ویژه گرامی داشت ؛ هشت مارس روز جهانی زن ،فراخوان ها ، اطلاعیه ها و مطالبی پیرامون روز جهانی زن

تهران 
خیابان انقلاب
۱۶ اسفند ۹۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

«ما نه از گشت ارشاد می‌ترسیم و نه از بگیر و ببند و تهدید
حرف ما واضح است، حق انتخاب پوشش و عزت و کرامت و آزادی می‌خواهیم.»
با موج توییتریِ #فراخوان_تجمع_۸مارس همراه شوید تا از فراخوان فعالین جنبش زنان در ایران برای برگزاری تجمع اعتراضی _و ابتکارعمل‌های دیگر_ در روز پنج‌شنبه #هشت_مارس یا #هفده_اسفند حمایت کنیم

=====================================
سهم زنان از بازار کار: اشتغال غیررسمی

هم اکنون نسبت اشتغال زنان ۱۳.۲ درصد است. در چنین شرایطی که زنان امیدشان را برای اشتغال از دست می‌دهند رو به روز بیشتر به نیروی کار مشاغل غیررسمی تبدیل می‌شوند. آنها با اشتغال در کارگاه‌های کوچک و یا دستفروشی و … از حداقل‌های قانون کار بی‌بهره‌ می‌مانند، بیشتر در معرض آسیب‌ها و آزارهای جنسی هستند و نه تنها قانون آنها را نادیده می‌گیرد بلکه مورد تعقیب و آزار ماموران قانون هم قرار می‌گیرند.

#اعتراض_حق_زنان
#فراخوان_تجمع_۸مارس روز جهانی زن

مکان: #تهران خیابان آزادی، روبروی وزارت کار
زمان: پنجشنبه ۱۷ اسفند ساعت۱۱ تا ۱۲ ظهر

از همه آنانی که برای دستیابی به جهانی عادلانه‌تر می‌کوشند، می‌خواهیم تا در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر روبروی وزارت کار در کنار ما بایستند

 

 


=========================

به پيشواز هشت مارس برويم !

کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران – فرانکفورت

روز شنبه ۳ مارس ۲۰۱۸ کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران-فرانكفورت دومین تظاهرات خيابانى خود را به مناسبت روز جهانی زن و پشتیبانی از مبارزات مردم ایران در مرکز شهر فرانکفورت برگزارکرد.

پس از خوش آمد گویی و بيان تاریخچه ی ۸ مارس- روز جهانی زن، بیانیه کمیته همبستگی به دو زبان آلمانی و فارسى خوانده شد.

در ادامه ى برنامه گزارش کوتاهى از شرایط و وضعیت زنان در ایران  و در پى آن خبرهايى از سرکوب و دستگیری زنانی که برای مبارزه با حجاب اجباری به خیابان ها آمده اند، تا ظلمی را که در چهل سال حکومت استبداد دینی بر آنان رواداشته شده است و مى شود را به گوش جهانیان برسانند، به اطلاع حاضران رسيد.

در اين برنامه بخشى از «فراخوان تجمع ٨ مارس» زنان و مردان خواستار رهايى، عدالت و برابرى» براى روز پنجشنبه ١٧ اسفند ١٣٩٦ از ساعت ١١ تا ١٢ در مقابل وزارت كار در تهران به زبان آلمانى خوانده شد.

همزمان متن كامل ترجمه ى آلمانى اين د بين شركت كنندگان و رهگذران توزيع شد.

در خلال اين تظاهرات شركت كنندگان با سردادن شعارهایی در پشتيبانى از خواسته های به حق زنان و مردان ايران در رد حجاب اجباری و براى برابرى، آزادى، عدالت اجتماعى و آزادی تمامی زندانیان سیاسی در ایران و نیز سرنگونی حکومت استبدادی جمهوری اسلامی، با مبارزات مردم ايران هم آوا شدند.

پخش ترانه سرودهايى به زبان هاى گوناگون از جمله «نان و گُل سُرخ» به آلمانى مورد توجه شركت كنندگان و رهگذران قرارگرفت.

کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران – فرانکفورت

=====

گرامی باد 8 مارس روز جهانی زن

ایرانیان آزادیخواه و برابری طلب در شهر گوتنبرگ وحومه ؛

کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران – گوتنبرگ – سوئد

همانطور که اطلاع دارید به » فراخوان کمیته 8 مارس »  در شهر گوتنبرگ (سوئد)، درگرامی داشت روز جهانی زن، راهپیمایی بزرگ برگزارخواهد شد. در این روز به روال هر ساله ، احزاب چپ و انقلابی، انسان های مبارز، آزادیخواه و برابری طلب به خیابان می آیند ، تا کیفر خواست خود را برعلیه مناسبات تبعیض آمیز جامعه سرمایه داری علیه زنان را اعلام دارند.

از این رو از شما  ایرانیان  آزادیخواه و برابری طلب خواستاریم در روز پنجشنبه هشتم مارس روز جهانی زن، در صفی واحد، دردفاع از خواسته های عمومی زنان  در این راهپیمایی در کنارهم، حضور فعال داشته باشیم .ما باور داریم که می توانیم ، پژواک صدای حق خواهی زنان برابری طلب ، صدای زنان و مردان کارگر و فرودستان جامعه ایران درخارج از کشور باشیم.

به این اعتبار ازتمام کسانی که خواستار رهایی زنان جامعه ایران از چنگال رژیم سرمایه داری اسلامی ، رژیم ضد زن، رژیم کشتارو زندان، رژیم ضد کارگر ،رژیم تحمیل فقرو بیکاری، رژیم ستم واستثمار، رژیم تبعیض ونابرابری ها و… هستند، خواهانیم ضمن شرکت در این مراسم، به مانند  » دختران خیابان انقلاب » روسری  هارا بر چوب تحقیر قرارداده وبه همراه هم  درراه پیمایی 8 مارس شرکت کنیم تا در حد توان  صدای » دختران خیابان انقلاب » در شهر گوتنبرگ سوئد باشیم.

وعده دیدارما ، روز پنچ شنبه 8 مارس –  شهر گوتنبرگ سوئد – ساعت 30/ 17 بعدازظهر –  Gustaf Adolfs torg

ساعت 00/18 راهپیمایی به طرف

Götaplatsen

کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران – گوتنبرگ – سوئد

=============
چند میلیون زن ایرانی بیکار و بدون بیمه هستند؟
مریم رحمانی

بیدارزنی: حق اشتغال یکی از بنیادین‌ترین حقوق هر انسانی از جمله زنان است اما سال‌هاست که حکومت ایران و دولت‌های مختلف هم و غمی برای فعالیت اقتصادی زنان ندارند. وضعیت اشتغال زنان به‌گونه‌ای است که حدود ۷۸ درصد زنان ایرانی، هیچ فعالیت اقتصادی ندارند؛ یعنی بخش بزرگی از جامعه مولد ایرانی، هیچ سهمی در تولید ناخالص ملی ندارد. علاوه بر این ۷۰ درصد از زنان تحصیل کرده بیکار هستند. این در حالی است که تنگناهای اقتصادی و محدودیت‌های سرمایه نیز تأثیر مستقیمی در فراهم کردن فرصت‌های شغلی دارد تا بتواند عدم حضور زنان را در فعالیت‌های اقتصادی توجیه کند. مشارکت اقتصادی زنان در جامعه کنونی به عنوان یکی از پایین‌ترین نرخ‌ها در میان کشورهای اسلامی و غیر اسلامی شناخته می‌شود. از ۲۷ میلیون زن ایرانی در سن کار،‌ فقط ۳ میلیون نفر کار می‌کنند.

در پژوهش تحولات اساسی بازار کار زنان و تحولات اشتغال زنان مزد و حقوق‌بگیر بخش خصوصی که توسط معاونت امور زنان، به بررسی ابعاد مختلف اشتغال زنان با توجه به نرخ بیکاری حال و آینده طی ۵ سال پرداخته است، برای رفع مشکلات موجود، کار پاره‌وقت را پیشنهاد داده است. بر اساس این تحقیقات مشخص شد در دوره ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۳ نقش مشاغل مزد و حقوق‌بگیر بخش خصوصی در کل اشتغال زنان روندی صعودی داشته و به ۲۹.۵ درصد (یک سوم زنان شاغل) رسیده است و در صورت تداوم این روند، پیش‌بینی شده است در انتهای برنامه ششم توسعه به ۳۷.۳ درصد افزایش پیدا کند.

براساس این تحقیق انتظار می‌رود در سال‌های آینده روند عرضه نیروی کار زنان در بازار کار کشور با سرعت بیشتری افزایش پیدا کند و ترکیب غالب آن را نیروی کار دارای تحصیلات عالی تشکیل دهد.

پیش‌بینی‌های این مطالعه نشان می‌دهد که در پنج سال آینده سالانه بالغ بر ٣۵۵ هزار نفر بر جمعیت فعال زنان (کل عرضه نیروی کار زنان) افزوده خواهد شد که حدود ۵٧ درصد آن‌ها دارای تحصیلات عالی خواهند بود. با توجه به وضعیت بیکاری زنان و ساختار بازار کار کشور، حتی در صورت تحقق رشد اقتصادی ٨ درصدی در برنامه ششم توسعه، به‌طور متوسط سالانه خالص ایجاد اشتغال برای زنان حدود ٣١١ هزار نفر خواهد بود و سهم اشتغال زنان به ۱۸.۱ درصد و نرخ بیکاری به ۲۰.۲ درصد خواهد رسید.

اما متأسفانه وضعیت واقعی با آنچه که در تحقیقات معاونت زنان آمده است تطابق ندارد. هم اکنون زنان تحصیلکرده زیادی بیکار هستند و کار پاره وقت یا ابراز تحقق اشتغال زنان به درد زنان ایرانی نمی‌خورد. بیشتر زنان ایرانی در بخش غیررسمی یا در بخش خصوصی کار می‌کنند که در معرض انواع تبعیض‌ها و آزارهای جنسی هستند. به‌عنوان مثال از آن‌ها تعهداتی برای عدم تأهل یا فرزند دار نشدن گرفته می‌شود. این مسئله تبعیضی آشکار علیه زنانی است که در بخش خصوصی مشغول به کار هستند.

زنان و بیمه تأمین اجتماعی

به‌طور تقریبی برآورد می‌شود که زنان کارگر حدود ١٩ درصد از کل کارگران و ۶ درصد از کل کارگران ساده کشور را تشکیل می‌دهند. با توجه به توزیع زنان کارگر در بخش‌های کشاورزی، صنعت (کارگاه‌های کوچک کمتر از ۵ نفر نیروی کار)، خدمات و کم شماری‌ها می‌توان استنباط کرد که سهم واقعی بیش از این ارقام است.

تفکیک زنان کارگر به شهری و روستایی مشکلات زیادی را در پی دارد. در جامعه روستایی همواره زنان کارگران فامیلی، بدون مزد بوده‌اند که معمولاً در گروه خانه‌دار طبقه‌بندی می‌شوند. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با ایجاد سیاست تأسیس صندوق بیمه‌ای خاص کشاورزان، روستائیان و عشایر تلاش کرد از این گروه از زنان کارگر حمایت کند. اطلاعات موجود نشان‌دهنده عدم موفقیت این صندوق در تحت پوشش قرار دادن زنان روستایی است.

به دلیل معافیت‌های اعطا شده توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به کارگاه‌های کوچک (١٠ نفر نیرو و کمتر) بر اساس ماده ٧ قانون کار، زنانی که در این کارگاه‌ها اشتغال دارند به کارهایی که به‌اصطلاح شکننده گفته می‌شود، می‌پردازند. کارفرمایان این گروه از زنان کارگر برای کاهش هزینه‌ها، غالباً نسبت به عقد قراردادهای کوتاه‌مدت ٣ یا ۶ ماهه یا سفید امضا اقدام می‌کنند و با برخورداری از معافیت‌ها، آن‌ها را بیمه نمی‌کنند. در نتیجه از مزایای قانونی که به زنان شاغل در کارگاه‌های بزرگ تعلق می‌گیرد، محروم می‌شوند.

بر اساس آخرین رقم اعلام شده توسط وزیر وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی از کل جمعیت شاغل کشور (٢٢ میلیون نفر) ۱۵ میلیون نفر دارای دفترچه بیمه هستند یعنی تحت حمایت‌های قانونی و اجتماعی قرار گرفته‌اند. بدین ترتیب ۷ میلیون نفر کارگر در بازار کار غیررسمی فعالیت می‌کنند که تحت پوشش حمایت‌های قانونی نیستند.

گرچه صرف داشتن دفترچه بیمه تمامی ویژگی‌های کار شایسته را تأمین نمی‌کند، اما به هرحال مشارکت ٧ میلیون نفر در بازار کار غیررسمی نشان دهنده ضرورت سیاست‌گذاری‌های مناسب است. از این گروه ٧ میلیون بر اساس برآوردهای صورت گرفته ٢۵ درصد (حدود ۱.۵ میلیون نفر) را زنان تشکیل می‌دهند. در میان کل زنان شاغل این سهم به معنای اشتغال ۵٠ درصد از زنان شاغل کنونی در بخش غیررسمی و بدون حمایت‌های اجتماعی و قانونی است.

سهم زنانِ تعدیل یا اخراج شده چقدر است؟

در سال ۹۶ شرکت‌ها و کارخانه های بسیاری بسته شدند و کارگران آنان بیکار .اما تقریباً در هیچ یک از این آمارهای اعلام شده تعداد کارگران زن بیکارشده، ذکر نشده است. به عنوان مثال می توان به بیکار شدن ۲۰۰ کارگر کارخانه شیر وارنا، پلمپ شدن شرکت داروگر… اشاره کرد اما کورجنسی سبب شده آماری از زنانی که در سال ۹۶ اخراج یا تعدیل شدند، در دست نباشد.

