرده. در بحرین و یمن، مردم ول نمی‌کنند. ولی در ایران سختی هر اتفاقی برای جمهوری اسلامی یک هفته است. بعدش همه یادشان می‌رود.»
۲۶ شهریور ۱۳۹۴
برگرفته از :« سایت زمانه»
http://www.radiozamaneh.com/237298
=================

فدراسیون بین المللی کارگران ساختمان و چوب

ایران: یکی از شناخته شده ترین و مورد احترام ترین فعالان کارگری زندانی

شاهرخ زمانی در زندان درگذشت

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=642&pgn=
۱۵ سپتامبر ۲۰۱۵
فدراسیون بین المللی کارگران ساختمان و چوب با شنیدن اینکه شاهرخ زمانی، یکی از شناخته شده ترین و مورد احترام ترین فعالان کارگری ایران، در ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵ در زندان گوهردشت (رجایی شهر) در شهر کرج در گذشته است، شوکه شده است. امبت یوسون (دبیر کل فدراسیون) می گوید، «فدراسیون بین المللی کارگران ساختمان و چوب خواهان بسیج قوی تری علیه اذیت و آزار فعالین کارگری در ایران است و به طور کامل از فراخوان برای تحقیقات مستقل بین المللی در مورد این مرگ و شرایط دیگر فعالان کارگری زندانی و زندانیان سیاسی در ایران حمایت می کند.»
باور در حال رشد این است که شاهرخ در زندان به قتل رسیده است و در نتیجه بسیاری دولت ایران را برای مرگ او پاسخگو می دانند. در این زندان، بسیاری زندانیان متحمل شکنجه های شدید، غفلت و بدرفتاری کامل توسط نیروهای امنیتی و مقامات زندان می شوند.

شاهرخ را در حالت بیهوشی پیدا کردند. او را به مرکز پزشکی زندان بردند و در آنجا پزشکان اعلام کردند که او مرده است. مقامات ادعا کرده اند که سکته مغزی علت مرگ او بوده ست اما گزارش های تایید شده وجود دارد که کبودیهای قابل مشاهده بر روی بدن او وجود داشته است.

شاهرخ زمانی ابتدا در ماه ژوئن 2011 دستگیر شد و به 11 سال زندان به اتهام «اقدام علیه امنیت امنیت ملی از طریق تشکیل و عضویت در گروههای مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» محکوم گردید.

شاهرخ عضو عضو هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش تهران و کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری بود.

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

info@workers-iran.org; http://www.workers-iran.org; twitter.com/IASWIinfo; facebook.com/IASWI

Link to the English version: http://goo.gl/3VLryg
=====================
تظاهرات علیه قتل شاهرخ زمانی از رهبران جنبش کارگری ایران
زمان :شنبه 19 سپتامبر از ساعت 14 تا 16
محل مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران
Svanemّllevej 48 Kّbenhavn ط
صبح روز یکشنبه 13 سپتامبر 2015 قلبِ شاهرخ زمانی کارگر کمونیست از حرکت باز ایستاد و جنایت دیگری بر پرونده رژیم سرمایه داری اسلامی ایران افزوده شد . شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی در شکنجه گاه رجائی شهر در حال گذران پنجمین سال حبسِ خود به سر می برد. شکنجه گرانِ رژیم بارها او را مستقیما تهدید به مرگ کرده بودند، برای مسمومیت و الوده کردن او به بیماری های خطر ناک، او را در بند زندانیان عادی و مبتلا به ایدز قرار دادند. او را هربار از زندانی به زندان دیگر تبعید کردند تا او امکان ملاقات با خانواده خود را نداشته باشد، او بارها با اعتصاب غذای طولانی مدت شکنجه گراران را وادار به عقب نشینی نمود. سرانجام جنایتکاران سرمایه به اهداف شوم خود رسیدند و طبقه کارگر ایران را از رهبری شایسته و توانا و سازش ناپذیر محروم کردند و به زندگی پرشور و افتخار آفرین او پایان دادند. رفیق شاهرخ به اتهام تشکیل جمع های سوسیالیستی و فعالیتهای مستقل کارگری و اقدام برای تشکیل اتحادیه کارگران نقاش و … محکوم به 11 سال زندان شد، محکومیت این چنین سنگین خود بیانِ گویای اهمیت فعالیت او در جهت منافع کارگران و نفرت طبقاتی حاکمان سرمایه از مبارزین و فعالین کارگری است. بدون شک جانباختن شاهرخ زمانی در زندان به هر دلیلی که باشد یک قتل سیاسی است و مسئولیت آن با رژیم اسلامی است .
ما با برنامه های مختلف یاد شاهرخ زمانی را به همراه جنبش کارگری و کمونیستی در داخل و خارج کشور گرامی میداریم و به جنایت رژیم بر علیه این فعال کارگری اعتراض میکنیم.
از همه ایرانیان دعوت میکنیم تا در تظاهرات روز شنبه 19 سپتامبر شرکت کنند.
زنده باد شاهرخ زمانی
مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد سوسیالیسم
کمیته برگزاری گرامیداشت کارگر کمونیست شاهرخ زمانی
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=641&pgn=

===================
پیام تسلیت انجمن صنفی معلمان کردستان (مریوان)
بمناسبت درگذشت شاهرخ زمانی
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=639&pgn=
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تربود …
……………………………..
در نهایت تاسف و ناباوری شاهرخ زمانی کارگر و نقاش ساختمان 50ساله ؛ یکشنبه 22 شهریور 94 در زندان گوهر دشت کرج به نقل از بهداری این زندان براثر سکته ی مغزی و در روایتی دیگر سکته ی قلبی درگذشت
شاهرخ زمانی عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری و عضو هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش ساختمان و حامی و پیشتبان قاطع خواست های صنفی معلمان ایران بود که از 27مرداد 90 در زندان به سر می برد و مدتی طولانی در اعتراض به شرایط نامطلوب زندان، اعتصاب غذا کرد.
انجمن صنفی معلمان کردستان (مریوان) این مرگ تلخ را به خانواده ایشان و تمامی فعالان صنفی و کارگری ایران تسلیت می گوید
نشر توسط:حقوق معلم و کارگر
============================================================================================
فراخوان
تجمع اعتراضی
در محکومیت قتل شاهرخ زمانی
http://www.rahekargar.net/press_releases/2015-09-16_645_szamani.pdf
کارگران، زحمتکشان و مردم آزاده!
در تداوم سرکوب، دستگیری، شکنجه و قتل فعاالن کارگری و سیاسی، روز یکشنبه ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵ شاهرخ زمانی،
فعال شناخته شده و با سابقه جنبش کارگری و چپ، عضو سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان وعضو کمیته
پیگیری برای ایجاد تشکلهای کارگری، توسط رژیم جمهوری اسالمی ایران در زندان گوهردشت کرج به قتل رسید.
جان فعاالن کارگری و سیاسی، معلمان، پرستاران و دیگر اقشار زحمتکش در زندانهای جمهوری اسالمی در خطر است!
قتل شاهرخ زمانی دقیقا مصادف با بیست و هفتمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی توسط رژیم سرمایه جمهوری اسالمی
در دهه شصت میباشد.
ما ضمن محکوم کردن سیاستهای ددمنشانه رژیم جمهوری اسالمی و در دفاع از جان فعالین کارگری و سیاسی زندانی، از
همه شما مردم آزادیخواه و مبارز دعوت می کنیم که در این حرکت اعتراضی شرکت نمایید.

