چند خبر از سایت حقوق معلم و کارگر: احضار رسول بداقی،ادامه مداوای محمود بهشتی لنگرودی،درباره صمد بهرنگی

وبلاگ کارگری راه کارگر :احضار رسول بداقی عضو کانون صنفی معلمان به دادگاهrasoul bodaghi

رسول بداقی پس از چند بار احضار شفاهی، در نهایت به صورت کتبی به شعبه ی 1033 دادگاه کیفری قدوسی واقع درونک احضارشد،ایشان برای قرائت کیفرخواست بایستی روز شنبه دوم مرداد 95 در شعبه ی 1033 حاضر شود.
بداقی که در اردیبهشت 95به قصددیداربامحمودبهشتی راهی بیمارستان هزارتخت خوابی شده بود، پس از72 ساعت بازداشت درکلانتری 148 واوین به قید کفالت آزادشده بود ،پیشتر بداقی بارها بطور تلفنی احضارشده بود اما به دلیل غیرقانونی بودن احضار تلفنی ازرفتن به دادگاه خودداری کرده بود.
رسول بداقی اردیبهشت ماه امسال پس از هفت سال حبس ،بدون حتی یک روز مرخصی از زندان اوین ازاد شد.

***

محمود بهشتی لنگرودی ؛سخنگوی کانون صنفی معلمان همچنان در حال ادامه مداوای عوارض جسمی ناشی از اعتصاب غذا

7_n

حقوق معلم وکارگر
محمود بهشتی لنگرودی که از ابتدای اردیبهشت ۹۵ وارد چهارمین دور اعتصاب غذای خود شده بود، پس از 23روز اعتصاب غذای تر و خشک و افت شدید قند خون و خونریزی معده و پس از مداوا در بیمارستان، نهایتاً روانه منزل شد.بهشتی همچنان در حال پیگیری عوارض جسمیِ ناشی از اعتصاب غذاست.
این عضو ارشد کانون صنفی معلمان پس از آزادی، مجدداً به دلیل تشخیص عارضه ملنا (خونریزی معده) به مدت ۶ روز در بیمارستان طالقانی تهران بستری بود و در جریان پیگیری درمان و معاینه و عکسبرداری ها، تورم پانکراس (پانکرانیت) نیز تشخیص داده شد.
در حال حاضر در طی پیگیری های درمان این معلم و فعال صنفی، به علت خطرات جدی پانکرانیت، عمل جراحی در دستور کار پزشکان قرار گرفته است.
محمود بهشتی لنگرودی، به واسطه سه حکم مجزا که توسط قضات دادگاه انقلاب اسلامی، صلواتی و مقیسه صادر شده، به ۱۴ سال زندان محکوم شده است و از بدو اجرای حکم در شهریور ۹۴ تا کنون چهار بار اقدام به اعتصاب غذا کرده است.

***
نامه سرگشاده کانون صنفی معلمان ایران(تهران) به نمایندگان دوره دهم مجلس

_zanan-eteraz

برپایه خبر مندرج در سایت حقوق معلم و کارگر در تاریخ سی و یکم خرداد ۱٣۹۵آمده است: کانون صنفی معلمان ایران (تهران) طی نامه ی ای به نمایندگان دوره دهم مجلس اسلامی ازآنان پرسیده است: برنامه ی مدون شما برای چهار سال آینده چیست؟ و دقیق تر، برنامه ی شما برای آموزش و پرورش در چهار سال آینده چیست؟ در زیر این نامه را می خوانید:
***