دلایل بیکاری زنان

بررسی‌های مرکز آمار ایران نشان می‌دهد در سال ۹۴ ، ۱۱ عامل اصلی زمینه‌ساز بیکار‌ شدن زنان است؛ عواملی همچون، پایین بودن درآمد، تعطیلی دائمی محل کار، فصلی بودن کار، موقتی بودن کار، جابه‌جایی محل کار، تحصیل یا آموزش، اخراج یا تعدیل نیرو، مسائل خانوادگی، مهاجرت، بازنشستگی، کهولت سن، بیماری که از میان آن‌ها سه عامل اخراج، حقوق اندک و موقتی بودن کار بیش از دیگر عوامل، تأثیر‌گذار است.

همچنین بخش زیادی از زنان به‌دلایلی همچون انتظار برای شروع کار جدید، در انتظار بازگشت به شغل قبلی، در انتظار پاسخ کارفرما یا در انتظار اعلام نتایج استخدامی، در انتظار به‌ثمررسیدن اقدامات انجام‌شده برای پیدا کردن کار، دلسردشدن از جست‌وجوی کار، ناامیدشدن از پیدا شدن کار، در انتظار فصل کاری، آگاهی نداشتن از روش‌های جست‌وجوی کار، بیماری و ناتوانی جسمی موقت، بارداری، اشتغال به تحصیل یا آموزش، مسئولیت‌های شخصی یا خانوادگی، بی‌نیاز بودن از انجام کار به جست‌وجوی کار نمی‌روند که در میان آن‌ها: مسئولیت‌های شخصی یا خانوادگی، بیماری و ناتوانی جسمی موقت، بارداری، دلسرد‌شدن از جست‌وجوی کار و ناامید‌شدن از پید‌اشدن کار بیش از سایر موارد تأثیر‌گذار است.

نکته حائز اهمیت دیگرِ گزارش مرکز آمار ایران، وضعیت شغلی زنان است که فقط یک درصد از آنان کارفرما و حدود ۳۰ درصد از آن‌ها حقوق‌بگیر بخش خصوصی هستند. به نظر می‌رسد تا رسیدن زنان به وضعیت اشتغال مناسب و سیاست‌گزاری دولت‌های مختلف برای اشتغال‌زایی آنان راه درازی در پیش است این درحالی است که تعداد زنان خودسرپرست به دلایل گوناگون در حال افزایش است و فقر زنانه شده است. بنابراین بهتر است سیاستمداران برای این وضعیت چاره‌جویی کنند. کار کردن حق زنان هم هست.

==========================

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت 8 مارس روز حهانی زن

٨ مارس بر همه ی کوشندگان جنبش آزادی زن فرخنده باد!

در ٨ مارس سال ۱٨۵۷ زنان کارگر صنایع نساجی نیویورک به خیابان آمدند تا به شرایط غیرانسانی کار و زندگی خود اعتراض کنند. خون زنان کارگری که در آن روز بر سنگفرش خیابانهای نیویورک ریخته شد پس از صد و شصت سال هنوز گرم و تپنده است. نظام سرمایه‌داری و دستگاه‌های تحمیق و سرکوب آن هرگز نتوانسته‌اند فریاد دادخواهی زنان را خاموش کنند. مبارزه ی زنان برای عدالت اجتماعی، آزادی و زندگی شایسته ی انسانی همواره ادامه داشته است. امروز جنبش زنان برای رفع ستم جنسیتی به جنبشی جهانی بدل شده است.
در ایران، حاکمیت با تکیه بر دین، سنت و فرهنگ مردسالاری و با تصویب و اجرای قوانین ضدزنِ قرون وسطایی به تبعیض جنسیتی که از ملزومات سودآوری نظام سرمایه‌داری است، صورت قانونی بخشیده و فشاری مضاعف را بر زنان تحمیل کرده است. زنان در تمام قوانین حقوقی و جزایی مورد تبعیض قرار دارند تا حدی که در مواردی چون ارث و شهادت نه یک انسان کامل، بلکه نیمه انسان به حساب می‌آیند. زنان نه تنها به فرصت های اجتماعی، شغلی و تحصیلیِ برابر دسترسی ندارند، بلکه از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود مانند حق انتخاب پوشش، حق انتخاب همسر، مراوده و معاشرت آزاد، اختیار بدن خود، حتی حق سفرکردن، آواز خواندن در مجامع عمومی و حضور در میادین ورزشی محروم شده‌اند. در این میان، عرصه برای ابراز وجود و بالندگی زنان نویسنده و هنرمند بیش از پیش تنگ شده است. زنان نویسنده و هنرمند از بیان آزادانه ی اندیشه ها احساسات و عرضه‌ی هنر خود محرومند. تیغ سانسور بر فکر، بیان، قلم، صدا، چهره و حتی بدن زن بیشتر و برّاتر عمل می‌کند.


با این همه، مبارزه‌ی زنان برای رفع تبعیض و ستم جنسیتی هرگز متوقف نشده و حرکت زنان به سوی رهایی با افت و خیزهای بسیار، ادامه داشته است. در جنبش اعتراضی ماه‌های اخیر، صدای دادخواهانه‌ی زنان بلندتر و رساتر از دیگران شنیده می‌شد. درست هنگامی که حاکمیت فکر می‌کرد در سرکوب معترضان موفق شده است، این زنان جوانِ مشهور به «دختران خیابان انقلاب» بودند که در اعتراض به حجاب اجباری، با اطلاع کامل از عواقب مخاطره¬آمیز چنین حرکتی، یکی پس از دیگری به خیابان آمدند، در سکوت بر سکوها ایستادند و حجاب از سر برداشتند تا سکوت معنادارشان بلندترین فریاد آزادی باشد. این در حالی است که پاسخ حاکمیت به خواسته ی برحق این زنان چیزی جز ضرب و شتم، دستگیری، زندان و شکنجه نبوده است. افزون بر اینان، هم‌اکنون شماری از زنانی که شجاعانه بر حقوق انسانی خود پای می فشرند، به «جرم» گفتن و نوشتن از حقوق و خواسته‌های خود و اعتراض به تبعیض و نابرابری و بی¬عدالتی در زندان به سر می‌برند. بسیاری از آنان جان خود را با اعتصاب غذای طولانی به خطر می‌اندازند تا صدای اعتراض و مقاومت‌شان حتی از پشت میله-های زندان به گوش جامعه برسد.
کانون نویسندگان ایران جنبش آزادی‌خواهانه‌ی زنان را ارج می‌نهد و از آن حمایت می‌کند، چرا که باور دارد معیار آزادی هر جامعه‌ای آزادی زنان در آن جامعه است. کانون در فضای حق‌طلبانه و سانسورشکن زنان آزاده، به استقبال ٨ مارس می‌رود و این روز جهانی را گرامی می‌دارد روزی که پیام‌آور دنیایی آزاد و عاری از ستم و تبعیض است.

کانون نویسندگان ایران
۵ اسفند ۱٣۹۶

#کانون_نویسندگان_ایران
=========

 

 

 

============
گرامی باد هشتم مارس روز جهانی زن

هیئت مدیره اتحادیه سراسری ایرانیان – واحد غرب

ایرانیان آزادیخواه و زنان شرافتمند
از زمانی که زنان تحت ستم کارگاه های نساجی آمریکا درنیویورک، درسال ۱۸۵۷، در اعتراض به شرایط ناهنجارکار به میدان آمدند، و با خروش خود، نماد آزادیخواهی و برابری طلبی برای محدونیت ساعات کار و افزایش دستمزد برافراشتند، حدود ۱۶۱ سال می گذرد. در تمامی این سال ها ، در سراسر گیتی زنان هیچگاه از پیشروی مبارزات خود بازنماندند . جامعه مردسالار ، همواره عرصه پیشروی را بر روی زنان بسته و در تمامی عرصه ها تنگناهای گوناگونی را پیش پای آنان قرارمی دهد . با این همه زنان آزاد اندیش با مبارزه علیه تبعیض و ستم جنسی کوشیدند تا جامعه بشری را به این مهم رهنمون سازند که : بدون آزادی زنان، آزادی جامعه امکان پذیر نیست.
زنان کشور ما، از فردای قیام بهمن که با شعار : « ما انقلاب نکردیم ، تا به عقب برگردیم » به خیابان آمدند که حرکت خیابانی زنان قویا سرکوب شد . از آنروز تا به امروز ، زنان و دختران جامعه ما با وجود ستم مضاعف هیچگاه و در هیچ عرصه ای از پای ننشستند . در خانه و کارخانه، ؛ در ادارات و دانشگاهها ، در مدارس ، درسطح معلمان ، پرستاران ، واحد های گسترده کار خانگی و بازنشستگان ، زنان بی سرپرست و غیره … علیرغم همه محدودیت های قرون وسطائی، روی پای خود ایستادند و برای دفاع از حقوق ناداشته خود مبارزات خود را پیش بردند .
امروز » دختران خیابان انقلاب» ؛ بعد از خیزش گسترده مردم در سراسر کشور ، در ادامه آمیزه واقعی مبارزه همه جانبه زنان ما برای دفاع از حق اختیار و برابری طلبی حقوق خود در تمامی عرصه های اجتماعی همچنان پرچم مبارزه را سطح خیابان های ایران برافراشته نگاه داشته اند.


ما انجمن های عضو اتحادیه سراسری واحد غرب با آگاهی از نقش سازنده و شایسته زنان در رویدادهای آینده ساز ایران، فرا رسیدن هشتم مارس ۲۰۱۸، روز جهانی زن را گرامی می داریم و به همه مادران بازنشسته ، زنان، و دختران مان در ایران و خارج از کشور شادباش می گوییم.
هیئت مدیره اتحادیه سراسری ایرانیان – واحد غرب
چهار شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶ برابر با ۰۶ مارس ۲۰۱۸
============

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
به مناسبت هشت مارس، روز جهانی زن

به حمایت از
«دختران خیابان انقلاب»
این پرچمداران شجاع برابری انسان بپاخیزیم

یک سده پیش در ۸ مارس ۱۹۱۷، زنان کارگر کارخانه‌های نساجی پتروگراد- پایتخت آن زمان روسیه – در روز جهانی زن، رهبری یک بسیج تاریخی را بر عهده گرفتند که به انقلاب فوریه منجر شد و تزار نیکولای دوم را سرنگون کرد و به سلسله رومانف و امپراتوری روسیه پایان داد و یک دولت موقت را سر کار آورد. و همچنین برای ما ایرانیان لازم است به یاد داشته باشیم که یک صد و شصت و پنج سال پیش، زرین تاج ملقب به طاهره قره العین، اولین زن ایرانی بود که حجاب از سر برداشت و جانش را نیز بر سر این اقدام جسورانه گذاشت. طنز شگفت تاریخ است که یک صد سال پس از انقلاب روسیه و یک صد شصت و پنج سال پس از شهادت قره العین، وقتی ویدا موحد در خیابان انقلاب، روسری اجباریش را پرچم کرد، در پی آن شاهد ده روزی بودیم که ایران را تکان داد و خیزش سراسری مردم، بنیان های استبداد دینی را به لرزه انداخت. و اکنون شاهد تداوم حرکتی هستیم که زنان دلاور کشور ما، «دختران خیابان انقلاب» در سراسر ایران به راه انداخته اند و پیوند مبارزاتی جنبش مستقل زنان برای برابری، رهائی و زندگی شایسته انسانی برای همگان را بر پرچم خود حک کرده اند.

امروز جنبش مستقل و سراسری زنان ایران، پرچم مبارزه ای را بر دوش می کشد که علیه انواع تبعیض های جنسیتی، فرهنگی، دینی ، قومی و اجتماعی اعتراض اش را فریاد می کند و حلقه اتصال همه جنبش های مبارزاتی شده است که بیداد سازمانیافته و استبداد تاریک اندیشانه را به چالش می گیرد. جنبش مستقل زنان، این آتشفشان فعال زیر پای جمهوری اسلامی، اکنون حضور فعال خود را در کنار جنبش های کارگران، معلمان، پرستاران، دانشجویان، بازنشستگان و ملیت های تحت ستم به اثبات رسانده و فریاد مددخواهی و اتحاد آنها را به چهارگوشه کشور می رساند. زنان قهرمان این مرز وبوم، گرچه جزو تحصیل کرده ترین ها هستند اما بالاترین رقم بیکاری خاورمیانه از آن آنهاست. آنها که خواهان آزادی پوشش، حق تصمیم گیری انسان بر بدن خود، دستمزد برابر برای کار برابر، حق ارث برابر، حق طلاق ، حق حضانت و حق آزادانه مسافرت، حق انتخاب رشته تحصیلی و شهر محل تحصیل و حقوق برابر برای زنان با مردان هستند، برای جامعه ای می جنگند که همگان در آن بتوانند از امکانات برابر برخوردار باشند. در جامعه ای که به برابر حقوقی زنان و مردان تمکین کند، به دشواری می توان شهروندان بهائی، سنی و دراویش یا اقلیت های ملی ترک، کرد، بلوچ، عرب و ترکمن را به شهروندان درجه دوم تبدیل کرد. پس مبارزه عمومی جنبش مستقل زنان، برای برابر حقوقی، مبارزه ای است برای جامعه ای آزاد، برابر و انسانی که در آن همه از حق شهروندی برابر برخوردار باشند.