جمعه ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۵، ساعت ۲ بعداز ظهر
مقابل دفتر سازمان عفو بین الملل در تورنتو
1992 Yonge Street (Yonge-Davisville)
کارگر زندانی، زندانی سیاسی آزاد باید گردد
سرنگون باد رژیم سرمایه داری جمهوری اسالمی ایران
زنده باد آزادی- زنده باد سوسیالیسم
برگزار کننده:
«اکسیون پشتیبانی از کارگران و فعالین سیاسی زندانی و در محکومیت قتل شاهرخ زمانی»
با پشتیبانی کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
================================================
پیام تسلیت کانون صنفی معلمان ایران

بمناسبت درگذشت شاهرخ زمانی، فعال کارگری

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=635&pgn=
در کمال تاسف و ناباوری شاهرخ زمانی فعال کارگری، روز یکشنبه ۲۲ شهریور بنابر بر گزارش بهداری زندان در اثر سکته مغری در زندان گوهردشت درگذشت. این کارگر زندانی که دوران حبس ۱۱ ساله خود را در این زندان سپری می کرد همبند معلمان دربند در سالن ۱۲ زندان گوهردشت بود. وی به عنوان یک کنشگر فعال بارها از خواسته های صنفی معلمان حمایت نمود. کانون صنفی معلمان ایران فقدان این فعال کارگری را به خانواده محترم وی و فعالان و جامعه کارگری ایران تسلیت می گوید.
کمیته اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
نشر توسط:حقوق معلم و کارگر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مراسم گرامیداشت و یادبود زنده یاد شاهرخ زمانی در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج برگزار شد.
امروز دوشنبه ۲۳ شهریور ۹۴ ساعت ۹ شب، مراسم یادبودی به مناسبت مرگ مشکوک شاهرخ زمانی در زندان رجایی شهر کرج با شرکت تمام گروه های سیاسی و نحله های فکری برگزارشد؛ مراسم با یک دقیقه سکوت بنام آزادی و بنام شهدای زندانی و نام شاهرخ زمانی با مدیریت باغانی معلم زندانی آغاز شد در ادامه محمد سیف زاده و سعید ماسوری؛ خالدحردانی؛ و سعید رضایی در وصف تاریخ مبارزه با استبداد صحبت کردن و میثاق یزدان نژاد هم خاطرات شاهرخ را در دل زندانیان زنده کرد. زنیار مرادی ترانه کردی و صالح کهن دل ولطیف حسنی نیز ترانه ای آذری سرودند. در خاتمه پس از پذیرایی شعر معروف مرغ سحر تقدیم به روح شهید راه آزادی شاهرخ زمانی شد.
یادش گرامی و پاینده باد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از همبندی های ‫‏شاهرخ زمانی:
«ساعت پنج عصر یکشنبه بیست و دوم شهریور ماه سال 1394 هم اتاقی سالمند شاهرخ زمانی، ‫#‏فعال_کارگری، در بند سیاسی-امنیتی ‫#‏زندان رجایی شهر کرج که از خواب بی هنگام هم اتاقی اش تعجب کرده بود او را تکان داد تا بلند شود و مثل همیشه به ورزشش مشغول بشود. شاهرخ زمانی عادت به خوابیدن در آن ساعت روز نداشت و همیشه اولین نفری بود که راس ساعت سه بعد از ظهر و زمان باز شدن درب هواخوری به حیاط می رفت تا ورزش خود را شروع کند به همین دلیل هم امروز وقتی غیبت داشت توجه سایر هم بندی ها به این مسئله جلب شد و همه زندانی ها از ندیدنش در حیاط زندان متعجب شدند.
هم اتاقی شاهرخ زمانی پتو را از سر او کنار می زند و این فعال کارگری را در با دهانی تیره و بدنی کاملا سرد پیدا می کند. سریعا جوانان بند کمک می کنند و او را از طبقه سوم تخت به پائین می آورند و به سرعت بدون رعایت نوبت و هماهنگی های معمول به بهداری منتقل می کنند.
شاهرخ زمانی ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺳﺎﺑﻖ ﻫﯿﺎﺕ ﺑﺎﺯﮔﺸﺎﯾﯽ ﺳﻨﺪﯾﮑﺎﯼ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻧﻘﺎﺵ بود. وی دیشب تا نیمه شب در حال آماده کردن مطالب خود و نوشتن تحلیل هایش از حوادث روز بود. او غالبا نقطه نظراتش را یاداشت می کرد و اخبار روز و تحلیل هایش را دسته بندی می کرد . او صبح همان روز با برخی از هم بندی هایش حرف زده بود و سر حال و بی مشکل به رختخواب رفته بود تا بخوابد اما فردای آن روز دیگر با پاهای خودش از تخت پایین نیامد.
شاهرخ زمانی مداوما ورزش می کرد، سیگار نمی کشید، سرحال بود و با دیگران شوخی می کرد و اصلا اثری از بیماری و رنجوری نداشت شاید به همین دلیل بود که آخرین نفری که احتمال مرگش در آن بند می رفت شاهرخ زمانی بود و وقتی خبر در محوطه بند زندانیان سیاسی پیچید، زندانی ها در بهت و حیرت فرو رفتند و ساعت ها در مقابل در اتاقش تجمع کردند.
مسئولان بند و بزرگترها به بهداری رفتند تا وضعیتش را پیگیری کنند اما یکی از دکترها ی بند به آنها گفته بود که دیگر منتظر برگشت شاهرخ زمانی نباشند دکتر بند که او را سرپائی معاینه کرده بود به دیگران گفت که او هرگز بر نخواهد گشت و این تأسفی عمیق زندانی ها را در بر داشت به هر حال در آن محیط بسته و محصور ، ما زندانی ها به سرعت به هم دلبسته می شویم، با عادت های هم خو می گیریم و رنج و شادی همدیگر را با رگ و پی مان درک می کنیم.
در آن ساعت روز زندانی ها ورزش معمول را روزه را تعطیل کردند. غم عجیبی فضای زندان را فرا گرفته و هر کسی سعی می کند با ورود هر مسئولی به بند یا به اتاق زمانی، او را مخاطب قرار داده و نسبت به وضعیت پیش آمده پرس و جو کند و برخی دیگر که کمی صریح تر و شجاع ترند خواستار مسئولیت پذیری آنها و بررسی دقیق علت فوت شاهرخ زمانی هستند.
اما همه زندانی ها می دانند این درخواست ها راه به جایی نخواهد برد و سالهاست که در زندان رجایی شهر در قبال مرگ مشکوک و غیر مشکوک زندانی تنها یک روال وجود دارد و آنهم این است که بهداری با صدور یک برگه برای علت فوت کلمه «سکته» را می نویسد و هر چه سریع تر جسد فرد متوفی را به سردخانه می سپارند و غالبا کالبد شکافی ای نیز در مورد علت مرگ در مورد زندانیان صورت نمی گیرد.
جالب است که بهداری زندان رجایی شهر حتی سردخانه ندارد و به همین دلیل هم بر اساس گفته جانشین رئیس زندان که مسئول شیفت شب در زندان است، جسد این زندانی سیاسی در همین شب به سردخانه بهشت زهرا منتقل شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خانواده شاهرخ زمانی:
شکایت می‌کنیم کالبد شکافی کنید

