اول مهر ؛ در سراسر کشور زنگ ها به صدا در می آیند !

وبلاگ کارگری راه کارگر : پیام هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

14

 

 

 

 
به مناسبت آغاز سال تحصیلی ۱۳۹۵ـ ۱۳۹۶

تحصیل رایگان حق نونهالان ما ست !

http://www.rahekargar.net/browsf.php?cId=1089&Id=44&pgn=

باز ماه مهر فرا می رسد. باز زنگ های مدارس به صدا در می آیند. امسال نیز بیش از ۱۳میلیون دانش‌آموز به کلاس های درس می روند. از این تعداد ۷۰۰ هزار نوآموز در دوره پیش دبستانی، هفت میلیون و ۶۰۰ هزار دانش‌آموز در دوره ابتدایی، پنج میلیون و ۳۰۰ هزار دانش‌آموز در متوسطه اول و دوم و ۷۳ هزار نفر نیز در مدارس استثنائی، سال تحصیلی جدید را آغاز می‌کنند. در سال جدید تحصیلی ۹۴۷ هزار معلم در ۱۰۷ هزار واحد آموزشی فعال خواهند بود. آنها که شانس تحصیل دارند، باید در مدارسی درس بخوانند که ۳۰ درصد شان در کل کشور تخریبی و غیر قابل استفاده و ۳۰درصد دیگر نیاز به بازسازی دارند. در ایران قرار گرفته بر دریای نفت و گاز، ۳۲هزار مدرسه فرسوده برای تحصیل چهار میلیون دانش‌آموز وجود دارد که ۳۰۰هزار کادر آموزشی در این مدارس فعال هستند و با کوچکترین زمین لرزه ای، جانشان در خطر خواهد بود.

k-k-k25

از جمعیت عظیم نونهالان کشور، 4 میلیون کودک ایرانی از تحصیل بازمانده اند تا در صف کودکان کار قرار بگیرند. چنین رقم بزرگی از کودکان از تحصیل بازمانده، به آن معناست که بخش بزرگی از نسل آینده ، آنها که باید سرنوشت کشور را بسازند، امکان تحصیل علم و دانش را نخواهند داشت و بنابراین نمی توانند در ساختن کشور در عرصه های گوناگون نقش فعالی بر عهده داشته باشند. در شرایط کنونی ۹ میلیون نفر از جمعیت کشور بیسواد هستند و رشد روز افزون کودکان از تحصیل بازمانده، این رقم را روز به روز گسترش خواهد داد. چنین وضعیت اسف باری نشانه سیاست های بشدت خانمانسوز جمهوری اسلامی است که آموزش را به کیسه پول خانواده ها گره زده و با طبقاتی تر کردن آن، نونهالان اعماق جامعه را از روند زندگی شایسته انسانی محروم می سازد.

k-k-k-39

امسال همچنین بیش از چهار میلیون دانشجو در ۲۲۰۰موسسه آموزش عالی، سال تحصیلی را آغاز خواهند کرد. نتایج آخرین آزمون کنکور نشان داده است که دختران، علیرغم همه فشارهای سازمانیافته حکومتی برای خانه نشین کردن زنان، همچنان پیشتار هستند و با ۵۷ درصد قبولی در صدر ورودی‌ها به دانشگاه‌های ایران در سال ۱۳۹۵ قرار گرفته اند. اما جامعه تحصیل کرده های کشور، با آینده ای روشن روبرو نیست. بیکاری در انتظار درصد بالائی از تحصیل کرده های کشور و بویژه دختران تحصیل کرده خواهد بود. همچنین بر طبق آمار دولتی، ۲۲ درصد از نخبگان کشور مهاجرت کرده اند.