مبارزه ستایش برانگیز زنان، که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، مبارزه ای عمومی است که همه مدافعان آزادی و برابری موظفند با تمام قوا از آن حمایت کنند. روشن است که استبداد دینی و زن ستیز که بر پایه آموزه های منسوخ شریعت به کهتری زن اعتقاد دارد و آن ها را به مبنای همه قوانین کشور تبدیل کرده، تلاش گسترده ای را سازمان می دهد تا امتیازات مردسالارانه و سنت های منسوخ زن ستیزانه را تقویت کرده و بخشی از مردان جامعه را با خود همراه سازد. این شیوه رذیلانه ایجاد شکاف فرهنگی باعث شده که مبارزه درخشان زنان برای برابری و رهائی، همواره با حمایت گسترده و همه جانبه مردان همراه نباشد و قدرت سرکوبگرانه رژیم علیه مبارزات زنان را تقویت کند. اگر مردان آگاه، در قراردادهای ازدواج شان، حق طلاق برابر را منظور می کردند، اگر حق حضانت برابر را می پذیرفتند، اگر بر حق ارث برابر تکیه می کردند، اگر ورزشگاه ها را بدون حضور زنان تحریم می کردند، اگر به بیکارسازی و دورکاری زنان اعتراض می کردند، اگر برای داشتن مهدکودک و ساعات فراغت برای شیر دادن کودکان شان با آنها همراه می شدند، اگر در سندیکاها و تشکل های مستقل شان، برای زنان جا باز می کردند، و ده ها اگر دیگر، استبداد دینی و کارفرمایان بهره کش جرئت نمی کردند که زنان را این چنین از عرصه های گوناگون کار و زندگی محروم سازند.

در سال روز هشت مارس، روز جهانی زن را به تمامی زنان ایران و جهان تبریک می گوئیم و باز همچون گذشته تاکید می کنیم : «تمدن سوسیالیستی بی شک تمدنی زنانه تر خواهد بود و حرکت به سمت سوسیالیسم بدون زنانه تر شدن نظام ارزشی و حوزه های مختلف فرهنگ جامعه راه به جایی نمی برد. به همین دلیل ، مبارزه برای رهایی زنان از زنجیرهای مردسالاری، همیشه و همه جا یکی از عناصر حیاتی و ثابت جنبش سوسیالیستی بوده است؛ اما در کشوری که دفاع از کهتری زنان در رأس اصول ایدئولوژیک استبداد حاکم قرار دارد، این مبارزه اهمیت ویژه ای پیدا می کند. بنابراین مبارزه برای برابری زن و مرد در کشور ما ضرورتاً یک مبارزه سیاسی است که بدون سرنگونی جمهوری اسلامی نمی تواند به پیروزی برسد. شرکت فعال و غرورآفرین زنان ایران در همه جنبش های پیشرو نشان می دهد که هر مبارزه واقعاً دموکراتیک در ایران امروز فقط با حضور زنان در مقدم ترین صفوف آن می تواند معنا پیدا کند. با این همه، جنبش زنان ما برای فراتر رفتن از خواست های محدود و آرایش دفاعی کنونی به توده ای تر شدن نیاز دارد که از طریق نفوذ عمیق تر در میان زنان کارگر و زحمتکش می تواند عملی شود. جنبش محدود مانده در میان زنان تحصیل کردۀ متعلق به طبقات میانی و بالا نمی تواند فاعل انقلاب بزرگی باشد که ما در نظام ارزشی و فرهنگی به آن نیاز داریم. جنبش زنان ایران اکنون تثبیت شده تر و رزمنده تر از آن است که به سرنوشت مصیبت بار زنان زحمتکش بی اعتنا بماند. این جنبش به مرحله ای رسیده است که برای گستراندن و توانمندتر ساختن خود به چرخش قاطع به چپ و به درآمیختن با پیکارهای طبقاتی کارگران و زحمتکشان نیاز دارد. تمرکز روی مسائل و شرایط این چرخش باید یکی از اولویت های اصلی ما باشد»

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دمکراسی و سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
سه-شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ برابر با ۶ مارس ۲۰۱۸
==================

بخشی از زنان کرج و تهران به مناسبت ۸ مارس
جنبش زنان در تداوم حرکت «دختران خیابان انقلاب»

بخشی از زنان کرج و تهران با ارسال فراخوانی به «تریبونی برای زنان چپ» نوشته اند: در هر شرایطی که هستیم با تمام توانمان و با دستانی به هم گره خورده تلاش کرده ایم که چون همیشه روز جهانی زن را در کنار همه زنان جهان به جشن بنشینیم. در زیر انواع و اقسام بند و زنجیرهای قانونی و غیر آن، گرد هم آمدیم.
همچون همیشه خوشامدگویی سرشار از عشق به همه زنان و مردانی که دغدغه رهایی همه انسانها را دارند و سپس بیان تاریخچه ای مختصر از این روز بزرگ و مبارزات زنان در ایران و جهان.
ساز زدیم و آواز خواندیم. تئاتری در موضوع ستم هایی که می کشیم، اجرا کردیم. کارگاهی در خصوص نقش تبعیضات جنسیتی، ستم طبقاتی، دین و سنت، آموزش و فرهنگ در زندگی زنان این مرز و بوم داشتیم و نتیجه حاصل از آن، رفتن به سوی «آگاهی» و «تشکل مستقل زنان» بود.


ما زنان در هر برهه از تاریخ به گونه ای پیگیر مطالبات خود بوده ایم و تا کنون در زمینه هسته های مطالعاتی، برپایی مراسم روز جهانی زن، آکسیونهای محدود در این رابطه و انتشار کتب و مقالات متعدد در زمینه مسائل زنان کوشش کرده ایم.
پیش از جنبش دی ماه ۹۶ ویدا موحد معروف به دختر خیابان انقلاب برای اعتراض به حجاب اجباری روسری از سر کشید و بر بادش داد. پس از آن با شروع تظاهرات پر شور خیابانی در اعتراض به مشکلات بیکاری و گرانی و… حرکت دختران انقلاب تداوم یافت.
در واقع از یک سو سیستم سرمایه سالار و سود محور و از سوی دیگر حاکمیت مردسالارانه و سلطه مذهب و سنت، بستر خیزش و تحرکات مترقی ماههای اخیر بوده است.
ضروری است که جنبش زنان در تداوم حرکت «دختران خیابان انقلاب» گامهای بلندی بردارد.

بخشی از زنان کرج و تهران
اسفند ۹۶

======
علیه خشونت جنسیتی، علیه ناامنی اقتصادی، برای حق تشکل‌یابی و.
در ۸ مارس ۲۰۱۸ ما اعتصاب می‌کنیم
برگردان: زهره اسدپور

۸ مارس سال گذشته ما زنان از همه‌ی گروه‌ها، در خیابان‌ها رژه رفتیم، کار را متوقف کردیم و در ۵۰ کشور در سراسر جهان به خیابان‌ها آمدیم. در آمریکا در تمامی شهرهای بزرگ و در بسیاری از شهرهای کوچک تظاهرات کردیم، رژه رفتیم، شستن ظرف‌ها را در خانه برای مردان واگذاشتیم. ما سه حوزه‌ی آموزشی را به تعطیلی کشاندیم تا یک بار دیگر به جهان ثابت کنیم همچنان که ما (زنان) موجب بقا و پایداری جوامع هستیم می‌توانیم آن را به تعطیلی نیز بکشانیم. …

بیدارزنی: مراسم روز جهانی زن در سال ۲۰۱۷ در کشورهای مختلف دنیا با حضور زنان در راهپیمایی، تجمعات و تظاهرات اعتراضی برگزار شد. گروهی از زنان نیز در برخی کشورها در اعتراض به نابرابری و تبعیض علیه زنان، دست به اعتصاب زدند. این اعتصاب عمومی و جهانی با عنوان «یک روز بدون زن» به وقوع پیوست. در این روز زنان به اعتصاب و عدم اشتغال، بایکوت موسسات تجاری که از بدن زنان در تبلیغات خود استفاده ابزاری می‌کند، خودداری از پول خرج کردن و نخریدن کالاهای کمپانی‌های بزرگ و همچنین پوشیدن لباس قرمزرنگ، تشویق شدند. بیانیه‌ی اعتراضی که در ادامه می‌خوانید توسط برخی از چهره‌های مطرح فمینیستی همچون نانسی فریزر و آنجلادیویس منتشر شده و همگان را به اعتصاب عمومی برای سال دوم فرا می‌خواند:

۸ مارس سال گذشته ما زنان از همه‌ی گروه‌ها، در خیابان‌ها رژه رفتیم، کار را متوقف کردیم و در ۵۰ کشور در سراسر جهان به خیابان‌ها آمدیم. در آمریکا در تمامی شهرهای بزرگ و در بسیاری از شهرهای کوچک تظاهرات کردیم، رژه رفتیم، شستن ظرف‌ها را در خانه برای مردان واگذاشتیم. ما سه حوزه‌ی آموزشی را به تعطیلی کشاندیم تا یک بار دیگر به جهان ثابت کنیم همچنان که ما (زنان) موجب بقا و پایداری جوامع هستیم می‌توانیم آن را به تعطیلی نیز بکشانیم.

۸ مارس دوباره فرا می‌رسد و اوضاع برای ما زنان در این کشور بدتر از پیش شده است. در یک سال زمامداری ترامپ ما زنان نه تنها از توهین‌های کلامی و تهدیدات زن‌ستیزانه در بیانیه‌های رسمی اهانت دیده‌ایم بلکه رژیم ترامپ سیاست‌هایی را به کار گرفته که این حملات را به شیوه‌هایی نهادین ادامه دهد.

لوایح دوگانه اوباما، لایحه کاهش مالیات و لایحه اقدام برای اشتغال، استثناهایی بودند به نفع اقشار کم درآمدتر که اکثریت آنان زن هستند. آنها می‌خواهند برنامه‌های کمک هزینه‌ی پزشکی و بیمه سلامت را نابود کنند. این دو تنها برنامه‌های برجامانده در حوزه‌ی نئولیبرالیسم افسارگسیخته در حمایت از افراد مسن و فقرا و بیماران و ناتوانان و تنظیم خانواده و کودکان- به عبارت دیگر از زنان است (زیرا زنان مراقبت از دیگران را برعهده دارند).

در حالی که این اقدامات خدمات درمانی را از کودکان مهاجر دریغ می‌کند، پس‌انداز برای تحصیلات عالی را به «کودکانی که متولد نشده‌اند» ارایه می‌دهد؛ راهی لطیف برای تثبیت «حقوق» «کودکان متولد نشده» که حق اساسی ما را در تصمیم‌گیری برای بدنهایمان تهدید کنند.

اما این همه‌ی ماجرا نیست.

این جبهه‌های چندگانه‌ای که علیه ما گشوده شده ما را نگران نمی‌کند. ما بسیار جنگیده‌ایم.

پاییز گذشته زمانی که زنان مشهور که به رسانه‌های جهانی دسترسی دارند تصمیم گرفتند سکوت خود را در برابر آزار و خشونت جنسی بشکنند، بالاخره سیل‌بندها گشوده شدند و موجی از محکومیت عمومی اینترنت را فراگرفت. کارزارهای #من_نیز و # ما_نیز و #وقت_تمام است، آنچه را که بیشتر زنان پیشاپیش می‌دانستند مرئی کردند: چه در محل کار و چه در خانه، در خیابان‌ها یا در میادین، در زندان‌ها یا در اردوگاه‌های پناهندگان، خشونت جنسیتی با تاثیرات نژادپرستانه‌ی متفاوت آن زندگی روزمره زنان را درگیر کرده است.

آنچه که اکنون برملا شده این است که فقط به دلیل شرم یا ترس، این سکوت عمومی درباره چیزهایی که همیشه می‌دانسته‌ایم، ادامه نیافته است: این سکوت به ما تحمیل شده است؛ با قوانین کنگره که بیش از یک سال مشاوره و درمان اجباری را به زنانی تحمیل می‌کند که شکایت رسمی می‌کنند؛ با سیستم قضایی‌ای که طبق روال با استفاده از تهدید و خشونت فزاینده، گزارش‌های زنان را نادیده می‌گیرد و در محیط‌های دانشگاهی، از طریق مدیران باانگیزه! که ابزارهای «قانونی» هوشمندانه‌ای را برای دفاع از موسسات خود و معروفیت دانشگاه‌های خود و انداختن زنان جلوی گرگ‌ها به کار می‌برند. مبارزه با مبانی نژادپرستانه این گریزهای قانونی راه‌حل‌های بیشتری را می‌طلبد. #من_نیز و #ما_نیز نه تنها با افراد متجاوز و زن‌ستیز مواجه شده‌اند بلکه پرده از چهره پنهان موسسات و ساختارهایی برمی‌دارد که متجاوزان را قادر به چنین رفتارهایی کرده است.

همچنان که خشونت جنسیتیِ نژادپرستانه جهانی است، کمپین علیه آن نیز باید جهانی باشد. امپریالیسم آمریکا، نظامی‌گری و استعمار زن‌ستیزی را در سراسر جهان تشدید کرده است. اتفاقی نیست که هاروی، وینشتین در سالهای طولانی تلاش خود در راه مرعوب و ساکت کردن زنان از سازمان امنیتی مکعب سیاه استفاده می‌کرد که از عوامل سابق موساد و دیگر آژانس‌های اسراییلی تشکیل شده بود. ما می‌دانیم همان ایالتی که برای اسراییل پول می‌فرستد تا احد تمیمی و خانواده‌اش را سنگدلانه بیازارد، تامین مالی زندان‌هایی را بر عهده داردکه زنان آمریکایی- آفریقایی‌تبار همچون ساندرا بلند و دیگران در آن جان باخته‌اند.