نینا زمانی : از موقعی که پدرم را بردند رجایی شهر این ۳ سال ما نه ملاقات حضوری داشتیم نه مرخصی دادند. قبلا زندان تبریز که بود حداقل ملاقات حضوری داشتیم اما این سه سال هیچی…
پیکر شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر به سردخانه بی بی سکینه کرج منتقل شده است، خانواده او با تایید خبر درگذشت این فعال کارگری در زندان خواستار روشن شدن علت مرگ و توضیح مسولان در این زمینه هستند و نینا زمانی، دختر شاهرخ زمانی به روز می گوید که پدرش از نظر جسمی هیچ مشکلی نداشته و خانواده او خواستار کالبدشکافی و مشخص شدن علت مرگ هستند.

او می گوید که پدرش ۴ سال محروم از مرخصی و در۳ سال گذشته از ملاقات حضوری محروم بوده و حالا درحالی خبر مرگ او از سوی مسولان زندان تایید شده که هیچ بیماری جسمی یا مشکل جسمی که منجر به مرگ شود نداشته.

مسولان زندان رجایی شهر و دستگاه قضایی به صورت رسمی توضیحی درباره مرگ شاهرخ زمانی نداده اند اما نینا زمانی می گوید که در مراجعه به زندان رجایی شهر به انها گفته شده که پدرش سکته مغزی کرده است.

شاهرخ زمانی، نقاش ساختمان و فعال کارگری که از سال ۹۰ به اتهام تلاش برای تشکیل تشکل های کارگری از جمله سندیکای کارگران نقاش زندانی و به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود. روز گذشته وب سایت کلمه خبر درگذشت ناگهانی شاهرخ زمانی را منتشر کرد نینا زمانی در مصاحبه با روز می گوید: امروز بعد از ظهر یک تماس مبنی بر این خبر داشتیم مراجعه کردیم زندان رجایی شهر که آنجا زندانی بود، گفتند واقعیت دارد و منتقل شده به سردخانه بی بی سکینه که در کرج است. رفتیم انجا تایید کردند که تحویل گرفته اند. قرار شد ما فردا صبح پی گیر شکایت باشیم و کارهای کالبدشکافی که علت دقیق مرگ مشخص شود.

دختر شاهرخ زمانی توضیح می دهد: پدر من هیچ مشکلی جسمی نداشت و کاملا سالم بود. برای همین اصلا باورمان نشده و نمی شود و شوکه هستیم. فردا حتما شکایت می کنم و فرم کالبدشکافی را در پزشکی قانونی پر می کنم باید مشخص شود. سم شناسی و هرچیز دیگری.

برخی وب سایت ها از سکته مغزی این فعال کارگری در زندان خبر داده اند و برخی نوشته اند که او بعد از اعتصاب غذاهای طولانی مشکل جسمی داشته و تحت درمان قرار نگرفته. دخترش می گوید: بله چند بار اعتصاب غذا کرده بود و به همین دلیل خیلی ضعیف شده بود اما مشکل اینطوری نداشت که. اینها کذب محض است پدر من کاملا سالم بود. موقعی که به زندان رسیدیم ساعت یک ربع به ۹ شب بود و آن ساعت بخش اداری اش تعطیل است و جوابی به ما ندادند فقط گفتند منتقل شده بی بی سکینه و ما هم رفتیم آنجا.

آنجا هم چون تحویل گرفته بودند فقط تایید کردند و گفتند فردا ساعت ۷ و نیم صبح اینجا باشید. ما هنوز ندیده ایم پیکر پدرم را و من نمی توانم الان هیچ نظری بدهم، هنوز نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاده علت های مختلفی ممکن است وجود داشته باشد به ما گفته اند سکته کرده و ما هنوز نمی دانیم. همین طوری هم چیزی را نمی پذیریم. تا انتها پی گیری می کنم و تا علت دقیق را نفهمم از پا نمی نشینم تا انتها پی گیری می کنم که علت دقیق را بفهمم.

نینا زمانی سپس با اشاره به محرومیت پدرش از مرخصی و ملاقات حضوری در طی سالهای اخیر می گوید: اصلا به پدر من یک بار هم مرخصی ندادند. بهمن ماه مادربزرگ من فوت شد باز هم ندادند. مادربزرگ من از غصه پدرم مریض شد، سرطان گرفت و فوت کرد. برای مرخصی هم حتی من پی گیری کردم. اجازه ندادند. حتی ما ملاقات حضوری هم با پدرم نداشتیم. از موقعی که پدرم را بردند رجایی شهر این ۳ سال ما نه ملاقات حضوری داشتیم نه مرخصی دادند. قبلا زندان تبریز که بود حداقل ملاقات حضوری داشتیم اما این سه سال هیچی.