3

در اصل‏ سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: « دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏ تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حدخودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.»، اما نگاهی به کارنامه حاکمیت اسلامی نشان از آن دارد که آموزش به عنوان یکی از اصلی ترین بخش های سبد هزینۀ خانوارهای ایرانی درآمده است. از نزدیک به چهارمیلیون کودک بازمانده از تحصیل که بگذریم، بخش اعظم خانواده های ایرانی برای ثبت نام فرزندانشان مجبور به پرداخت شهریه و دیگر هزینه های تحصیلی همچون خرید کتاب و هزینه های مدارس هستند. حاکمیت اسلامی نه تنها شرایط تحصیل رایگان برای نونهالان را فراهم نکرده است، بلکه حتی در ساخت ، بازسازی و مقاوم سازی مدارس نیز آنچنان عمل کرده است که حتی اگر عزم نوسازی و مقاوم سازی ۱۰۵هزار یا ۱۱۰ هزار مدرسه مستهلک در سطح کشور را داشته باشد، با اعتبارات فعلی به ۳۲ سال زمان نیاز دارد. درست در چنین شرایطی، برای نوسازی گنبدهای طلا برای امام زاده ها در عراق و سوریه و در خود ایران، بودجه های نجومی در نظر گرفته می شود. از سوی دیگر حاکمیت اسلامی نه تنها در راستای رایگان کردن آموزش نونهالان کشور قدمی بر نداشته ، بلکه با سازماندهی دزدی ها و غارتگری های نفرت انگیز، حتی از دستبرد به صندوق ذخیره فرهنگیان که از پول فرهنگیان شریف و زحمتکش کشور ایجاد شده، نیز ابائی نداشته است.

k-k-k-22

حاکمیت اسلامی که اساس دیدگاهش بر آپارتاید جنسی و آپارتاید عقیدتی استوار است، تلاش کرده است که آموزش علم را به طرق گوناگون در چنبره خرافات دینی درآورد. تلاش برای حاکمیت حوزه بر دانشگاه و بر دیگر مراکز آموزشی، همواره در دستور کار حاکمیت اسلامی قرار داشته است. تاکید رهبر رژیم برای حذف رشته های علوم انسانی از یک سو و بازداشتن دختران جوان از تحصیل در پاره ای از رشته های تحصیلی از دیگر سو، این سیاست عمومی استبداد دینی را بخوبی بازتاب می دهد. جدا از تلاش برای کنترل آموزش علم در راستای تشویق و ترغیب باورهای خرافی، طبقاتی کردن هرچه شتابان تر آموزش، یکی دیگر از ضربات فاجعه بار جمهوری اسلامی بر سیستم آموزش کشور است. گسترش مدارسی که نام ریاکارانۀ «غیرانتقاعی» بر آنها گذاشته اند و انتفاعی ترین مدارس کشورند، آموزش را به کیسه پول خانواده ها پیوند زده است. در کنار این سیاست آشکارا ضددمکراتیک، اکنون شاهد تلاش برای خصوصی سازی آموزش نیز هستیم. دولت تلاش می کند حداقل های تاکنونی هزینه آموزش را نیز از دوش خود بردارد و بر دوش خانواده ها بگذارد.

1

نگاهی به بیلان آموزش در حاکمیت اسلامی، این اصل مسلم را بیش از پیش برجسته می سازد که آموزش باید از نظارت و کنترل دین خارج گردد. حاکمیت دین بر آموزش و مراکز آموزشی، بدترین آفتی است که یک سیستم آموزشی می تواند به آن دچار گردد. حاکمیت اسلامی برای حفظ کنترل دین و استبداد دینی بر آموزش و مراکز آموزشی، از هیچ هزینه ای دریغ نکرده است. اگر این هزینه های نجومی، بجای شکل دهی به یک دستگاه عظیم کنترل عقیدتی و امنیتی در مدارس و مراکز آموزشی، به بودجه آموزش در کشور اختصاص داده می شد، بسیاری از مشکلات مدارس، دانش آموزان و معلمان کشور بر طرف می گردید. بی جهت نیست که معلمان کشور در چند سال گذشته تلاش فراوانی کردند تا بتوانند در پاره ای موارد به حقوق خود دست یابند و در برابر زورگوئی های دستگاه های سرکوب در عرصۀ آموزش مقاومت کنند. نباید از نظر دور داشت که حرکت های سراسری معلمان، اقدامات درخشانی بود که سد مقاومی در برابر تعرض استبداد حاکم ایجاد کرد و اکنون به لوکوموتیوی برای پیشروی جنبش مردمی تبدیل گشته است. روشن است که مبارزات صنفی قابل تحسین معلمان نه تنها باید مورد حمایت همه جانبه دانش آموزان قرار گیرد، بلکه باید از حمایت گسترده خانواده ها و تمامی اقشار زحمتکش جامعه برخوردار گردد.