بنابراین در ۸ مارس ما علیه خشونت جنسیتی اعتصاب می‌کنیم؛ علیه مردانی که مرتکب خشونت شده‌اند و علیه نظامی که از آنها حمایت می‌کند.

ما باور داریم این اتفاقی نیست که در ابتدا خواهران ما و مقاومت اجتماعی آنان، آنچه را همه می‌دانستیم رویت‌پذیر کرد.

توانایی آنها برای انجام چنین کاری بیش از خواهران کم‌درآمد ما بود، که اغلب رنگین‌پوست هستند؛ کسانی که اتاق‌های هتل‌های گران قیمت شیکاگو را نظافت می‌کنند یا خواهرانی که در باغ‌های کالیفرنیا میوه‌چینی می‌کنند.

اکثریت بزرگی از ما به خاطر کمبود قدرت جمعی در محل کارمان و محرومیت از حمایت‌های اجتماعی همچون مراقبت‌های پزشکی رایگان خارج از محل کار، سخن نمی‌گوییم. شغل با درآمد اندک آن و با مدیر زورگو و رییس آزارگر با ساعات کار طولانی اولین چیزی است که می‌ترسیم از دست بدهیم زیرا تنها وسیله‌ای است که می‌توانیم با توسل به آن برای خانواده خود غذا و برای بستگان بیمار و ناتوان خود مراقبت‌های لازم را فراهم کنیم.

ما دهان‌هایمان را برای همیشه بسته نگه نمی‌داریم. سرمایه‌داری ما را مجبور کرده است تا دهان‌های خود را ببندیم.

بنابر این در ۸ مارس ما سخن خواهیم گفت؛ به شکل فردی، علیه آزاردهندگانی که کوشیده‌اند زندگی ما را نابود کنند و به شکل جمعی، علیه ناامنی اقتصادی که ما را از سخن گفتن باز می‌دارد.

ما اعتصاب خواهیم کرد زیرا می‌خواهیم با آزاردهندگان خود مواجه شویم. ما اعتصاب خواهیم کرد زیرا خواستار رفاه اجتماعی و شغلی هستیم که دستمزد آن کفاف زندگی را بدهد تا خانواده‌های خود را تامین کنیم همچنان که حق تشکل‌یابی برای مقاومت در برابر آزار را خواهانیم.

بنابراین ما در ۸ مارس علیه حبس جمعی، خشونت پلیس و کنترل مرزها، علیه برتری سفیدپوستان و علیه کوبیدن بر طبل جنگ‌های امپریالیستی آمریکا، علیه فقر و علیه خشونت ساختاری پنهانی راهپیمایی خواهیم کرد که مدارس و بیمارستان‌های ما را به تعطیلی می‌کشاند، آب و غذا را مسموم می‌کند و ما را از عدالت در بازتولید محروم می‌کند.

ما برای حقوق کارگران، برابری حقوقی برای تمام مهاجران و دستمزد مکفی و برابر اعتصاب خواهیم کرد زیرا با کاهش هر یک از این ابزارهای دفاع جمعی خشونت جنسی در محل کار تشدید می‌شود.

۸ مارس ۲۰۱۸ روز فمینیسمی برای ۹۹ درصد است: روز جنبش زنان سیاه و قهوه‌ای، سیس و بی[۱]، زنان کارگر لزبین و ترنس، فقرا و کم درآمدان، پرستاران بی‌مزد، کارگران جنسی و مهاجران.

در ۸ مارس #ما_اعتصاب_ می‌کنیم.

لیندا آلکهف، سینزیا آروزا، تیتی باتاچاریا، رزا کلمنت، آنجلا دیویس، زیلا آیزنشتاین، لیزا فادرستون، نانسی فریزر، باربارا اسمیت، کینگا یاماتا تیلور

منبع:‌

We need a feminism for the 99%. That’s why women will strike this year

[۱] cis and bi

فردی که جنسیت حقوقی، جنسیت بیولوژیکی، هویت جنسیتی و بیان جنسیتی وی باهم مطابقت دارد سی.آی.اِس (Cisgender) نامیده می‌شود. مثلاً فردی با آلت تناسلی مردانه متولد می‌شود خود را مانند یک مرد می‌پندارد و در آمار ثبت احوال به‌عنوان «مرد» نام‌نویسی می‌شود.

دو جنسیتی (Bigender) افرادی را توصیف می‌کند که رفتار اجتماعی بین زنانه و مردانه دارند. این اصطلاح توسط انجمن روانشناسی آمریکا در گروه دگرجنس‌گونگان طبقه‌بندی می‌شود.

===========
دختران خیابان انقلاب در قیام دی ماه ۹۶
حقوق زنان و مبارزه با حجاب اجباری

عیسی پهلوان

حرکت های خود بخودی گسترده توده ای و خیزش ها وقیام ها ی مردمی پدیده هایی از درون خود بروز وبرون می دهندکه روی دادن و دامنه ی تاثیرات شان پیش بینی پذیرنیست . پدیده هایی که گاه بخشی از لرزه ها یند و زمانی هم از پس لرزه ها. پدیده رفع حجاب از سوی یکی از زنان شرکت کننده در یکی از تظاهرات مردمی در تهران که در آغاز چندان به چشم نیامده بود با شتابی شگفت از یک امر منفرد و کوچک به موضوعی سراسری و ملی و حتی جهانی بدل گشت و موضوع حجاب اجباری در حکومت اسلامی ایران را که سیاست واپسگرایان و نیروهای سنتی هوادار آیت الله خمینی در انقلاب ایران بود به پهنه ی سیاست روز پرتاب کرد وواکنش هایی دور از انتظار در میان مردم ،جناحهای گوناگون حکومت و همچنین برون از مرزها در پی آورد، نام ویدا موحد را که در خیابان انقلاب تهران در اعتراض به حجاب اجباری روسری از سربرگرفته و آن را بر چوبی آویخته بود در ایران و خارج از کشور بلند آوازه ساخت و مخالفت با حجاب اجباری را به موضوع روز و یک پدیده ملی فرا رویاند. گویی خشم ونفرتی که در دل جامعه و میلیونها زن و مرد مدرن ایرانی لانه کرده بود به ناگاه سر باز نمود و چهار دهه تلاش سرکوبگرانه حکومت اسلامی در تحمیل حجاب به زنان ایرانی را به پرسش گرفت و پایه های آن را بشدت به لرزه در آورد وموضوع حق آزادی پوشش برای زنان ایرانی و برابری حقوقی زن ومرد در ایران را به موضوع روز بدل ساخت.

حجاب همانند بسیاری از دیگر پدیده های اجتماعی و فرهنگی پیشینه تاریخی ویژه خود را داراست . از زمانی که ایران آرام آرام پای به دوران مدرن و مناسبات جدید نهاد، چگونگی برخورد با پوشش زنان و برداشتن حجاب هم در میان گروه های معینی از مردم مطرح گشت.


گویا برای نخستین بار در تاریخ معاصرایران ، طاهره قره العین زن آزاده و شاعر وسخنور بابی در سال های آغازین سلطنت ناصرالدین شاه در برابر گروه بزرگی از مردان بابی در گردهمایی بدشت بابیان با شهامتی ستودنی حجاب از چهره برگرفت . این نخستین گام دربرداشتن حجاب وآزادی پوشش زنان در ایران بود. طاهره مبارز زن سربلندی بود که در پاسخ به شاه مستبد قاجار سروده بود:
تو و تاج وتخت سکندری من وراه و رسم قلندری
اگر آن خوشست تو در خوری و گر این بدست مرا سزا

طاهره قره العین که از چهره های درخشان تاریخ کهنسال ماست به فرمان ناصرالدین شاه، همچون میرزا تقی خان امرکبیر به قتل رسید.
با پیوندها و آشنایی های بیشتر ایرانیان با تمدن اروپایی و دگرگونی های فرهنگی و اجتماعی و جنبش مشروطه خواهی، زنان و مردان تجدد خواه ایرانی توجه بیشتری به امر حقوق زنان و آزادی پوشش وبرداشتن حجاب نشان دادند. از دستاوردهای انقلاب مشروطه پایه گذاری انجمن ها و نشریه های زنان و مدرسه های دخترانه بود که همه پدید هایی نو در جامعه ایرانی آن روزگار بودند. نخستین مدرسه دخترانه را خانم استرآبادی در سال ۱۲٨۵ با شرکت ۲۰ دانش آموز دختر پایه گذاشت. در فاصله پیروزی مشروطیت تا ۱٣۰۴ بیش از ۲۰ انجمن زنان در ایران تشکیل شد. در سال های ۱۲٨۵- ۱۲٨۶، در نخستسن سال های پیروزی مشروطیت انجمن حریت نسوان از جمله با شرکت خانم ها صدیقه دولت آبادی از چهره های درخشان جنبش زنان ایران و تاج السلطنه وشمس الملوک جواهر و اتحادیه غیبی نسوان وکمیته زنان تبریز به صورت مخفی ایجاد شدند. گروه مخفی مجمع کشف حجاب و جمعیت همدلان و جمعیت نسوان وطنخواه ،که محترم اسکندری از مبارزان برجسته ی حقوقق زنان ازپایه گذاران آن بود، و انجمن مخدرات وطن از جمله انجمن های زنانی بودند که برای رفع حجاب و دفاع از حقوق زنان تشکیل شده بودند. نشریه هایی چون مجله «عالم نسوان» و مجله ی «شکوفه» و مجله «دانش» و نشریه «زبان زنان» و «نامه بانوان» در آن سال ها در دفاع از حقوق زنان و رفع حجاب می کوشیدند. سالها پیش از فرمان رضا شاه در مورد کشف حجاب در سال ۱٣۱۴ که روشنفکران مشروطه خواه واهل سیاست مدرن در دستگاه سلطنتی هم نقش مهمی در آن داشتند ، قمرالملوک وزیری خواننده بزرگ در کنسرتی در گراند هتل تهران بی حجاب به روی صحنه آمد و به هنر نمایی پرداخت، اقدامی که با مخالفت شدید ملایان پایتخت و قشرهای سنتی روبرو شد.

روندی که از برداشتن حجاب ازسوی بانو قره العین و قمرالملوک و کشف حجاب رضا شاهی آغاز شده بودبا استعفا و تبعید او آرام آرام در دهه های بعد ادامه یافت . در دهه ی بیست با توجه به شرایط جدید کشور، جنبش توده ای و حزب توده ایران و دیگر نیروهای تجدد خواه گام های موثری برای طرح حقوق زنان و ایجاد سازمان های سراسری زنان برداشتند و شمار زیادی از زنان ترقی خواه به این مبارزه پیوستند بانوانی چون مریم فیروز و ملکه محمدی. این روند با دگرگونی های ساختاری اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و مدرن تر شدن جامعه ورفتن زنان به دانشگاه ها و یافتن حق رای در دهه ی۴۰ و افزایش خودآگاهی بانوان ایرانی شدت بیشتری بخود گرفت. در دوره پهلوی دوم، حجاب جنبه اختیاری پیدا کرد ودر میان قشر بالایی و متوسط جامعه ، نداشتن حجاب امری گسترده و عمومی شد و در مدرسه ها و دانشگاه ها و ادارات دولتی و شرکت ها و بیمارستان ها ، دختران و زنان عموما بدون حجاب بودند.
در سال های پیش از انقلاب حدود ٣۵ در صد دانشجوبان ایران را زنان تشکیل می دادند. در اداره های دولتی و مدرسه ها و شرکت های خصوصی زنان مشغول به کار بودند و ۲ نفر از زنان هم به وزارت رسیدند. یکی از آنها دکتر فرخ رو پارسا وزیر آموزش وپرورش کابینه ی هویدا بود که پس از پیروزی انقلاب با محاکمه ای فرمایشی به جوخه اعدام سپرده شد؛ شاید گناهان غیر قابل بخشایش او از دیدگاه خلخالی ها، زن بودن، بی حجاب بودن و بهایی بودن او بود. از دیگر سو در دهه ی پنجاه با گسترش مبارزات ضد استبدادی و ضد وابستگی و پاگیری جنبش چریکی ده ها نفر از زنان ایرانی به این مبارزه ی مرگ وزندگی پیوستند که بسیاری از آنان سر از زندان های شاه در آوردند و عده ای هم در این مبارزه جان باختند چهره هایی چون نسترن آل آقا ومرضیه احمدی اسکویی.