سوال می کنم که مشکل شان با پدر شما چی بود که این همه سال محروم از مرخصی و ملاقات حضوری بود و چنین برخوردهایی با او می کردند. نینا زمانی می گوید: اینجا فقط پدر من نیست با خیلی از زندانیان سیاسی چنین رفتارهایی می کنند علت اش هم این است که آدم های بزرگی مثل پدر من در مقابل ظلمی که به آنها می شد سکوت نمی کردند دائما بیانیه صادر می کردند و با رسانه ها مصاحبه می کردند. در یک کلام اینکه شرایطی که به انها اعمال می شد را نمی پذیرفتند. تمام کسانی که اینطور هستند و الان هم هستند با آنها همین برخورد می شود. انتظار دارند که مردم سرشان را بینذازند پایین و هر بلایی می خواهند سرشان در بیاورند.

دختر شاهرخ زمانی می افزاید: واقعا پدر من در اوج مظلومیت رفت. خیلی به او ظلم شد در این ۴ سالی که زندان بود. حتی نتوانست با مادر خودش خداحافظی کند. حتی من در این مدت ازدواج کردم برای عروسی من نتوانست بیاید برای عقد من نتوانست حضور داشته باشد و ارزوی همه چیز را بر دلش گذاشتند اما باید بمیرند و این آرزو بر دلشان بماند که امثال پدر من سکوت کنند. آنها می میرند هم روح شان زنده است و راهشان ادامه دارد.

شاهرخ زمانی از چهاردهم خرداد ماه زندانی بود و بیش از ۳۶ روز را در سلول های انفرادی سپری کرد. او سال ۹۱ ابتدا به زندان یزد و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. او مدتی نیز در زندان قزلحصار کرج زندانی بوده است.

شاهرخ زمانی سال ۹۳ در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل و ناوی پیلای، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده بود من ضمن این‌که مسولیت هرگونه عواقب و لطمات روحی، جسمی و جانی اعتصاب غذا را متوجه مسولین می‌دانم از آن جنابان می‌خواهم با فرستادن کمیته‌ی حقیقت‌یاب به این قتل‌گاه و فشارهای جهانی بر حکومت جمهوری اسلامی آن را وادار کنند، حداقل به قوانین مصوب خود در رعایت حقوق شهروندی و صنفی زندانیان مخصوصا تفکیک جرایم پایبند بوده و مرا به بند سیاسی بازگردانند.

او پیشتر و در خرداد ۹۱ هم در نامه ای به احمد شهید درباره وضعیت و پرونده خود نوشته بود: جناب احمد شهید من شاهرخ زمانی فعال سندیکایی بدون کوچکترین تقصیر و گناه در خرداد ۱۳۹۰ توسط اداره اطلاعات تبریز دستگیر شدم،۳۶ روز در انفرادی بازداشت بودم پس از ۳۳ روز اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری و نگهداری غیر قانونی مرا تحویل زندان مرکزی تبریز دادند.

همچنین پس از چهار ماه شکنجه، اذیت و آزار در اداره اطلاعات و زندان مرکزی تبریز در دادگاه انقلاب شعبه ۱ به ریاست قاضی حمل بر بدون داشتن کوچکترین مدرکی علیه من و بدون اعتراف به اتهامات دروغین وارد شده، دقیقا” بنا به دستور کتبی اداره اطلاعات مرا به ۱۱ سال زندان محکوم کردند. در مقابل اعتراض و ارایه لایحه دفاعی از طرف وکیل مدافع اینجانب به دادگاه که این دادگاه با استناد به کدام مدارک موجود در پرونده و یا با استناد به کدام اعتراف و کدام ماده مشخص قانونی مطابق با مدارک (در صورت وجود) ۱۱ سال زندان برای موکل من شاهرخ زمانی که هیچ گناهی مرتکب نشده است، صادر کردید؟ قاضی حمل بر چند لحظه ای سکوت کرد با سرخ و سفید شدن گفت من کاره ای نیستم، اداره اطلاعات این طور خواسته است.

او توضیح داده بود: پس از صدور، تایید و اجرای حکم غیر قانونی و فرمایشی باز هم اداره اطلاعات دست از سر من بر نداشته، این بار با استفاده از سازمان زندانها که آن را نیز زیر سلطه دارد (این گونه مسلط بودن پلیس بر تمامی نهاد ها و ادارات مصداق انکار ناپذیر پلیسی بودن یک نظام است بنا براین تمامی زندانیان احتیاج مبرم به کمک شما دارند.) مرا به مدت دو ماه در بند قرنطینه که از بدترین، کثیف ترین و محدود ترین بند زندان است نگهداشتند. باز به اجبار دست به اعتصاب غذا زدم، پس از ۱۵ روز اعتصاب غذا مرا به بند مالی منتقل کردند. در آنجا نیز دست بر دار نبودند و با استفاده از عوامل خود باعث بی نهایت اذیت و آزار می شدند.

وقتی متوجه شدند که من توانستم با برخورد انسانی و برقراری دوستی با دیگر زندانیان تو طئه های آنها را در مورد ایجاد در گیری خنثی کنم مرا به بند ۱۵ متادون تبعید کردند.بیشترین زندانیان این بند معتاد های با دوزبالا هستندکه تعدادی از آنها غیر از بیماریهای مربوط مستقیم به اعتیاد، به ایدز، هپاتیت و قانقارا نیز مبتلا می باشند. من برای قاضی حمل بر نامه ارسال کردن و از قاضی مستقر در زندان خواستم از این عمل غیر قانونی جلو گیری کند و از رئیس زندان که استادی بود در خواست رسیدگی کردم، او گفت این دستور از طرف قوه قضاییه و سازمان زندانها نیست بلکه دستور اداره اطلاعات است، من گفتم پرونده متهم پس از صدور حکم طبق قانون باید از دست پلیس خارج شود رئیس زندان گفت زندانیان سیاسی دائما” تحت مسئولیت وزارت اطلاعات هستند.

در ایران هیچ قانونی اجرا نمی شود و زندانیان سیاسی هیچ گونه حق و حقوقی حتی حقوق زندانیان عادی را نیز ندارند. مسئولین نظام حکومت ایران همیشه اعلام می کنند ما زندانی سیاسی نداریم تا در خلاء قانونی در رابطه با موضوع سیاسی ما را از هرگونه حقی محروم کنند. اما در داخل زندان برای ایجاد محرومیت بیشتر، بدون قید کردن در پرونده ها ما را سیاسی می گویند تا از هر گونه حقوق زندانی عادی از جمله مرخصی، عف های عمومی بدون شروط خاص، کار در زندان یا بیرون، بند مجزا برای سیاسی ها و… نیز محروم شویم، همه این اعمال غیر قانونی و ضد انسانی با سیاست یک بام دو هوا توسط تمامی مسئولین رده با لا صورت می گیرد.