به نام خداوند جان وخرد
سخنی با نمایندگان دوره ی دهم مجلس شورای اسلامی
کانون صنفی معلمان ایران در روز های آغازین دوره ی دهم مجلس شورای اسلامی ضمن تبریک به نمایندگان این دوره، لازم می داند پرسش ها و نکاتی را با محوریت مسائل آموزش و پرورش مطرح نماید. تا ضمن جلب توجه منتخبان به مسئله ی مهم آموزش، آمادگی خود،به عنوان یک تشکل صنفی مستقل را برای همکاری و تعامل به منظور حل مسائل مبتلابه آموزش کشور اعلام نماید.
نمایندگان کنونی بی تردید در هنگام اعلام داوطلبی برای پذیرش این مسئولیت خطیر از اوضاع جامعه در حوزه های مختلف، اطلاعات کافی داشته اند. مثلاً در حوزه اقتصاد به خوبی از شرایط رکود اقتصادی، ضعف شدید در عرصه ی تولید، بیکاری گسترده، تورم بالا، توزیع به شدت نامتعادل درآمد – ۷۵ درصد نقدینگی در اختیار ۵ درصد افراد جامعه – رشد اقتصادی بسیار ضعیف… با خبر بوده اند. از شکاف رو به افزایش میان خط فقر و درآمد بسیاری از خانواده ها،مسائل و مشکلات جوانان به ویژه تحصیل کرده ی کشور، شیوع بلای اعتیاد و البته آن چه مستقیما به حوزه ی کاری این تشکل مربوط می شود، وضعیت اسف بار آموزش و پرورش کشور، اطلاع کافی دارند.
اگر مهمترین مسئولیت نمایندگان مجلس را دفاع از حقوق ملت بدانیم، آن چه به طور عام از شما انتظار می رود حرکت در راستای تامین آسایش و رفاه ملت، تامین منافع ملی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تضمین حقوقی که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است و در یک کلام تحقق بخشیدن به توسعه ی اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی ایران است.
اکنون پرسش مشخص از نمایندگان مجلس این است: برنامه ی مدون شما برای چهار سال آینده چیست؟ و دقیق تر، برنامه ی شما برای آموزش و پرورش در چهار سال آینده چیست؟
آیا آموزش و پرورش را جزو اولویت های کشور به حساب می آورید؟ اگر چنین است، برای محوریت بخشیدن به آن در برنامه های کوتاه و بلند مدت کشور به ویژه برنامه پنج ساله ی ششم توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور، که جزو نخستین لایحه های مطرح در مجلس دهم است، چه نکاتی را مد نظر دارید؟
ما براین باوریم، یکی از عوامل زمینه ساز بسیاری از معضلاتی که پیشتر به آن ها اشاره شد،ضعف و ناکارامدی نظام آموزشی کشور است. لذا برخود واجب می دانیم تا بپرسیم،
۱.نمایندگان محترم چه طرحی برای کاهش تمرکز گرایی شدید حاکم بر آموزش و پرورش کشور دارند که متضمن استقلال بیشتر مناطق با توجه به موقعیت جغرافیایی، فرهنگ و آداب و رسوم، اولویت نیاز های منطقه ای و تقویت مدیریت محلی باشد؟
در همین راستا چه تسهیلاتی برای شکل گیری و دوام تشکل های صنفی قدرتمند و رفع موانع پیش روی آن ها جهت کمک به بهبود شرایط آموزش و پیگیری مطالبات بدنه نظام آموزشی کشور در نظر دارید؟ برای افزایش کارآمدی شورا های درون مدرسه چه طرحی دارید؟ همین طور فعال و کارآمد تر نمودن شورای آموزش و پرورش استان ها؟
۲.به چه راهکار هایی برای رفع تبعیض های موجود میان حقوق معلمان به ویژه معلمان بازنشسته- که در سال های اخیر نسبت به همکاران شاغل خود نیز دریافتی های بسیار کمی دارند – با سایر دستگاه ها و افزایش قدرت خرید آنان اندیشیده اید؟
٣.برای کاهش دغدغه های معیشتی و رفاهی معلمان شاغل و بازنشسته به عنوان بخشی از ملت، مانند تامین اجتماعی، تامین مسکن و تامین هزینه های سلامت و… چه پیشنهاداتی را آماده نموده آید؟
۴.در راستای تامین فرصت های برابر برای همه ی شهروندان، به عنوان بخشی از حقوق ملت و برای توانمند سازی دانش آموزان ساکن در مناطق کمتر توسعه یافته ی روستاها،حاشیه ی شهرها،عشایر کوچ رو و مناطق دوزبانه با نیازهای ویژه، چه طرحی پیش بینی شده است که بتواند فرصت های آموزشی متنوع و با کیفیت را در اختیار آنان قرار دهد.
۵.آیا کم بودن سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی مورد تأیید شما نیز هست؟ اگر جواب مثبت است،از طریق چه منابعی در نظر دارید سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی را افزایش دهید؟ تا در یک بازه ی زمانی منطقی، دست کم به سطح کشور های منطقه و در شرایط بهتر هم سطح با کشورهای توسعه یافته شود؟
۶.آیا قصد دارید از قدرت نظارتی و پیگیری مجلس برای اجرایی نمودن قوانین بر زمین مانده مانند ماده ۷٨ قانون مالیاتی کشور که یک سال از تصویب آن گذشته اما اجرایی نشده است، استفاده کنید؟
۷. نمایندگان محترم باور دارند که آموزش ( و بهداشت) البته با کیفیت مطلوب حقی است همگانی که در سال های اخیر به دلایل مختلف مورد بی توجهی قرار گرفته است. بتدریج در حال تبدیل شدن به کالایی است که برای دسترسی به نوع قابل قبول آن، باید هزینه هایی نسبتاً سنگین را متحمل شد. پرداخت این هزینه ها برای طبقات محروم جامعه بسیار دشوار و گاهی غیر ممکن است. نتیجه ی این روند محرومیت هرچه بیشتر این اقشار از همان حداقل هایی است که برای بهبود شرایط زندگی خود به آن نیازمندند. افزایش هزینه های آموزش در سبد هزینه های خانواده های طبقات پایین و میانی جامعه، شرایط زندگی آنان را دشوارتر نموده، نارضایتی بیشتر آنان را به دنبال خواهد داشت. این موضوع صرف نظر از اینکه سبب تضعیف پایگاه اجتماعی نمایندگان مجلس و دولت خواهد شد،موجبات بازتولید فقر و عقب ماندگی در کشور را نیز فراهم می آورد.
٨.برطبق اظهارات یکی از نمایندگان مجلس دهم،” صندوق ذخیره فرهنگیان به حیات خلوت عده ای خاص تبدیل شده است. درآمد های نجومی و عدم شفافیت گردش های مالی و عدم دخالت فرهنگیان در اداره این صندوق و ارائه وامی که باید خاص فرهنگیان باشد، به سایر افراد… ” با توجه به همین اظهار نظر، لازم است نمایندگان محترم به ویژه اعضای کمیسیون آموزش با توجه به نقش نظارتی مجلس، توجه خاص برای پیگیری وضعیت این صندوق بنمایند.