قشر های سنتی و واپسگرایان، به ویژه بخشی از روحانیت شیعه با دگرگونی موقعیت و نقش زنان ایرانی در جامعه وتحقق حتی بخش کوچکی از حقوق انسانی و شهروندی آنان به شدت مخالف بودند. در دهه های چهل و پنجاه شمسی این مخالفتها آشکار تر شد. در انقلاب بهمن ۵۷ زنان ایرانی پا به پای مردان در روند انقلاب فعالانه شرکت کردند، در گردهم آیی ها، تظاهرات واعتصاب ها، در محیط کارو خیابان ومدرسه و دانشگاه. اما به رغم همه ی این فعالیت ها و کوشش ها و مبارزات ، پس از پیروزی انقلاب و بر سر کار آمدن روحانیت شیعه و متحدانش همه ی حقوق آنان پایمال شد و هر آنچه که در درازای دهه ها مبارزه از مشروطه به بعد به دشواری به دست آمده بود با اجرای شریعت اسلامی بر باد رفت و بدین سان، زنان ایرانی یکی از بازندگان اصلی بر سر کار آمدن حکومت اسلامی و ولایت فقیه شدند و چرخه ی زمانه برای آنان شتابان به عقب برگشت ولگد کوبی حقوق زنان و سرکوب سیستماتیک آنان برای استقرار مردسالاری قرون وسطایی مذهبی آغاز شد. موردهای زیر بخشی از تلاش های جمهوری اسلامی در چهار دهه ی گذشته دراین راستاست:

۱. اجباری شدن حجاب
۲ . تعطیلی دادگاه های حمایت از خانواده
٣. امکان ازدواج مجدد مردان و رواج صیغه
۴. محرومیت از حق طلاق و حق نگهداری فرزند پس از طلاق
۵. پایین آمدن سن ازدواج دختران
۶. جداسازی دختران وپسران در مدرسه
۷. ممنوع کردن پخش صدای هنرمندان زن
٨. جلوگیری از رفتن زنان به سالن ها و استادیوم های ورزشی
۹. ممنوعیت دوچرخه سواری
۱۰. حق سفر به خارج تنها با اجازه مرد
۱۱. نبود امکان تحصیل در شماری از رشته های علمی برای دختران
۱۲. ادامه قانون نابرابر ارث.
هنوز چند روزی از پیروزی ۲۲ بهمن نگذشته بود که در ۱۶ اسفند ماه ۵۷ آیت الله خمینی به مساله ی حجاب در کشور پرداخت و گفت:
«شنیده ام وزارتخانه ها همان است که در زمان طاغوت بود وزارتخانه های فعلی غیر اسلامی است وزارتخانه ی اسلامی نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانه های اسلامی نباید زنها لخت بیایند، اما با حجاب باشند مانعی ندارد بروند کار بکنند، لکن با حجاب شرعی باشند.»
این فتوا سرآغاز برقراری حجاب اجباری و پایمالی همه سویه حقوق زنان ایرانی در نظام مرد سالار اسلامی بود.
فردای آن روز، ٨ مارس و روز جهانی زن با اعتراض ها و تظاهرات زنان تجدد خواه مخالف حجاب همراه شد، این اعتراض ها و گردهمایی ها تا ۲۱ اسفند ماه به درازا کشید و هزاران نفر در آن شرکت کردند. در۱۷ اسفند زنان بسیاری در دانشگاه تهران با شعارهایی چون:

«نه روسری ، نه توسری ، استقلال ، آزادی
مرگ بر استبداد، درود بر آزادی
آزادی زنان حق مسلم ماست
ای زن آزاده از حقت دفاع کن
استقلال مساوات آزادی
زن ومرد کشته شدند هردو باید آزاد باشند»
گرد هم آمدند و سپس به سوی ساختمان نخست وزیری حرکت کردند.

در روزهای بعد تظاهرات و گردهمایی های زنان در مخالفت با حجاب اجباری ، در مکان های گوناگون شهرتهران ، در دانشگاه تهران و میدان آزادی و ساختمان دادگستری و همچنین در دیگر شهرها ازجمله تبریز، اصفهان ، بندر عباس ،سنندج ، مهاباد ، خرمشهر ، آبادان و… برگزارشد که با رویارویی دسته های حزب الله که ازجمله شعار «یا حجاب یا تیزاب» سر می دادند روبرو شد.
در گردهمآیی اعتراضی در ساختمان دادگستری تهران در ۱۹ اسفند ماه که زنان بسیاری از قشرهای گوناگون جامعه در آن شرکت داشتند مخالفان حجاب اجباری قطعنامه ی جالبی صادر کردند که پس از ۴ دهه، خواسته های مطرح شده در آن برای امروز و فردای مبارزات آزادی خواهانه و مدرن زنان ایرانی وهمه ی نیروهای ترقی خواه همچنان روز آمد و در دستور کار است . خواسته هایی که سوگمندانه حتی از سوی شماری از گروه های چپ و مدرن ایرانی در آن زمان مورد توجه جدی قرار نگرفت.

۱- پوشش متعارف زنان، باید با توجه به عرف و عادت و اقتضای محیط، به تشخیص خود آنان واگذار شود.
۲- حق برخورداری از حقوق مساوی با مردان، از حقوق مدنی برای زنان کشور شناخته شده و هرگونه تبعیضی در این قانون و قوانین مربوط به حقوق خانواده، از میان برداشته شود.
٣- حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی زنان، بدون هیچ تبعیضی حفظ و تامین گردد.
۴- امنیت کامل زنان در استفاده از حقوق و آزادیهای قانونی تضمین شود.
۵- برخورداری واقعی از آزادیهای سیاسی، آزادی قلم و بیان و عقیده و آزادی شغل و اجتماعات، برای زنان و مردان کشور تضمین گردد.
۶- هر نوع نابرابری بین زن و مرد در قوانین موضوعه، مرتفع شود.
گستردگی اعتراض ها ، واکنش مقام های حکومت جدید را در پی داشت که بر ضرورت حجاب تاکید داشتند، از جمله آیت الله طالقانی گفت ، این حجاب ساخته ی من و فقیه و این ها نیست نص صریح قرآن است هو وجنجال راه نیندازند از آنهاخواهش می کنم که با لباس ساده با وقار، روسری هم سرشان بیاندازند ، به جایی بر نمی خورد.
این اعتراض ها راه به جایی نبرد و از آن پس یورش سازمان یافته ی حکومت اسلامی برای برقراری حجاب اجباری و باز پس گیری حقوق زنان گام گام به پیش رفت.

در تیر ماه ۵۹ آیت الله خمینی انقلاب اداری را اعلام و شورای انقلاب هم ورود خانم ها ی بی حجاب به اداره ها را ممنوع کرد. دادستان انقلاب دستور داد که از ۱۷ تیر ماه حقوق خانم های کارمند بی حجاب قطع گردد. اعتراض بسیاری از زنان به حجاب اجباری به اخراج شان از محل های کار انجامید . برای نمونه ۱٣۹ نفر از خانم ها در سازمان صنایع دفاع و ۴٣ نفر از پرستاران بیمارستان شهر مسجد سلیمان که به پوشش اسلامی تن در نداده بودند از کار اخراج شدند. در مدرسه ها و دانشگاه ها هم اجباری کردن حجاب پیگیرانه وسازمان یافته پی گرفته شد. روحانیت شیعه ، هیات موتلفه، انجمن حجتیه ، فدائیان اسلام و هزاران نفر از توده ی سنت گرا که به انقلاب و حکومت پیوسته بودند روند حجاب اجباری و پایمالی حقوق زنان را پیش بردند.

در سال ۱٣۶۲ حجاب اجباری لباس قانون برتن کرد. در قانون تصویبی تعزیرات آمد: “ زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد” . در سال ۶۵ با تصویب یک قانون جدید افزون بر لباس به موضوع آرایش بانوان هم پرداخته شد بر وفق آن “ کسانی که در انظار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع ویا موجب ترویج فساد و یا هتک عفت عمومی باشد ، توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالحه محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازات های مذکور در ماده ۲ محکوم می گردند.” مجارات های برشمرده در ماده ۲ از تذکر و توبیخ تا ۴۰ ضربه شلاق و جریمه نقدی تا ٣۰۰ هزار ریال بود. در ادامه ی این روند، در قانون مجازات اسلامی تصویبی سال ۱٣۷۵ درتبصره ماده۶٣٨ دیگر بار به همین مجازات ها اشاره رفته است. افزون بر این ها شورای انقلاب فرهنگی هم در سال ۱٣٨۴ در راستای سیاست های ضد زن نظام اسلامی، راهکارهای اجرایی „ گسترش فرهنگ عفاف و حجاب“ را با هدف به اصطلاح” درونی و نهادینه کردن حجاب و عفاف” برای ژرفش سرکوب ها وفشارها به تصویب رساند.
فشارپلیسی و سرکوب سیستماتیک حکومت اسلامی با استفاده از بسیج و نیروی انتظامی و گشت های ارشاد با مقاومت و نافرمانی مدنی بسیار گسترده ی میلیون ها زن مدرن ایرانی مخالف حجاب اجباری روبرو شد. زنان ایرانی بصورت فردی وبدون هرگونه سازماندهی، با حجاب اجباری و آرایش دستوری رژیم اسلامی به رویارویی پرداختند. یکی از فرماندهان نیروی انتظامی تهران در سال ۱٣٨۶ گفت „که در تهران روزانه ۱۵۰ زن به دلیل بی حجابی بازداشت و۱۵۰۰ تن از پلیس تذکر می گیرند „. مسئول دیگری از همین نیرو در سال ۱٣۹۲ گفت:

که در مجموع ۲۲۵هزار و ۱٣۴ مورد تا به امروز تعهد و ارجاع به مراجع قضایی داشته ایم و حدود ۲ میلیون و ۹۱ هزار و۷۹٨ نفر نیز مورد تذکر و ارشاد شفاهی از سوی نیروهای انتظامی قرار گرفته اند.
آیا می توان نامی جز مقاومت مدنی قهرمانانه به واکنش های اعتراضی میلیونی زنان سربلند ایرانی به حجاب اجباری وسرکوب هم سویه ی حکومت اسلامی در چهار دهه ی سپری شده داد.

افزون بر مبارزه فردی گسترده و عمومی با حجاب اجباری، پس از سرکوب های بربر منشانه ی دهه ی شصت، در دهه ی هفتاد آرام آرام محفل ها و گروه های جدید مدنی زنان شکل گرفت و درسال ۱٣۷۹ نهاد مرکز فرهنگی زنان بوجود آمد. در تداوم فعالیت های نهاد های گوناگون مدنی زنان، نهاد ائتلاف هم اندیشی زنان در سال ۱٣٨٣ تشکیل شد. این نهاد در سال بعد، دگرگونی اصل های تبعیض آمیز قانون اساسی را به عنوان خواسته اصلی جنبش زنان اعلام نمود. درسال ۱٣٨۵ هم، کمپین یک میلیون امضا پا به میدان نهاد و در دفاع از حقوق زنان ایرانی به فعالیت پرداخت. با تقلب انتخاباتی سال ٨٨ و همگامی کنشگران جنبش زنان با جنبش سبز در اعتراض به این دستکاری انتخاباتی، موج دستگیری ها ازمیان کنشگران جنبش زنان آغاز شد. فهرست نام بازداشت شدگان وابسته به جنبش زنان در سال ٨٨ بسیار طولانی است، از آن میان می توان به بهاره هدایت و مریم حسین خواه و منصوره شجاعی اشاره کرد.


همه ی بگیر وببند ها وتذکرها و توهین ها و دستیگری ها و جریمه ها ومجازات ها ی شلاق و شکنجه و زندان نه تنها به گسترش حجاب اجباری نیانجامید بلکه به مخالفت بیشتر زنان و مردان ایرانی با این پدیده ی کهنه وسست شدن بیشتر پایه های آن راه برد . گزارش ها و نظرسنجی های دستگاه های حکومتی هم این ارزیابی را تایید می کند.
برپایه یک نظر سنجی سراسری وزارت ارشاد جمهوری اسلامی در سال ۱٣۹۴ ، حدود ۷٨ درصد مردم ایران در شهرها و استان های مختلف کشور با حجاب اختیاری موافق بودند وشمار طرفداران حجاب اجباری تنها ۲۲ در صد بود . گزارش مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری از نشست آسیب شناسی سیاستهای حکومت در زمینه ی حجاب که در بهمن ماه امسال و پس از قیام دی ماه و حرکت دختران خیابان انقلاب انتشار یافت ، هم این آمار را تایید میکند. محمد مالجو پژوهشگر مسائل اجتماعی و سیاسی هم با بهره گیری از یکی از گزارش های پژوهشی وزارت ارشاد اسلامی در سال ۱٣۹۴ به نام پیمایش ارزش ها و نگرش های ایرانیان به نتیجه ی مشابهی دست یافته است به نظر مالجو ٨۷,٣ درصد مردم ایران با حجاب اختیاری موافقند و تنها ۲۱,۷ درصد طرفدار حجاب اجباری هستند و درصد موافقان حجاب اختیاری در شماری از استان ها چنین است:
استان البرز ۹۱,۷ درصد
استاان فارس ۹۰,۹ درصد
استان گیلان ٨٨,۷ درصد
استان آذربایجان غربی ٨۵,٨ درصد
استان تهران ٨۴,٨ درصد

این آمارها ی خشنود کننده بیانگر شکست سخت ارتجاع و واپسگرایی در میهن ما ، در یکی از مهم ترین عرصه های ایدئولوژیک و سیاسی جمهوری اسلامی است و نشان می دهد که اکثریت مطلق ایرانیان پوشش اجباری را برنمی تابند و آزادی پوشش برای زنان را بخشی از حقوق اولیه زنان می دانند و با قوانین ضد زن در جمهوری اسلامی مخالفت می ورزند. درکشوری که حتی در شهرها و روستا های دور افتاده اش دختران و زنان دانشگاه دیده بسیارند و حدود ۶۰ درصد از میلیونها دانشجو ودانش آموخته اش را دختران تشکیل می دهند بستن یوغ حجاب اجباری درمیان و دراز مدت و پایمال کردن حقوق انسانی زنان وشهروند درجه دوم انگاشتن شان دیگر ممکن نمی نماید. اقدام و کنش شجاعانه ویدا موحد و دیگر دختران خیابان انقلاب که در رسانه های گروهی و فضای مجازی به گستردگی بازتاب یافت و موضوع حجاب اجباری و ستم دهشتبار جهار دهه ای به زنان ایرانی را به یکی از مهمترین موضوع های پهنه ی سیاست و اجتماع در ایران بدل ساخت وواکنش های همدلانه و رزمجویانه ی بسیاری برانگیخت ، بی تردید به گونه های دیگری ادامه خواهد یافت و افزون بر حجاب اختیاری دیگر خواسته های حقوقی زنان ایرانی وبرابری کامل مرد وزن و کوشش برای دگرگونی قانون های تبعیض آمیز ضد زن را بیش از پیش در دستور کار جنبش زنان و حرکت دمکراسی خواهی مردم ایران قرار خواهد داد و حتی بخشی از اصلاح طلبان درون و برون حکومتی و روشنفکران دیندار را هم مجبور خواهد ساخت تا به این روند روی آورند و از هم آوایی و همگامی با واپسگرایان در زمینه ی حقوق زنان دست شویند.