او با طرح این سوال که نگهداری زندانیان سیاسی در میان افراد مبتلا به ایدز، هیپاتیت، قانقارایا و دیگر بیماریهای مسری یا همراه افراد دارای حکم سنگین ابد و اعدام، جز شکنجه و کشتن چه معنایی دارد؟ خطاب به احمد شهید نوشته بود: آقای رئیس تنها امید ما زندانیان سیاسی به مردم، شما، نهاد های حقوق بشر، سازمانهای سیاسی و مردمی و تشکل های کارگری است. لطفا” هر کاری از دست شما برای نجات زندانیان بر می آید انجام بدهید.
منبع: روزآنلاین
==========================================

مرگ مشکوک شاهرخ زمانی درزندان
http://www.rahekargar.net/press_releases/2015-09-15_634_shahrokhzamani.pdf
شوربختانه و در کمال ناباوری اطالع یافتیم که شاهرخ زمانی کارگر زندانی ,عضو کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های مستقل
کارگری و یکی از رهبران جنبش کارگری ایران امروز یک شنبه ۲۲ شهریور ماه برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵ در زندان رجایی شهر
درگذشت.فارغ ازاینکه مسئولین زندان مرگ اورا ناشی از سکته مغزی اعالم کرده اند درحالی که دستان ودهانش خونین وسرش
متورم بوده است ، جمهوری اسالمی مسئول مستقیم مرگ شاهرخ زمانی است .
؛این بذرها به خاک نمیماند ,خون است و ماندگار ؛ نباید گذاشت خون این مبارز متین, پرکار و دردمند لشکر عظیم کارگران و
تهیدستان و توده های اعماق پایمال شود.هم اکنون فعاالن کارگری زیادی در زندان های این رژیم در اسارت هستند و بویژه از برکت
تفاهم هسته ای خطر مرگ فعاالنی دیگر هم چنان باقی .
شاهرخ زمانی کمونیست مانا یادی است که خواست و تالشش ایجاد تشکل های مستقل کارگری و رسیدن به یک جامعه انسانی
بود,پس گرامیداشتش در گرو افزایش این تالش هاست ,بیشتر از پیش.چرا که تشکل یابی مستقل کارگری است که راه را برای
سرنگونی انقالبی رژیم سرمایه داری جمهوری اسالمی و رسیدن به جامعه ای برای حفظ حرمت و کرامت انسانی را هموارتر خواهد
ساخت .
در این اندوه با خانواده ,همبندیان ,فعاالن کارگری و مبارزان راه آزادی و سوسیالیسم و نیز کمیته حمایت از شاهرخ زمانی صمیمانه
همدردیم.
اتحاد چپ سوسیالیستی ایرانیان
۲۲ شهریور ماه ۱۳۹۴ برابر با ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵
==============================

اطلاعیه مشترک تشکل های کارگری

ما مرگ شاهرخ زمانی را به پرچمی برای اتحاد و همبستگی کارگری که او پیشتازش بود تبدیل خواهیم کرد

شاهرخ زمانی، مبارز خستگی ناپذیر و جسور جنبش کارگری ایران در کمال بهت و حیرت و ناباوری همگان در زندان گوهر دشت چشم از جهان فرو بست. علت مرگ شاهرخ را مقامات رسمی هر چه اعلام کنند از نظر ما مسئولیت مستقیم آن تماما بر عهده کسانی است که با تحمیل برده وارترین شرایط بر ما کارگران، حق تشکل یابی و مبارزه برای یک زندگی بهتر را نیز از ما سلب کرده و انسان‌های شریف و بزرگی همچون شاهرخ زمانی را به گوشه زندان‌ها افکنده اند.
مرگ تکان‌دهنده شاهرخ در کنج زندان بدون هیچ پیشینه بیماری، نه اولین جان باختن یک زندانی و نه تحت شرایط موجود زندانهای کشور، آخرین آن خواهد بود. اگر چه مرگ ناگهانی شاهرخ از نظر هر انسان منصفی مشکوک به نظر می رسد اما بدون چنین تردیدهایی نیز، شرایط زندان‌های کشور بویژه برای فعالین کارگری و زندانیان سیاسی به هزار و یک دلیل از پخش پارازیت گرفته تا غذای نامناسب، عدم رسیدگی پزشکی و نبود بهداشت، شیوه نگهداری نامناسب و اعمال انواع فشارهای روحی و روانی به اندازه کافی مرگ آور است.
شاهرخ زمانی هیچ جرمی جز دفاع از حقوق هم طبقه ای هایش مرتکب نشده بود. او نه صاحب منصب بود، نه اختلاس کرده بود، نه کوچکترین لطمه ای به کسی زده بود و نه شریک دزدان و غارتگران بود. او یک کارگر نقاش، از اعضای شورای نمایندگان کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری، عضو هیات بازگشائی سندیکای کارگران نقاش و عضو افتخاری سندیکای کارگران نقاش استان البرز و از بنیان گذاران معنوی این سندیکا بود که در خرداد ماه سال 1390 به دلیل مبارزاتش برای احقاق حقوق کارگران به زندان افکنده شد. اما زندان برای انسان جسور و بزرگی همچون شاهرخ، پایان مبارزه و حق طلبی نبود. او در طول نزدیک به 5 سال دوران زندان، تا آخرین نفس هایش در یکی از سلول‌های دو نفره زندان گوهردشت، لحظه ای از مبارزه و حق طلبی باز نایستاد. نه دیوارهای زندان، نه دادگاه، نه سرکوب و نه اعمال فشار از سوی مامورین امنیتی و زندانبانان قادر به زدن مهر سکوت بر لب‌های شاهرخ نشدند. او بدون ذره ای بزرگ‌نمائی، با جسارت و صلابت بی نظیرش مظهر مقاومت و مبارزه‌جوئی طبقه کارگر ایران برای خلاصی از ستم و استثمار بود.
مرگ شاهرخ برای یارانش، خانواده اش و برای جنبش کارگری ایران ضایعه ای سنگین و جبران ناپذیر است. ما این ضایعه بزرگ را به خانواده، هم بندان، یاران شاهرخ و عموم کارگران در سراسر کشور صمیمانه تسلیت می‌گوئیم و بدین وسیله اعلام می‌داریم اگرچه از دست دادن شاهرخ عزیز درد جانکاهی است اما ما در سوز و گداز این درد جانکاه، زانوی غم در بغل نخواهیم گرفت و مرگ شاهرخ را به پرچمی برای اتحاد و همبستگی کارگری که او پیشتازش بود تبدیل خواهیم کرد.
زنده باد اتحاد و همبستگی کارگری – درود بر شاهرخ زمانی
اسامی تشکل های امضا کننده به ترتیب حروف الفبا
1- اتحادیه آزاد کارگران ایران
2- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
3- سندیکای کارگران نقاش استان البرز
4- کانون مدافعان حقوق کارگر
5- کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری
6- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری
7- هیات بازگشائی سندیکای کارگران نقاش تهران
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مسئولان مرگ مدافع حقوق کارگری، زنده یاد شاهرخ زمانی را محکوم می کنیم

شهریور ۲۳, ۱۳۹۴
زنده یاد شاهرخ زمانی کارگر زحمتکش نقاش ساختمانی بیشتر عمر خود را در راه اندیشه و تلاش برای آرمان های عدالت اجتماعی و حقوق زحمتکشان و محرومان فدا نمود و در این راه تا آنجا پیش رفت که در این مسیر به حکم سنگین یازده سال زندان محکوم شد و بیش از پنج سال محکومیت خود را در زندان های مختلف که آخرین آن زندان جان فرسای رجایی شهر بود گذراند.