k-k55

برای در هم شکستن تسلط دین بر آموزش، به مبارزه ای همه جانبه و توده ای نیاز هست. برای پیروزی اخلاقی و عملی نسل امروز بر نیروهای داعشی و برای درهم شکستن جزم اندیشی دینی در برابر نیروی زندگی و نوآوری های علمی به مبارزه ای گسترده نیاز هست. اگر نیروی عظیم طرفداران علم و دانش و نوآوری های علمی؛ نونهالان و آینده سازان کشور، جوانان پرشور دانشگاهی، انبوه معلمان، استادان و کارکنان بخش آموزش، و ارتش توده ای خانواده هایشان در کنار هم قرار گیرند، قدرتی ایجاد خواهد شد که هیچ نیروئی را یارای مقاومت در برابر آن نیست. توجه داشته باشیم که حاکمیت نمی تواند هیچ یک از این نیروها را جایگزین کند. آن ها کالا نیستند که از خارج وارد شوند؛ آنها ریشه در این آب و خاک دارند؛ آنها نیروی فرداهای روشند. اما این نیرو برای این که بتواند نقش آینده ساز خود را به خوبی ایفا کند، باید متشکل شود. اکنون که از برکت شبکه های مدرن اطلاع رسانی امکان ایجاد همبستگی های توده ای و سراسری فراهم آمده است، سازماندادن نافرمانی های مدنی در اشکال گوناگون، هم شدنی و هم بسیار کارآمد است. باید این نیروی عظیم روشنائی را در برابر تاریک اندیشان حاکم به میدان آورد. چنین نیروئی قادر خواهد بود تا نظام آموزشی ضددمکراتیک، واپسگرا، داعشی و ضدمردمی را عقب براند و پایه های قدرتش را در هم بشکند و نظام آموزشی دمکراتیک و مردمی را پایه ریزی کند . پایه های زندگی فردای این کشور بر بنیان آموزش ساخته خواهد شد. این عرصه را نباید به تاریک اندیشان متحجر، به داعشی های امتحان پس داده، به مداحان جهل ، به واعظان غارتگر و به سودجویان رانتخوار واگذار کرد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
چهارشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۵ برابر با ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۶

k-k-k-38

´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´´

 

 

 

 

 

 

 

بیانیه کانون مدافعان حقوق کارگر
به مناسبت شروع سال تحصیلی۹۶ـ ۱۳۹۵

11

سال تحصیل جدید، همانند سالهای گذشته در حالی آغاز می شود که طبق آمار رسمی بیش از 4 میلیون از کودکان کشور توانایی ادامه تحصیل را ندارند و از چرخه آموزش طرد شده اند. کودکانی که تنها گناه آنان نداری و درآمدهای زیر خط فقر خانواده هایشان است. بسیاری از دانش آموزان که هنوز از این چرخه حذف نشدهاند، در شهرها و روستاها با کمترین امکانات و در بدترین شرایط، درمدارس ناایمن و نامناسب، در کلاس های پرجمعیت درس می خوانند در حالی که بسیاری از آنان به دلیل فقر دچار سوءتغذیه اند و معلمان دلسوزشان مجبورند از دستمزدهای اندکشان چاشتی را برای آنان فراهم کنند تا توان نشستن در کلاس و درس خواندن را داشته باشند. در کنار این گونه مدارس و دانش آموزان، نوع دیگری از مدارس با شهریه های بسیار بالا، با امکانات بسیار فراوان و پیشرفته، فرزندان وکلا، وزرا، مدیران رده بالا و سرمایه داران را در خود جای داده و آموزش می دهند.