باید امیدوار بود که با پایه گذاری گروه ها و سازمان های کوچک وبزرگ زنان به صورت آشکار و پنهان و همچنین تقویت نهادهای مدنی موجود زنان وبا تلاش های فردی وگروهی و با فشار همه سویه به قدرت حاکم، مبارزه برای حجاب اختیاری و تحقق برابری حقوق زن و مرد در همه ی عرصه ها ژرفش بیشتری یابد و بتوانیم در خیزش ها و جنبش های عمومی آینده از جمله در شهرهای کوچک و متوسط، شعارهای مشخص دفاع از حقوق زنان و مخالفت با حجاب اجباری و شرکت گسترده تر زنان را ناظر باشیم.
شاید فعالیت هایی همانند کمپین یک میلیون امضا و این بار برای حجاب اختیاری ، و فراخوان هایی در ابراز مخالفت با حجاب اجباری و نابرابری حقوق زن ومرد و تظاهرات و گردهمایی های اعتراضی زنان و به کار گیری دیگرشکل های مبارزه فردی وگروهی برای تحقق حجاب اختیاری در درون کشور و پشتیبانی از این مبارزات از سوی ایرانیان خارج از کشور با یاری سازمان ها ونهادهای مدنی مترقی دیگر کشور ها به پیشبرد امر مبارزه در این راستا یاری رساند و راه را برای رهایی زنان ایرانی از بردگی کار خانگی و خشونت خانوادگی و آزار خیابانی و برای برابری کامل حقوقی مرد وزن و مشارکت زنان در همه ی گستره های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اداری کشور هموار سازد .
بدون تردید بحران ژرف سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و زیست محیطی که جمهوری اسلامی را فراگرفته و ایران را آبستن دگرگونی های اساسی کرده است امکان واقعی مبارزه نیرومندانه تروگسترده تر و همه سویه تر و سازمان یافته تر ازسوی مردم و نیروهای مترقی و تحول خواه را بیش از پیش فراهم می کند و: «این تازه وقت سحر است /باش که تا صبح دولتش بدمد».

=======
زنان شورش‌گر!متحد و متشکل،حجاب اجباری را به موزه‌ی تاریخ بسپاریم!-سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)

زنان شورش‌گر!متحد و متشکل،حجاب اجباری را به موزه‌ی تاریخ بسپاریم!

در شرایطی به استقبال ٨ مارس روز جهانی زن می‌رویم که خیزش مردم علیه‌ رژیم جمهوری اسلامی و حضور پرقدرت و الهام‌بخش زنان در آن، شور و شعف مبارزاتی، اتحاد و همبستگی، عزم و اراده‌ی توده‌هایِ جان به لب رسیده را بیش‌ازپیش به نمایش گذاشته است. مردم خصوصاً جوانان به‌درستی کل رژیم را که عاملِ اصلیِ فقر، بی‌کاری، کارتن‌خوابی، گورخوابی، تن‌فروشی، اعتیاد، بی‌آینده‌گی، ستم جنسیتی، ستم ملی، ستم طبقاتی و… است، نشانه رفته‌اند. ادامه‌ی این مبارزات نشان از این دارد که مردم، خصوصاً فرودستان، پابرهنه‌گان و بی‌چیزان در برابر تهدید و ارعاب، بازداشت هزاران نفر و اعدام دسته‌دسته‌ی جوانان، سرِ ایستادن ندارند.
در شرایطی به استقبال روز جهانی زن می‌رویم که فشرده‌ی چهل سال مقاومت و مبارزه‌ی زنان علیه حجاب اجباری، موج تازه‌ای از مخالفت و انزجار زنان را برانگیخته و آنان را به صحنه‌ی مبارزه‌ی خیابانی کشانده است. اعتراض نمادینِ «ویدا موحد» در خیابان انقلاب در بحبوحه‌ی خیزش مردم تبلوری هرچند کوچک اما موثر از خشمی است که به مدت نزدیک به چهار دهه فشرده‌شده است. زنانی که در سی‌ونه سال گذشته در زندان متحرکی به نام حجاب، زندانی بودند، این بار یکی پس از دیگری روابط قدرت پدر/ مردسالارانه‌ی اسلامی را به چالش گرفتند. موج اعتراض جسورانه‌ای که زنان ـ پیر و جوان، شهر و روستا، مجرد و متأهل، مرکزنشین یا مرزنشین، سکولار و یا حتا محجبه و … ـ به راه انداختند، تبدیل به مبارزه‌ای الهام‌بخش برای سایر زنان و حتا مردان در سراسر جامعه شده و به شکلِ جدی، نماد و پرچم دولت اسلامی را که از بدو قدرت‌گیری‌اش به ضرب سرکوب و زور، تیغ و اسید، بازداشت، زندان، شکنجه، تهدید، تحقیر و توهین و … بر بدن زنان فرود آمده بود، به چالش کشیده است.
چهل سال پیش، زمانی که خمینی و دار و دسته‌اش بحث «انقلاب اسلامی» را پیش کشیدند، اکثریتی از مردم نمی‌دانستند قرار است رژیمی بر مسند قدرت بنشیند که ستم و استثمار را به شکل وحشیانه‌تری بر آنان تحمیل کند. درست ده روز بعد از به قدرت رسیدن این رژیم بود که خمینی یکی از مهم‌ترین پایه‌های «انقلاب اسلامی»اش را در حجاب زنان فشرده کرد و این‌چنین حجاب اجباری نماد و پرچم ایدئولوژیک این نظام شد. خصوصاً این‌که خمینی زن‌ستیز و دارو دسته‌اش حضور هزاران هزار زن در مبارزه علیه رژیم شاه را خطری برای نظام خود می‌دیدند و می‌خواستند این غول را به شیشه برگردانند. جمهوری اسلامی با اعلام اجباری بودن حجاب، مناسبات نابرابر را به‌عنوان پایه‌ی حاکمیت خود اعلام کرد. این رژیم با فرمان حجاب اجباری اعلام کرد که بر پایه‌ی سرکوب، تبعیض، خشونتِ گسترده و برده‌گی زنان استوار است. در پس اجباری کردن حجاب بود که کلیه‌ی قوانین نابرابر و مجازات‌های اسلامی علیه زنان را تصویب و به پشتوانه‌ی نیروی نظامی و قوه‌ی قهر به گرده‌ی آنان تحمیل کرد. رژیم قصد داشت با اجباری کردن حجاب، زن را به قبول اطاعت و درجه دوم بودن، بزدل و هیچ بودن و تحقیر و توهین عادت داده و این‌گونه او را از هویت و شأن انسانی‌اش بیگانه کند. این رژیم با تحمیل حجاب اجباری، فرهنگ به‌شدت پدر/ مردسالارانه‌ی اسلامی را در کل جامعه تبلیغ کرد و هم در قانون و هم در فرهنگ و سنت به مردان جایگاه ویژه‌تری نسبت به آن‌چه در گذشته داشتند، اعطا کرد تا زنان را بخشی از مایملک خصوصی خود بدانند. عمق و گستره‌ی این خشونت بر زنان در جامعه‌ای که نیمی از جمعیت آن توسط نیم دیگر کنترل می‌شود، بازتاب روابط پدرسالارانه‌ای است که ربط مستقیم به روابط تولیدی حاکم بر جامعه دارد.


در مقابلِ اجباری کردن حجاب و اعلام جنگ علیه زنان از جانب رژیم تازه به قدرت رسیده، ده‌ها هزار زن که زودتر از تمام نیروهای اجتماعی صدای پای استبداد حاکمین دینی را شنیده‌ بودند، روز ٨ مارس ۱٣۵۷ به خیابان آمدند و یک‌صدا فریاد برآوردند که: «ما انقلاب نکردیم، تا به عقب برگردیم!»، «آزادی، نه شرقی‌ست! نه غربی‌ست! جهانی‌ست!»، «معیار آزادی جامعه، آزادی زن است!» و … این‌چنین این زنان جسور و پیشرو پایه‌های جنبش نوین زنان را پی ریختند. تظاهرات ۵ روزه‌ی زنان در ضدیت با حجاب اجباری اولین مبارزه‌ی گسترده و جسورانه با حکومت دینی بود.
مبارزات زنان سال صفر اما به تظاهرات پنج‌روزه‌ی سال ۵۷ و به مبارزه با حجاب اجباری ختم نشد؛ مقاومت و مبارزه‌ی آنان ادامه یافت و در دهه‌ی ۶۰ و تابستان خونین ۶۷ به اوج خود رسید. هزاران هزار نفر از آنان زندانی شدند، به‌طوری‌که وجود این تعداد زندانی سیاسی زن در تاریخ جهان بی‌سابقه بود و نشان از رزمنده‌گی، جسارت و مقاومت آشتی‌ناپذیر آنان با رژیم حاکم داشت. زنان سال صفر مبارزات‌شان علیه حجاب اجباری را حتا در سیاه‌چال‌های مرگ‌بار رژیم اعدام و شکنجه ادامه دادند و بسیاری از آن‌ها جان خود را در این راه فدا کردند.
در تمام این سال‌ها زنان خصوصاً زنان جوان به اشکال مختلف، با افت‌وخیز، فردی و جمعی، آگاهانه و یا خود به خودی این جنگ نابرابر و یک‌طرفه را در ضدیت با حجاب اجباری و علیه سایر اشکال ستم و خشونت‌های گسترده بر زنان به پیش‌برده‌اند. زنان در زندان‌ و زیر شکنجه‌های وحشیانه، در خیابان و در مقابل گشت‌های ارشاد، در محیط‌ کار، در مدارس و دانشگاه و … در برابر تبعیض جنسیتی، در دادگاه‌های طلاق و حضانت در برابر قوانین تبعیض‌آمیز جنسیتی، در خانواده در برابر اشکال سرکوب و کنترل مستقیم و غیرمستقیم و … ایستاده‌گی کرده‌اند؛ و در تمام این سال‌ها تن ندادن به حجاب اجباری یکی از برجسته‌ترین عرصه‌های به چالش کشیدن قدرت حاکمه بوده است. این نیروی مقاومت و مبارزه‌ی تاریخی را نمی‌توان به یک دوره و یک فرد فروکاست و این تاریخ چهل‌ساله‌ی مبارزاتی را نمی‌توان و نباید در مصادره‌ی نیروهای فرصت‌طلب‌ و سازش‌کار رها کرد.


با درس‌گیری از گذشته در شرایط کنونی، جنبش نورسته‌ی زنان خصوصاً زنان جوان که با جسارت و تهورشان هوای تازه‌ای به جنبش دمیده‌اند، باید اهمیت حیاتی این موضوع را بدانند که به حداکثر و تمام‌قد خواسته‌ها و حقوق پایه‌ای زنان را در مبارزات خیابانی و تجمعات اعتراضی طرح کنند و ذره‌ای هم از آن کوتاه نیایند. البته طرح این خواست‌ها به معنای طلب کردن آن از رژیم مستأصل، درمانده‌ و سرتاپا زن‌ستیز حاکم نیست، بلکه هدف تیزتر کردن هرچه بیشتر پیکان مبارزه در جهت سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است. طرح حقوق پایه‌ای زنان نه‌تنها مانعی برای همبستگی با سایر جنبش‌ها نیست بلکه عاملی در خدمتبالا بردن معیارها و افق جنبش انقلابی است. پیش گذاشتن خواسته‌های زنان و به چالش کشیدن مناسبات و فرهنگ پدر/ مردسالارانه در صفوف مبارزات مردم می‌تواند به درجاتی مردان و حتا زنانی که توسط این رژیم به تفکرات مردسالارانه آغشته گشته‌اند، متحول ساخته و در جهت ساختن آینده‌ای فارغ از ستم جنسیتی سوق دهد. در همین روزهای پرتلاطم شعار «زن‌ها به ما پیوستند، بی‌غیرت‌ها نشستند!» بازتاب‌دهنده‌ی این نگرش مردسالارانه در صفوف مردم بود؛ هم‌چنان که در شبکه‌های اجتماعی شاهد بودیم که مردم برای تشویق «دختران انقلاب» آن‌ها را به امتیازات مردانه مفتخر می‌کردند. ما باید به شکل واقعی نشان دهیم که چرا معیار آزادی در یک جامعه، آزادی زنان است؟! طرح این موضوع هم به شکل اصولی به مبارزات کنونی جهت و عمق می‌دهد و به بالا بردن آگاهی خدمت می‌کند و هم امکان سنجش صحیح‌تر برنامه‌ها و نقشه‌های همه‌ی نیروهای طبقاتی را فراهم می‌کند.‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍


پیش گذاشتن موضوع آزادی و برابری زنان، خصوصاً درصحنه‌ی پرآشوب کنونی که همه‌ی نیروهای طبقاتی از امپریالیست‌های آمریکایی ـ در رأس آن رژیم فاشیستی و به‌شدت زن‌ستیز ترامپ/پنس ـ گرفته تا امپریالیست‌های مردسالار اروپایی و روسیه که هر یک به دنبال منافع کوتاه و درازمدت خود در ایران هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد. ما در همین دوره‌ی اخیر شاهد ادعای توخالی، عوام‌فریبانه و به‌شدت فرصت‌طلبانه‌ی این دولت‌ها نسبت به مبارزات مردم و نقش زنان در آن بودیم که حکایت از نقشه‌های ارتجاعی این دولت‌ها برای بهره‌برداری از مبارزات مردم و خصوصاً زنان دارد. دولت‌هایی که خود گرداننده‌گان اصلی سیستم پدر/ مردسالار امپریالیستی در سطح جهان هستند و ستم جنسیتی یکی از پایه‌های سیستم مبتنی بر نابرابری آن‌هاست، حال خود را «مدافع» اعتراضات مردم و حقوق زنان در ایران معرفی می‌کنند. متعاقباً ما شاهد امتداد همین رویکرد در بخشی از به‌اصطلاح اپوزسیون هستیم؛ از جریانات پروامپریالیست و ضدزنی هم‌چون سلطنت‌طلب‌ها و مجاهدین گرفته که مترصد فرصتی هستند تا با حمایت امپریالیست‌ها جایی برای خودشان در مبارزات مردم و نقشه‌های آتی امپریالیست‌ها باز کنند تا جریانات اصلاح‌طلب به‌طور کل و همین جریان در جنبش زنان به‌طور خاص. این فضای مسموم و این فرصت‌طلبی لجام‌گسیخته، مسئولیت و نقش فعالین و تشکلات انقلابی و همه زنانی که در راستای برابری و آزادی خود مبارزه می‌کنند را برجسته‌تر می‌کند. افشای بی‌وقفه‌ی برنامه‌ها و نقشه‌هایی که سرنوشتِ آتی مردم و خصوصاً زنان را رقم می‌زند و در چگونگی پیشرفت مبارزه تعیین‌کننده است، حیاتی است.