آن زحمتکش شریف اخلاق و رفتارش در زندان پیوسته مورد تایید هم بندانش بود و او همیشه برای کمک به دیگر زندانیان آماده فداکاری و گذشت بود او تا لحظه آخر عمر خویش مدافع آرمان های مردمی و عدالت اجتماعی و حقوق کارگران و زحمت کشان به ویژه حقوق سندیکای کارگران بود و علی رغم آزار و اذیت های پیدا و پنهان که علیه او می شد به راه مردمی خود ادامه می داد.

شرایط عمومی اسفناک و بسیار نامناسب زندان های ایران آنچنان تلخ و تحمل ناپذیر است که حتی مسئولان امور خود نیز معترف به آن بوده و آنرا تکرار می کنند. این شرایط سخت و دشوار به ویژه در زمینه امور بهداشتی پزشکی در رویداد تلخ مرگ آن زنده یاد بسیار موثر بوده است. مسلما اگر او زندانی نبود بسیاری از گرفتار های خانوادگی ناگوار و مرگ زود هنگام بر او روی نمی داد. خون بهای مرگ باور نکردنی زنده یاد شاهرخ زمانی این کارگر ستم دیده به عهده کسانی است که عهده دار امور حقوق زندانیان هستند.

شاهرخ زمانی از آغاز دوره جدید کوشش جنبش سندیکای کارگری ایران که از اوایل دهه هشتاد گسترش یافت در راه ایجاد و اتحاد و یکپارچگی نیروهای مدافع حقوق کارگری و برقراری سندیکای کارگران نقاش ساختمانی فعالیت نموده و همچنین از دوستداران سندیکای کارگران شرکت واحد بود.

سندیکای کارگران شرکت واحد به حکم وظیفه همبستگی کارگری و دفاع از حق و عدالت و آزادگی همراه با محکوم کردن مقصران مرگ غم بار این انسان کارگر شریف به خانواده دغدار ایشان و همکاران و عموم کارگران فداکار راه حق و عدالت اجتماعی و آزادگی تسلیت گفته و خواستار مجازات مقصران و رعایت حقوق خانواده و بازماندگان آن زنده یاد می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیام تسلیت جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی زندان رجایی شهر به خانواده شاهرخ زمانی

هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید
که خاموشی با هزاران زبان در سخن است
بر مرده های خویش نظر می افکنیم
با طرح خنده ای
و نوبت خویش را انتظار می کشیم
بی هیچ خنده ای

مرگ نا بهنگام دوست و هم بندی مبارزمان شاهرخ زمانی ما را دچار اندوه بسیار کرد. برای همه کسانی که شاهرخ را از نزدیک می شناسند و مدتی با او زیسته اند از جمله ما، باور این حادثه تلخ و غافلگیرانه، دشوار است و بی تردید برای خانواده گرامی اش دشوارتر.
ضمن آرزوی آرامش و شادی برای روان شاهرخ عزیز، این ضایعه را به همه آنان که دل و قلب شان در آرزوی عدالت فراگیر و عشقی جاودانه به آزادی می تپد به ویژه پدر و دیگر اعضای خانواده عزیزش تسلیت می گوییم.

جمعی از زندانیان سیاسی-عقیدتی زندان رجایی شهر- سالن ۱۲ بند ۴
جعفر اقدامی، کامران ایازی، علی اکبر باغانی، سعید پورحیدر، خالد حردانی، جمال الدین خانجانی، هوشنگ رضایی، سعید رضوی فقیه، حمزه سواری، سید محمد سیف زاده، بهزاد عرب گل، بهروز عزیزی توکلی، فرشید فتحی، سعید مدنی، عفیف نعیمی، فرهاد فهندژ، پیام مرکزی،فرهاد اقبالی، ایقان شهیدی ، کیوان رحیمیان، سعید شیرزاد

==========================================

«این‌جا مرگ هم ناله می‌کند»!

«اما سایه‌ی مرگ را از در و دیوار سلول‌های مجاور و مقابل و در تمامی فضای محیط حس می‌کردم. گویی که ساعت‌ها پیش مرده بودم، ساعت‌ها پیش بارها و بارها طناب دار را بر گلوی خود و بالا کشیده شدن را احساس کرده بودم پنجه‌های بغض آن‌چنان گلویم را فشرده بود که یارای حرکت نداشتم….»
(شاهرخ زمانی اسفند ۹۲)
و این مرگ نه اولين است و نه در چنین شرایطی، در باورمان مي گنجد كه آخرين آن باشد. هر روز در زنداني، يكي از فرزندان مبارز ايران با اعدام يا مرگ مشكوك راهي گورستان مي شود. اگر هم هیچ کدام این دو نباشد، عدم رسیدگی درمانی و پزشکی، شرایط بسیار بد غذایی و بهداشتی، نبود تهویه هوای مناسب در سلول ها و انواع و اقسام فشارهای روحی و جسمی، سلامت زندانیان را ذره ذره می بلعد و آنان را به سوی نابودی می کشاند. فجايع جبران ناپذيري كه هر يك داغ ننگي بر پيشاني مسببان ان است.هيج ابائي و قبحي هم از طرف مسولين به كار گرفته نمي شود، کسانی که مسوول جان این زندانیان هستند.
وضعیت زندانیان عادی از این هم دهشتناک‌تر است زندانیانی که خود قربانی نظم ستمگرانه حاکم بر جامعه ی سودمحور هستند و جز معدود افرادی آگاهی مانند شاهرخ زمانی، کس دیگری تنهایی، بی‌کسی و بی پناهی آنان و ظلمی را به تصویر نمی کشد که در حق آنان در زندان روا می شود. آگاه‌گری‌هایی که شاید شاهرخ بهای آن را با جانش داده باشد.
اكنون که در سوك يكي دیگر از فعالان كارگري و مبارزی هستیم که قربانی بی عدالتی شده است، از خود می‌پرسیم که چه باید کرد تا از این سرنوشت به ظاهر ناگزیر، گریزی داشته باشیم به سوی عدالت و آزادی و رفع ستم از تمامی زحمتکشان که آرزو و هدف شاهرخ زمانی بود.
ضمن تسلیت به خانواده زمانی و تمامی کارگران و زحمتکشان، اعلام می کنیم تا روشن شدن علت واقعی مرگ وی و آزادی بی قید و شرط کلیه زندانیان سیاسی از پای نخواهیم نشست و به جد خواهان تغییر شرایط زندان‌ها برای همه‌ی زندانیان هستیم.
کانون مدافعان حقوق کارگر
۲۲ شهريور ۱۳۹۴
http://www.kanoonm.com/1997#more-1997
=============================================
کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
شاهرخ جرمش استقامت بی پایانی بود،
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=630&pgn=
که در مقابل ظلم و ستم وبهره کشی طبقاتی داشت و اسرار جنایت کاران جمهوری اسلامی را با دید طبقاتی افشا می کرد.