نمایندگان محترم!
می دانید و می دانیم که قوای مجریه و مقننه مجری قوانینی هستند که مجلس تصویب می کند. در عین حال مجلس اختیار نظارت هم دارد، ابزارهایی مانند سئوال و استیضاح و دادن رای اعتماد و یا عدم اعتماد هم دارد. همین طور دیوان محاسبات. با اتکا به این اختیارات و مجوز هاست که مجلس در راس امور قرار می گیرد و مردم نیز این حق را می یابند که تک تک نمایندگان را در خوب و بد اوضاع کشور سهیم بدانند.
کانون صنفی معلمان با اعلام آمادگی مجدد برای تعامل با نمایندگان محترم و به ویژه کمیسیون آموزش، ارایه مباحث تخصصی تر در زمینه ی آموزش و پرورش را به گفتگوهای حضوری موکول می نماید.

کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
خرداد ۱٣۹۵
http://bield.info/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%B5%D9%86%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA/
***
ای تو پیشاهنگ رفتن … / به بهانه سال روز تولد صمدبهرنگی
جعفر ابراهیمی

samad

هر کس می‌خواهد بداند اسطوره و الگو شدن و در تاریخ ماندن چه معنایی دارد باید تاریخ را ورق بزند باید برگردد به دوم تیر 1318. باید برود محله چرنداب ، محله‌ای درجنوب تبریز. همان محله‌ای که صمد در آن متولد شد و از آنجا پل بزند به امروز، باید برود پیرمردهای روستای های آذربایجان، از اهر و ورزقان تا آذرشهر را ببینید که قصه معلم عشق و برابری را با خود زمزمه می‌کنند وقتی می‌خوانند:

آراز آراز خــــــــان آراز ســولطـــان آراز خـــان آراز
سنـی گـوروم یـانـاســان ائل دردینی قــــــان آراز
او باید برود کنار ارس، ساحل روستای کوانق تا ببیند این خاک هنوز تب‌دار است، تب عشق معلمی که بسان ماهی سیاه کوچولویش به ارس پیوست و جاودانه شد.
صمد اسطوره زاده نشد زمانی هم که داشت زندگی‌اش را قصه می‌کرد و با قصه‌هایش مبارزه می‌کرد به فکر اسطوره شدن نبود. او بر تضادهای عینی و واقعی جامعه خود مسلط بود بهخاطر همین در عمر کوتاه اما پرثمرش برای رهایی جامعه از انواع ستم و استثمار به جد کوشید. و بذر آگاهی و مبارزه را در عینی‌ترین مسئله زندگی خود یعنی کار و آموزش ماده نمودآگاهی که محصول زیست اجتماعی او بود تا خواب خوش صاحبان ثروت و قدرت را آشفته کند.
صمد برای طرفداران حفظ وضع موجود یک کابوس بود/هست چراکه چیزی که او به مخاطب درکتاب‌هایش می‌دهد از جنس نالیدن و نق زدن روشنفکرانه نیست مسیری که او نشان می‌دهد مسیر تغییر است و صمد پیش از هر چیز، آرمانی را که به تصویر می‌کشد خود زندگی می‌کند تا الگویی نه برای دوران خود، بلکه ستاره‌ای بر سپهر آسمانی باشد که به دنبال تغییر جهان است.
به خاطر همین است که درخشندگی زندگی و آثار او، امروز هم حاشیه امن عده‌ای را به خطر می‌اندازدو بوقچی ها و شومن های سیستم سود و سرمایه را به اشکال مختلف وا‌می‌دارد که چهره او را به فحش نامه‌های خود به اتکای اندیشه منجمد و ایستای خود مخدوش سازند. اما صمد و اندیشه‌های او در اوج سانسور و سرکوب نه‌تنها از بین رفته است بلکه در دل تضادهای دوره‌های بعدی جای خود را در بین نسل‌های بعدی گشوده است. صمد یک آموزگار راستین است که آموزش و معلمی او هم در راستای رهایی بخشی است به خاطر همین خصیصه بهرنگی است که ترانه “راه صمد” هرگز کهنه نمی‌شود وقتی دوست دارانش می‌خوانند:

ای تو پیشاهنگ رفتن در شب سرد زمانه
در ارس چون گل نشانده گرمی خونت نشانه
ببین صمد که راه تو شد ره هر رودخانه
کلام تو، کتاب تو، می‌رود خانه به خانه…

***
صمد پیش از ارس جاودانه بود

نسرین هزاره مقدم

samad2

کودکی را با داستان های صمد سر کردیم، بیست و چهار ساعت در خواب و بیداری، ماهی سیاه کوچولو، اولدوز و کلاغها… در لابلای سطور و ورق های این کتاب ها نفس کشیدیم و اوج گرفتیم. “همه اش که نباید ترسید، راه که بیفتیم ترسمان می ریزد”…
صمد نسل های پی در پی الگو بوده است، الگوی من، الگوی پدرم، الگوی همه کسانی که می اندیشند، غرض رسیدن نیست، بلکه رفتن است. الگوی نسل هایی که تا بن استخوان از بی عدالتی به ستوه آمده اند و می خواهند چراغی هرچند کوچک برافروزند، چراغی که اگرچه همواره در معرض باد بوده ، اما هاله ای از روشنایی در جهانی است که سیاهی تا عمق جانها نفوذ کرده است…..
صمد دوم تیر ماه 1318 در شهر تبریز پا به این جهان گذاشت، سالها بعد وقتی جوانی پرشور بود معلم روستاهای آذربایجان شد با کوله باری از کتاب بر دوش و دغدغه دستان کوچک پرالتهاب کودکان روستایی و رنج دردهای مزمن تاریخی که منتقل می شود و می سوزاند و فقط همین سوزاندن است که روزی اوج قصه های ما را رقم خواهد زد.
صمد درباره خودش می گوید: کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم… مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم، و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم می‌گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید، از همین بیش‌تر نصیب تو نمی‌شود.
صمد که کج و معوج قد کشید و تا اوجها صعود کرد، درس عدالت خواهی و دفاع از رنج دیدگان به من و ما آموخت.
صمد همواره الگو بوده است، از آن الگوها که تبدیل به اسطوره می شوند و هرگز نمی میرند. اسطوره ای که پیش از آن که در ارس جاودانه شود، به جاودانگی پیوسته بود. صمد با نگاهی به دوردست ها و با قلمی پرتوان و زانوان خستگی ناپذیر در کوه ها و دامنه های قره داغ، جاودانه شده بود. صمد پیش از ارس جاودانه بود.
هنوز صمد بهرنگی را میبینم با کلاه آذربایجانی و کاغذ های کاهی کتاب ها ایستاده در گوشه و کنار ذهنم در واقعیت روزمرگی دردناک و ستوه آور من، در پشت و پسله های تردیدهایم . هنوز صمد را هر روز می بینم……………..

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s