امروزه به‌جرأت می‌توان گفت که حاصل مبارزاتِ ـ نزدیک به چهار دهه‌ ـ زنان و خصوصاً تکثیرِ دخترانِ انقلاب در سطح وسیع این است که رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی که از بدو قدرت تا امروز با گسیل نیروهای سرکوبگرش برای مهار و کنترل زنان «بی‌حجاب» و «بدحجاب» در اجتماع، با اسیدپاشی سازمان‌یافته به‌صورت زنانِ «بدحجاب»، با اشاعه‌ی فرهنگ و سنت ضد زن در جامعه و با اعمال تبعیض علیه زنانِ «بدحجاب» در مقابل امتیاز دادن به زنان «محجبه» و … نه تنها نتوانست «پوشش اسلامی» و نمونه‌ی «زنِ مسلمان» مطیع و فرمان‌بردار را حداقل در کلان‌شهرها بر زنان تحمیل کند، بلکه در برابر مبارزه و مقاومت خیل عظیمی از زنان در ضدیت با حجاب اجباری عاجز شده است.
حضور گسترده‌ی زنان در خیزش اخیر، در مبارزات دانشجویی و کارگری، در مقابل زندان برای آزادی زندانیان سیاسی، مقاومت و مبارزه‌ی زنان زندانی و… حرکت جسورانه‌ی دختران انقلاب از دستاوردهای این دوره برای پیشروی جنبش زنان است. خصوصاً طرح مسأله‌ی مبارزه با حجاب اجباری به‌عنوان یکی از پایه‌ای‌ترین حقوق زنان در مقابله با جمهوری اسلامی و تبدیل‌شدن مقاومت و کشمکش روزمره‌ی زندگی زنان به یک مبارزه‌ی سیاسی در فضای علنی و به شکلی کاملاً آگاهانه حتا به شکل فردی را باید یکی از دستاوردهای مهم و برجسته‌ی جنبش زنان در این دوره ارزیابی کرد؛ اما زنان برای حفظ این دستاورد نیاز به پیشروی سریع و جدی با نقشه و برنامه‌ای هدفمند دارند. امروز بیش از هر زمان دیگر شرایط عینی‌یی شکل‌گرفته که نسل جوان، دانش‌آموزان، دانشجویان و … و همه‌ی زنانی که سالیان سال ضدیت خود باحجاب اجباری را به شکل روزمره نشان داده‌ بودند، نه‌تنها می‌توانند به شکل انبوه و توده‌ای، در کوی و برزن، در شهر و روستا، در تظاهرات‌ها و هر مبارزه‌ای حجاب از سر برگیرند و در عمل حق آزادی پوشش را اعمال کنند، بلکه آن ‌را به‌عنوان نماد کنترل بدن زن در حکومت اسلامی و برای نشان دادن خشم و تنفر خود از یک رژیم تئوکراتیک دینی که به مدت نزدیک به چهل سال گسترده‌ترین و سازمان‌یافته‌ترین خشونت را در جامعه بر آحاد زنان اعمال کرده است، به آتش کشند.
زنان با جمعی سر نکردنِ حجاب و با به آتش کشیدن آن می‌توانند در این مرحله جهشی در مبارزات‌شان به وجود آورند که می‌تواند آغازی قدرتمند برای پایان دادن به تحمیل کلیه‌ی قوانین نابرابر و مجازات‌های اسلامی ـ برگرفته از شریعت اسلامی ـ باشد؛ می‌تواند آغازی برای متحول کردن بسیاری از مردم باشد که به مدت چهل سال در معرض فرهنگ و سنت پدر/ مردسالارِ یک رژیم بنیادگرای اسلامی قرار داشتند؛ می‌تواند قدمی واقعی برای دست‌یابی زنان به حقوق پایه‌ای‌شان باشد و هم‌زمان مرزبندی روشنی در برابر تفکر و عملکرد کسانی قرار دهد که تلاش دارند جنبش زنان را جنبشی بی‌خطر و صلح‌آمیز جا بزنند. درحالی‌که در واقعیت بین اکثریت زنانی که به مدت چهل سال توسط رژیم جمهوری اسلامی در موقعیت برده‌گی و در فرودستی «قانونی و شرعی» زیسته‌اند و موجودیت‌شان تحت مالکیت و اراده‌ی مردان رقم خورده و خشونت جنسیتی بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره‌‌شان بوده است، هیچ صلحی با رژیم حاکم وجود ندارد. برای بسیاری از زنان، مبارزه صرفاً به لغو حجاب اجباری و کسب آزادی پوشش محدود و ختم نمی‌شود، هرچند مبارزه با حجاب اجباری یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین مبارزات زنان تحت حکومت تئوکراتیک است اما این مبارزه خود دریچه‌ای برای ورود به ریشه‌های ستم‌دیده‌گی و فرودستی زنان و دلایل تقویت رابطه‌ی قدرت و کنترل مرد بر زن است. این مبارزه می‌تواند سرآغازی باشد برای این‌که هیچ دولتی، هیچ مذهب و هیچ فردی نتواند برای زنان و بدن‌شان تصمیم بگیرد. این مبارزه می‌تواند در اشاعه‌ی خواست جدایی دین از دولت نقش به‌سزایی ایفا کند. پیش‌بردِ این مبارزه می‌تواند در خدمت به ایجاد دولتِ نوین پس از رژیم جمهوری اسلامی قرار گیرد که آزادی و برابری برای زنان در همه‌ی عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در سرلوحه‌ی برنامه‌اش باشد.
برای متحقق کردن این خواسته‌ها در مرحله‌ی کنونی که روی به آینده دارد، آینده‌ای که رهایی همه‌ی زنان و مردان از هرگونه قیدوبند طبقاتی، جنسیتی، ملی و مذهبی از اولین اقدامات آن باشد، ضروری است که زنان نه صرفا به‌طور فردی بلکه به شکلی سازمان‌یافته و با برنامه و نقشه‌ی آگاهانه در مبارزات شرکت کنند.

به همین دلیل زنان بیش از هر زمان دیگر نیاز به مبارزه‌ی متشکل و سازمان‌یافته‌ حول مسأله‌ی ستم جنسیتی و در رأس آن حجاب اجباری دارند. می‌توان به جرأت گفت که در پاسخ به چنین ضرورتی بود که سازمان ما با همه‌ی فراز و نشیب‌ها به مدت بیست سال روی این اصل پافشاری و برای رهایی زنان ایران و افغانستان فعالیت کرده است. هرچند هرگز رفع ستم جنسیتی را در خود ندیده آن را پدیده‌ای درهم‌تنیده با سایر اشکال نابرابری و ستم و استثمار دانسته و به همین دلیل همواره در سایر عرصه‌های مبارزاتی در حد توان نقش گرفته است. سازمان زنان هشت مارس، در بیست سالِ حیات‌اش، رژیم زن‌ستیز جمهوری اسلامی را با همه‌ی جناح‌ها و طرح‌های رنگارنگ‌اش عامل اصلی فرودستی زنان در ایران دانسته است و بی‌وقفه نظرات‌اش را از طریق کتاب، جزوه، نشریه، بیانیه، سخنرانی و … طرح کرده، اما هرگز به جنبه‌ی عملی کم‌توجه نبوده است و درصحنه‌ی عمل نیز در جهت افشا و سرنگونی این رژیم فعالیت کرده است؛ به مدت بیست سال علیه حجاب اجباری و کلیه‌ی قوانین نابرابر و مجازات‌های اسلامی مبارزه کرده است؛ به مدت بیست سال علیه فرهنگ، آداب‌ورسوم و سنت و خرافات پدر/ مردسالارانه که از طریق رژیم تئوکراتیک اسلامی در تاروپود جامعه اشاعه شده، مبارزه کرده است؛ به مدت بیست سال برای جدایی دین از دولت که زنان در تحقق این خواست جزء ذینفع‌ترین بخش جامعه هستند، مبارزه کرده است. این سازمان به مدت بیست سال کلیه‌ی قدرت‌های سرمایه‌داری/ امپریالیستی مردسالار که فرودستیِ زنان را نه‌تنها در کشورهای خود، بلکه در سراسر جهان تحمیل کرده‌اند، افشا نموده است؛ و به مدت بیست سال تلاش کرده است با هم‌سرنوشتان خود در هر کشوری که در آن حضور داشته است همکاری و همیاری کند، چراکه به‌درستی بر این حقیقت که جنبش زنان، جنبشی است جهانی، پای فشرده است.
امروزه که بازهم شاهد حضور گسترده‌ی زنان شورش‌گری هستیم که در میدان نبرد کلیت نظام جمهوری اسلامی را به مصاف طلبیده‌اند، لازم می‌بینیم که بیست سال تلاش و تجربه‌مان را در اختیار جنبش نورسته‌ی زنان قرار دهیم تا در کنار هم از دستاوردها نردبانی بسازیم برای پیشروی‌های آتی و کمبودها را ضرورتی بدانیم که پاسخی درخور می‌طلبند. به خاطر بسپاریم که بدون ایجاد تشکلات مستقل توده‌ای و انقلابی زنان، باهدف آزادی و برابری در خدمت به رهایی زنان و همه‌ی مردم از قید ستم و استثماری که میلیون‌ها انسان را به مرز نابودی کشانده است، نمی‌توان جامعه‌ی نوینی پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایجاد کرد. وقت آن رسیده است که زنان به‌طور متحد و متشکل پیش‌قراول انقلابی شوند که در آن زنان نه‌تنها رژیم سرتاپا زن‌ستیز جمهوری اسلامی را به زیر ‌کشند بلکه به ساختن جامعه‌ی نوینی یاری رسانند که آغازی برای رهایی زنان و آحاد جامعه از ستم و استثمار است.

سازمان زنان هشت مارس (ایران – افغانستان)
٨ مارس ۲۰۱٨

===

زنان و مردان خواستار رهایی، عدالت و برابری

۸ مارس نزدیک است، روزی که زنان در تمام جهان علیه نابرابری و برای دستیابی به شرایطی انسانی‌تر مبارزه می‌کنند. مبارزه‌ای که در طول سال‌ها گرچه ثمرات فراوانی داشته است، اما هنوز تا تحقق برابری راهی طولانی در پیش دارد.

سال‌های اخیر که نظام سرمایه بار بحران خود را بیش از پیش بر دوش زنان گذاشته است، شاهد سخت‌تر شدن زندگی زنان در سراسر جهان هستیم. صاحبان قدرت و ثروت با تشدید استثمار همه‌جانبهٔ زنان سعی در گذر از این بحران دارند، اما خواهران ما با قدرتی دو چندان‌ در هر گوشهٔ جهان به پا خاسته¬‌اند‌ و در هر فرصتی فریاد اعتراض خود را سر داده‌اند.

زنان ایران نیز سال‌هاست در چنبرهٔ انواع تبعیض‌ها و نابرابری‌ها گرفتار آمده‌اند، قوانین نابرابر در ازدواج، طلاق، ارث و … از زنان شهروندانی درجه دو ساخته‌ است. در برابر خشونت خانوادگی و آزار خیابانی از هیچ حمایت قانونی‌ای برخوردار نیستند. هر بار به بهانه‌ای حق مالکیت بر بدن‌هایشان نادیده گرفته می‌شود؛ گاه با حجاب اجباری، گاه با ایجاد محدودیت و ممنوعیت در دسترسی رایگان به وسایل پیشگیری از بارداری و …

به همهٔ این تبعیض‌ها باید شرایط نابسامان اقتصادی را افزود. زنان آسیب‌های زیادی از سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالیستی از جمله خصوصی‌سازی دیده‌اند. از جمله نتایج این سیاست‌ها حذف روزافزون زنان از بخش رسمی بازار کار و راندن آنان به سوی بخش غیررسمی بوده است. بیش از نیمی از زنان بدون قرارداد یا با قراردادهای موقت و دستمزدهای بسیار اندک مشغول به ‌کارند و از حداقل حقوق قانونی محروم‌¬اند. بخش زیادی از این کارگران غیررسمی را مهاجران تشکیل می‎دهند که در مقابل روابط بهره‌کشانهٔ کار آسیب‌پذیرترند. زنان شاغل در بخش رسمی نیز با عدم امنیت شغلی، نظارت‌های نفس‌گیر بر پوشش و رفتار خود، محدود کردن خدمات عمومی -نظیر مهدکودک پس از بارداری- و موانع سرسخت بر سر راه پیشرفت شغلی‌شان مواجهند. از سوی دیگر نرخ بیکاری زنان به دو برابر مردان رسیده است، موج بیکاری در میان زنان تحصیل‌کرده به مراتب بیشتر است و در موارد بسیاری شرایط جنسیت‌زده‌ای چون وضعیت تأهل، سن و ‌ظاهر به شرایط گزینش شغلی اضافه می‌شود. گذشتن از این سد، پایان دشواری‌ها نیست، زنان پس از استخدام نیز با موانع دیگری چون عدم امنیت شغلی و آزارهای جنسی در محیط کار دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

تاریخچهٔ مبارزات زنان در ایران نشان می‌دهد آنها هرگز پذیرندگان خاموشِ نابرابری و بی‌عدالتی نبوده‌اند. زنان نه تنها به شکل انفرادی برای بهبود زندگی شخصی خود کوشیده‌اند بلکه از هر فرصتی برای سازماندهی و مبارزهٔ جمعی بهره برده‌اند.