به طرز مشکوکی شاهرخ زمانی را کشتند، وانمود می کنند بر اثر سکته مرده است ، در برخی اخبار می گویند سکته مغزی کرده است ولی در برخی اخبار اعلام کرده اند سکته قلبی بوده است ، در حالی که دستان و دهان او خونی بوده و سرش متورم شده است، فعالین کارگری و تشکل ها و دوستان شاهرخ می خواهند کالبد شکافی شود تا علت یا علل مرگ شاهرخ مشخص شود ولی نزدیکان او به هر دلیلی شاید بر اثر تهدیدها نمی خواهند کالبد شکافی صورت به گیرد ، با توجه به اینکه شاهرخ فعال کارگری و عضو سندیکای نقاشان و عضو کمیته پیگیری بوده و بدلیل فعالیت و مبارزات کارگری زندانی شده بود و همچنین به دلیل چنین مبارزه و استقامت کشته شده است این حق طبقه کارگر و تشکل های کارگری است که بخواهند عضوی از آنها پس از کشته شدن کالبد شکافی شود در این راستا ما از تمامی تشکل ها و سازمانهای مبارز کارگری و آزادیخواه می خواهیم جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند تا تحت نظر تشکل های جهانی کارگری جسد شاهرخ زمانی کالبد شکافی شده ، علت واقعی مرگ این فرزند مبارز طبقه کارگر مشخص شود و بدون شک به هر دلیلی باشد مسئولیت مرگ شاهرخ به عهده جمهوری اسلامی و جنایت کاران حاکم است، در این راستا تمامی فعالین و انقلابیون حق دارند از جانب کمیته حمایت از شاهرخ زمانی به صورت نماینده از نهاد ها و تشکل ها بخواهند اقدامات لازم را به عمل آورند و همچنین شاهرخ را عضوی از آن خود بدانید و اعتراضاتی را سازمان دهی کنند .
از تشکل های مستقل کارگری موجود در ایران می خواهیم نگذارند کشته شدن شاهرخ بدون هزینه برای جمهوری اسلامی باشد و این روال را ادامه بدهد، مرگ شاهرخ در ادامه کشته شدن افشین اسانلو ، دگمچی، کرمی خیر آبادی ، ستار بهشتی و … است ما از تشکل های کارگری می خواهیم از هر طریق ممکن مرگ شاهرخ را به یک پرچم مبارزه برای خود تبدیل کنند و راه او را ادامه بدهندخواسته های او مشخص بود ایجاد تشکل های مستقل کارگری ، ایجاد فداراسیون سراسری ، ایجاد سازمان سیاسی انقلابی طبقه کارگرو … و بر قراری حکومت دمکراتیک شورایی کارگران.
جمهوری اسلامی هیچ زندانی سیاسی و کارگری را آزاد نکرده است بیشتر زندانیان را یا مستقیما» کشته است ویا به بیماریهای مختلف دچار کرده است، که بر اثر بیماری های فوق غیر مستقیم کشته است و اگر به هر دلیلی زندانی را نتوانسته از این دو طریق بکشد با نقشه های پنهانی یا بر اثر ضرب و شتم و زیر شکنجه کشته و مرگ او را بر اثر سکته یا چیز دیگری طبعیی جلوه داده است . شاهرخ بیمار نبود و بدن سالمی داشت و حتی در مقابل پارازیت های شدیدی که به دستور سران حکومت اسلامی در اطراف سالن 12 زندان گوهر دشت منتشر می شد مقاوم بود ، ما بار ها در بیانیه های خود اعلام کردیم جمهوری اسلامی شرایطی را در زندان ایجاد کرده است که زندانیان در حالت مرگ تدریجی قرار دارند ، و امروز مسئولین زندان و سربازان گمنام نتوانستند مقاومت و مبارزات شاهرخ را تحمل کنند و او را به مرگ تدریجی برسانند بنا براین به طرز مشکوکی او را زودتر کشتند.
جمهوری اسلامی این حکومت جنایت کاران در سالگرد قتل عام 1367 زندانیان سیاسی شاهرخ زمانی مبارز راه آزادی و برابری و راه رهای طبقه کارگر را به طرز مشکوک کشت .
شاهرخ با تمام توان خود در راه ارتقای مبارزات جنبش کارگری و جنبش کمونیستی تلاش کرد و تنها دارایی خودش را که جانش بود در این راه تقدیم مبارزات طبقه کارگر کرد و مانند اسلاف خودش هم چون کمونارد ها ومبارزانی فداکار و شجاع در طول تار یخ و بخصوص مبارزان و انقلابیونی که در دهه شصت با قامتی راست در مقابل ارتجاع اسلامی ایستادند و قتل عام شدند اما زانو نزدند، شاهرخ نیز در مقابل انواع مختلف شکنجه گران جمهوری اسلامی از سپاهی و امنیتی گرفته تا سربازان گمنام مولتی میلیاردرهای روحانی – نظامی و کل نظام اسلامی دزد و اختلاس گر ایستاد و زانو نزد و در راه آرمانهای طبقه کارگر جانش را فدا کرد تا مشعل فروزان یگری در راه دست یابی کارگران به مطالباتشان و بر قراری حکومت کارگری باشد .
مرگ شاهرخ را ضایعه ای برای جنبش کارگری و جنبش انقلابی می دانیم و این ضایعه را به کارگران و انقلابیون ایران و جهان تسلیت می گوییم و اعلام می داریم :
شاهرخ شجاع و فداکار ، شاهرخ عزیزم ما همه می خواهیم چون تو سربلند باشیم و می خواهیم راه تو و رفقایت را که از جان خود دریغ نکردید ادامه بدهیم .
ما از تشکل ها و فعالین کارگری و انقلابی داخل و خارج می خواهیم مراسم های گسترده ای برای گرامی داشت شاهرخ و افشای جنایت کاران جمهوری اسلامی برگزار کنند .