8

این شکاف طبقاتی شدید را در میان معلمان نیز می توان دید. درصد کمی از معلمان از قِبَل این سیستم نابرابر با تدریس های خصوصی برای فرزندان «یک درصدی» ها و «از ما بهتران» با حق التدریس های کلان، آموزش و سرمایه گذاری در مدارس و موسسات خصوصی خاص درآمدهای کلانی دارند که برای اکثریت معلمانی که خط فقر چند برابر بالاتر از دستمزدهایشان است، قابل تصورهم نیست. اینان حقی برای فرزندان کارگران و زحمتکشان در زمینه درس خواندن قائل نیستند و به راحتی عنوان می کنند «کسی باید درس بخواند و دانشگاه برود که استعداد و لیاقتش (بخوان پولش) را دارد»!؟

12

و در این راستا مسوولان آموزش و پرورش و متولیان فرهنگی کشور که وظیفه ی خود را کالایی کردن آموزش و پرورش می دانند، بر طبل خصوصی سازی و پولی کردن هر چه بیشتر خدمات آموزشی می کوبند. آنان که به طور کامل و با پروریی و وقاحت اصول قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن تحصیل را زیر پا میگذارند و با ادعاهای دروغینی نظیر» بالابردن کیفیت آموزش تنها با سرمایه گذاری بخش خصوصی امکان پذیر است»، هر روز بیش از پیش اقدام به واگذاری خدمات آموزشی به بخش خصوصی می کنند و حتا حداقل امکانات باقی مانده در آموزش عمومی را نیز تحت عناوین مختلف مانند خرید صندلی مدارس غیر انتفاعی، اجاره دادن فضاهای مدارس عمومی به مدارس غیرانتفاعی و… به بخش خصوصی هبه می کنند و به این ترتیب بسیاری از کودکان را از بدیهی ترین حقشان یعنی آموزش محروم میکنند.

فاجعه فرهنگی در حال وقوع است و معلمان آگاه که نمی توانند در قبال این فاجعه و غارت حقوق و دستمزدشان سکوت کنند، خشم فروخورده ی خود را در اعتراضات و اعتصابات و «تجمعات سکوت » فریاد می کنند. در مقابل، سرمایه داران نوکیسه ی «آموزش خصوصی» از هراس ِکاهش سودشان و از دست دادن خوان گسترده آموزش و پرورش، خواستار گسترش جو ارعاب و وحشت در محیط های آموزشی می شوند، خواسته ای که از طریق مسوولان دولتی ِدلسوز ِبخش خصوصی ! انجام می شود. معلمان آگاه با تهدید، اخراج، تبعید، دستگیری و زندان روبرو می شوند تنها به این جرم که با بوجود آوردن تشکل های خود سعی در تلاش جمعی برای تغییر این شرایط داشته و دارند.

اما معلمان در این مسیر تنها نیستند.

4

بر طبق گفته های مسوولان، نزدیک به یک سوم جمعیت ایران از دسترسی به ابتدایی ترین امکانات زندگی محرومند و در فقر و گرسنگی روزگار می گذرانند و نمی توانند هزینه های آموزش و پرورش فرزندان خود را تامین کنند. خصوصی سازی زندگی کارگران و خانواده هایشان را نیز به نیستی می کشاند. آنان نیز بارها و بارها برای طلب مطالبات و حقوق شان به خیابان ها آمده و با همان تهدیدها و اخراج ها و دستگیری ها روبرو شده اند. اینها خانواده های همان دانش آموزان مدارس دولتی هستند که معلمان خواستار بهبود شرایط آموزش آنها هستند.

اکنون تشکلهای معلمان و کارگران خواسته های مشخصی برای رسیدن به آموزش های رایگان، اجباری، کیفی و برابر برای همه ی کودکان فارغ از جنسیت، قومیت، نژاد و مذهب دارند، خواسته ای که تنها با تلاش همگانی، متشکل و همبسته کارگران و معلمان قابل دسترسی است و رویای «دنیای دیگر»ی را محقق می کند که در آن آموزش کالا نیست و معلمان فارغ از دغدغه نان و فشارهای ناشی از بی حقوقی، در محیط های آموزشی سرشار از نشاط و پویایی یادگیری ، به پرورش نسل آینده مشغولند.

کانون مدافعان حقوق کارگر

مهر ۱۳۹۵
http://www.kanoonm.com/2465

13

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s