ما از تشکل های جهانی کارگران می خواهیم برای کالبد شکافی شاهرخ فعالیت کنند.

پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگران

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
بیانیه 130 کمیته حمایت از شاهرخ زمانی
========================

بیانیه‌ی ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران:
ما جمهوری اسلامی را مسئول مرگ شاهرخ زمانی در زندان می دانیم!
http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1049&Id=628&pgn=

بر پایه‌ی اخبار رسیده از ایران، با اندوه فراوان اطلاع یافتیم که شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی، و از اعضای هیات مؤسس سندیکای کارگران نقاش، به دنبال بیماری شدید و عدم رسیدگی‌های پزشکی مقامات زندان جان باخته است.

برگزارگنندگان و حاضرین در ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران ضمن ابراز تسلیت و همدردی با خانواده شاهرخ زمانی و کمیته حمایت از شاهرخ زمانی حاکمیت جمهوری اسلامی را عامل این قتل می‌شناسند و قویاً این جنایت عامدانه‌ دگرباره رژیم جنایت ‌پیشه‌ی جمهوری اسلامی را محکوم می کند. شاهرخ زمانی خود از پیش این جنایت را پیش بینی میکرد «آقای رئیس جمهور، جناب دادستان و رئیس زندان رجائی شهر هدف شما نابودی و قتل عام ۲۵۰ انسان، به مرگ تدریجی در گورستان رجائی شهراست تا مردم را از نمایندگا ن واقعی خود در رسیدن به اهداف خود محروم کنید.»

برلین – ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۵

شرکت کنندگان و برگزارکنندگان ششمین گردهمایی سراسری درباره کشتار زندانیان سیاسی در ایران
======

نهاد های همبستگی با کارگران ایران – خارج زا کشور

جمهوری اسالمی ، قاتل شاهرخ زمانی
خبررسید که شاهرخ زمانی درزندان رجائی شهر جمهوری اسالمی درگذشت. اندوهی جا نکاه مارا درگرفته
است. رژیم جنایتکارجمهوری اسالمی، شاهرخ را به بند کشید، تحت شدید ترین فشارهای جسمی و روانی
قرار داد وبه انواع حیلهها و وسایل کوشید شاهرخ را به سکوت وادارد. لیکن شاهرخ نه تنها سکوت رااختیار
نکرد، بلکه باوجود تمامی تضعیقات درون زندان وتهدیدات وفشارهای دژخیمان اسالمی، همچنان به دفاع از
منافع کارگران ستمدیده پرداخت. شاهرخ، زندان را به سنگرمبارزه تبدیل کرد وهر چند گاه با نوشتجات و
.رهنمودهای خود، رژیم ضد کارگری اسالمی رابه چالش کشید
شاهرخ، درتمامی عمر امر مبارزه برای آزادی طبقه کارگر و زدودن ستم واستثمار را بعنوان وظیفه اساسی
خود پیشه کرده بود. دربیرون اززندان، درسندیکای کارگران نقاش وکمیته پیگیری، به مبارزه درراه آزادی
طبقه کارگرهمت گمارد ودرزندان نیز، دمی ازمبارزه برای این اهداف انسانی وهمچنین دفاع ازحقوق سایر
اقشاراجتماعی وزندانیان ومحکومین به اعدام دست برنداشت. شاهرخ با تمام وجود به رهائی طبقه کارگرازستم
و استثمارمی اندیشید وازهمین روباتمامی محرومیتها ومشکالت درون زندان، می کوشید نظریات خود را
برای ایجاد تشکالت سیاسی وصنفی طبقه کارگرازطرق گوناگون ازجمله نوشتجات به بیرون اززندان انتقال
.دهد
این ادامه ی مبارزه درزندان و پای بندی به اهداف انقالبی کارگری، تیری بود که برچشمان سردمداران و
حامیان رژیم فساد وجنایت نشست. این جرثومه های جنایت وفساد ازشاهرخ وشاهرخ ها، کینه دردل دارند و
ازهمین رو کمربه قتل شاهرخ بستند. شاهرخ نه تنها زیرفشارهای روحی و جسمی قرارداشت، بلکه ازهر
گونه معالجه پزشکی که پیامد سالیان زندان بود، محروم نگه داشته شد. شاهرخ ازنظربهداشتی وجسمی رنج
میبرد، ولیکن مأموران زندان، نیروهای امنیتی وقضائی از رسیدگی پزشکی جلوگیری می کردند. رژیم
اسالمی قاتل شاهرخ زمانی است وعامالن این جنایت بایستی درفردای انقالب وآزادی کشور ازاینهمه ستم
.واستثماراسالمی به پاسخگوئی کشیده شوند
شاهرخ، اولین قربانی رژیم اسالمی در درون زندان نیست و آخرین نیزنخواهد بود. تا زمانیکه چنین رژیمی
حاکمیت دارد، با هرعنصری وهررنگی دررأس آن، شاهد چنین جنایاتی خواهیم بود. برای رسیدن به آزادی و
رفاه وجامعه ای به دورازاینهمه فساد وجنایت، چارهای جزبراندازی حاکمیت اسالمی وبرقراری جامعهای
عاری ازخصوصیات رژیم اسالمی، یعنی همان جامعهای که شاهرخ چه بیرون اززندان وچه دردرون زندان
.برای برقراری آن مبارزه میکرد، نیست
نهادهای همبستگی باجنبش کارگری درایران ـ خارج کشور، قتل عمدی شاهرخ را به بستگان ایشان، به یاران
وی درکمیته پیگیری، به تمامی دوستان او وبه رزمندگان طبقه کارگرتسلیت میگوید ودرروزهای آینده خواهیم
کوشید با برگزاری مراسمی درخورو با افشای و اعتراض به جنایتهای جمهوری اسالمی، یاد این مبارزراستین
.طبقه کارگررا بزرگ داریم
ننگ بررژیم جمهوری اسالمی سرمایه، قاتل شاهرخ زمانی
سرنگون باد رژیم جمهوری اسالمی
پاینده باد سوسیالیسم
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری درایران ـ خارج کشور
2015 سپتامبر 13
nhkommittehamahangi@gmail.com
http://nahadha.blogspot.com/

================

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s