راه رهایی زنان از سلطهٔ مردسالاری، سرمایه‌داری و انواع سلطه‌های دیگر بسیار طولانی است. از همین رو، ما جمعی از فعالان جنبش زنان در ایران بار دیگر با تأکید بر حق خود بر خیابان‌های شهر گرد هم می‌آییم و اعتراض خود را به نابرابری، بی‌عدالتی و شرایط نامساعد زنان به‌ویژه در بازار کار ایران فریاد می‌زنیم.

ما زنان و مردان برابری‌خواه از همهٔ آنانی که برای دستیابی به جهانی عادلانه‌تر می‌کوشند، از تمامی کارگران، معلمان، پرستاران، مربیان پیش‌دبستانی، بازنشستگان، دانشجویان، زنان خانه‌دار و از همهٔ فعالان جنبش‌های اجتماعی می‌خواهیم تا در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر در برابر وزارت کار در کنار ما بایستند.

کانال اطلاع‌رسانی دربارهٔ تجمع ۸ مارس

#۸_مارس
:wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash::wavy_dash:
@eight_march
https://t.me/eight_march
Telegram
فراخوان تجمع ۸ مارس
کانال اطلاع رسانی درباره تجمع روز جهانی زن؛ ۸ مارس ۱۳۹۶
====================
نام اثر: زن


آکرولیک روی بوم. ۱۰۰×۱۰۰
کاری از : ابوالقاسم شمسی.
گرامی باد هشتم مارس روز مبارزه برای آزادی ورهایی زنان در سراسر جهان.

 

 

 

 

=====================================

دو کار از : خانم فریده ارزنده

به مناسبت روز جهانی زن

======

 

 

 

 

 

 

 

 

=======
گرامیداشت روز بزرگ ۸ مارس

بخشی از زنان کرج و تهران

در هر شرایطی که هستیم با تمام توانمان و با دستانی به هم گره خورده تلاش کرده ایم که چون همیشه روز جهانی زن را در کنار همه زنان جهان به جشن بنشینیم. در زیر انواع و اقسام بند و زنجیرهای قانونی و غیر آن، گرد هم آمدیم.
همچون همیشه خوشامدگویی سرشار از عشق به همه زنان و مردانی که دغدغه رهایی همه انسانها را دارند و سپس بیان تاریخچه ای مختصر از این روز بزرگ و مبارزات زنان در ایران و جهان.
ساز زدیم و آواز خواندیم. تئاتری در موضوع ستم هایی که می کشیم، اجرا کردیم. کارگاهی در خصوص نقش تبعیضات جنسیتی، ستم طبقاتی، دین و سنت، آموزش و فرهنگ در زندگی زنان این مرز و بوم داشتیم و نتیجه حاصل از آن، رفتن به سوی «آگاهی» و «تشکل مستقل زنان» بود.
ما زنان در هر برهه از تاریخ به گونه ای پیگیر مطالبات خود بوده ایم و تا کنون در زمینه هسته های مطالعاتی، برپایی مراسم روز جهانی زن، آکسیون های محدود در این رابطه و انتشار کتب و مقالات متعدد در زمینه مسائل زنان کوشش کرده ایم.
پیش از جنبش دی ماه ۹۶ ویدا موحد معروف به «دختر خیابان انقلاب» برای اعتراض به حجاب اجباری روسری از سر کشید و بر بادش داد. پس از آن با شروع تظاهرات پر شور خیابانی در اعتراض به مشکلات بیکاری و گرانی و… حرکت دختران انقلاب تداوم یافت.
در واقع از یک سو سیستم سرمایه سالار و سود محور و از سوی دیگر حاکمیت مردسالارانه و سلطه مذهب و سنت، بستر خیزش و تحرکات مترقی ماه های اخیر بوده است.
ضروری است که جنبش زنان در تداوم حرکت «دختران خیابان انقلاب» گام های بلندی بردارد.

بخشی از زنان کرج و تهران
اسفند ۹۶
ارسالی به تریبونی برای زنان چپ
=========

گروه اتحاد بازنشستگان
«زنان نیمی از جهانند»

۸ مارس برابر با ۱۷ اسفند «روز جهانی زن» را به همه زنان ایران و جهان شاد باش می گوییم!

شاید تاریخ نوشته شده مبارزات زنان به بیش از ۲۰۰ سال نرسد، اما هزاران سال خشونت علیه زنان در تاریخ نانوشته جهان مدفون است. فرودستی زنان در تمامی عرصه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به دلیل وجود مردسالاری و سرمایه داری و آیین ها و سنن ضد زن، تولید و بازتولید می شود. مبارزات زنان برای کمرنگ کردن این تبعیضات دستاوردهای عظیمی داشته است. اما تا رهایی کامل زنان فاصله بسیار است.
زنان در عرصه اقتصاد و دانش و فن آوری به رشد و بالندگی رسیدند. در حیطه آموزش دانشگاهی خط بطلانی کشیدند بر یاوه گویی هایی که عقل زنان را کمتر از مردان می بینند و هنر را در اختیار بیان آزادگی خود گرفتند. هر فضایی راکه از او به عنوان «جنس ضعیف و نرم خو و صبور» نام می برد، به چالش کشیدند.
زنان خود را مالک تن خود دانستند و اختیار کنترل آن را از مردانی گرفتند که بدن زن را صرفا ابزاری برای تولید نسل و یا کامجویی قلمداد می کردند.
راه بسیار سخت و نا همواریست، موانع بسیارند؛ تهدید به زندان و اسید پاشی و توهین و تحقیر همچنان شلاق بر پیکر زنانی فرود می آید که فرودستی را بر نمی تابند و فریاد رهایی را سر می دهند.
زنان بازنشسته در کنار رنج و زحمت ۳۰ سال کار در بیرون از خانه، سختی «کار خانگی» را نیز بر دوش حمل کردند (همچون دیگر خواهران خود). آنان در محیط کار، جامعه، درون خانواده، در خیابان و مجامع با انواع تبعیض ها مواجه شدند که بخش اعظمی از آن در رابطه با گستره کار خانگی و عرصه اجتماعی همچنان ادامه دارد… زنان کارگر ۳۰ سال در محیط کاری غیر بهداشتی و نمور و با حداقلی از دستمزد شیره جانشان را به کارفرما فروختند. معلمان و پرستاران و کارمندان بخش های گوناگون هم با انواع کنترل ها به لحاظ «پوشش و رفتار منطبق بر شرع» هر آن زیر تهدید و اخطار قرار داشتند.
اکنون هم می بینیم که زنان بازنشسته برای کسب حقوق پایمال شده شان در سنگر مطالبه خواهی چه حضور درخشانی دارند و دمی از مبارزه دست بر نمی دارند… در هر تجمع اعتراضی اعم از معلمان و کارگران و پرستاران و همه دستمزد بگیران چهره مصمم زنان بازنشسته آشکار است!
ما با شناخت هر چه بیشتر از عوامل فرودستی زنان و مقابله با آنها و با حمایت از مقاومت های گوناگون زنان و دخترانمان، آینده ای روشن و به دور از خشونت را بر پرده زندگی نقاشی خواهیم کرد. ما انواع بهره کشی ها در محیط کار و خانواده را جز به نفع رویکردهای سلطه جو نمی بینیم. به اعتقاد ما «رهایی زنان بخشی از رهایی جامعه است.»

«گروه اتحاد بازنشستگان»
۹۶/۱۲/۱۷
==========
فراخوان تجمع ۸ مارس

زنان و مردان
خواستار
رهایی، عدالت و برابری

۸ مارس نزدیک است، روزی که زنان در تمام جهان علیه نابرابری و برای دستیابی به شرایطی انسانی‌تر مبارزه می‌کنند. مبارزه‌ای که در طول سال‌ها گرچه ثمرات فراوانی داشته است، اما هنوز تا تحقق برابری راهی طولانی در پیش دارد.

سال‌های اخیر که نظام سرمایه بار بحران خود را بیش از پیش بر دوش زنان گذاشته است، شاهد سخت‌تر شدن زندگی زنان در سراسر جهان هستیم. صاحبان قدرت و ثروت با تشدید استثمار همه‌جانبهٔ زنان سعی در گذر از این بحران دارند، اما خواهران ما با قدرتی دو چندان‌ در هر گوشهٔ جهان به پا خاسته¬‌اند‌ و در هر فرصتی فریاد اعتراض خود را سر داده‌اند.

زنان ایران نیز سال‌هاست در چنبرهٔ انواع تبعیض‌ها و نابرابری‌ها گرفتار آمده‌اند، قوانین نابرابر در ازدواج، طلاق، ارث و … از زنان شهروندانی درجه دو ساخته‌ است. در برابر خشونت خانوادگی و آزار خیابانی از هیچ حمایت قانونی‌ای برخوردار نیستند. هر بار به بهانه‌ای حق مالکیت بر بدن‌هایشان نادیده گرفته می‌شود؛ گاه با حجاب اجباری، گاه با ایجاد محدودیت و ممنوعیت در دسترسی رایگان به وسایل پیشگیری از بارداری و …

به همهٔ این تبعیض‌ها باید شرایط نابسامان اقتصادی را افزود. زنان آسیب‌های زیادی از سیاست‌های اقتصادی نئولیبرالیستی از جمله خصوصی‌سازی دیده‌اند. از جمله نتایج این سیاست‌ها حذف روزافزون زنان از بخش رسمی بازار کار و راندن آنان به سوی بخش غیررسمی بوده است. بیش از نیمی از زنان بدون قرارداد یا با قراردادهای موقت و دستمزدهای بسیار اندک مشغول به ‌کارند و از حداقل حقوق قانونی محروم‌¬اند. بخش زیادی از این کارگران غیررسمی را مهاجران تشکیل می‎دهند که در مقابل روابط بهره‌کشانهٔ کار آسیب‌پذیرترند. زنان شاغل در بخش رسمی نیز با عدم امنیت شغلی، نظارت‌های نفس‌گیر بر پوشش و رفتار خود، محدود کردن خدمات عمومی – نظیر مهدکودک پس از بارداری- و موانع سرسخت بر سر راه پیشرفت شغلی‌شان مواجهند. از سوی دیگر نرخ بیکاری زنان به دو برابر مردان رسیده است، موج بیکاری در میان زنان تحصیل‌کرده به مراتب بیشتر است و در موارد بسیاری شرایط جنسیت‌زده‌ای چون وضعیت تأهل، سن و ‌ظاهر به شرایط گزینش شغلی اضافه می‌شود. گذشتن از این سد، پایان دشواری‌ها نیست، زنان پس از استخدام نیز با موانع دیگری چون عدم امنیت شغلی و آزارهای جنسی در محیط کار دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

تاریخچهٔ مبارزات زنان در ایران نشان می‌دهد آنها هرگز پذیرندگان خاموشِ نابرابری و بی‌عدالتی نبوده‌اند. زنان نه تنها به شکل انفرادی برای بهبود زندگی شخصی خود کوشیده‌اند بلکه از هر فرصتی برای سازماندهی و مبارزهٔ جمعی بهره برده‌اند.

راه رهایی زنان از سلطهٔ مردسالاری، سرمایه‌داری و انواع سلطه‌های دیگر بسیار طولانی است. از همین رو، ما جمعی از فعالان جنبش زنان در ایران بار دیگر با تأکید بر حق خود بر خیابان‌های شهر گرد هم می‌آییم و اعتراض خود را به نابرابری، بی‌عدالتی و شرایط نامساعد زنان به‌ویژه در بازار کار ایران فریاد می‌زنیم.

ما زنان و مردان برابری‌خواه از همهٔ آنانی که برای دستیابی به جهانی عادلانه‌تر می‌کوشند، از تمامی کارگران، معلمان، پرستاران، مربیان پیش‌دبستانی، بازنشستگان، دانشجویان، زنان خانه‌دار و از همهٔ فعالان جنبش‌های اجتماعی می‌خواهیم تا در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۶ از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر در برابر وزارت کار در کنار ما بایستند.
===========
در خانه نمی مانیم
بیانیه جمعی از فعالان حقوق زنان به مناسبت ۸ مارس

جمعی از فعالان حقوق زنان با انتشار بیانیه‌ای به مناسبت هشت مارس، با انتقاد از سرکوب و به حاشیه راندن مطالبات زنان در ۴۰سال گذشته، حمایت خود را از هر حرکت فردی و گروهی که در روز پنجشنبه و در گرامی‌داشت روز جهانی زن صورت گیرد، اعلام کرده‌اند.
آنها در این بیانیه با طرح این موضوع که «در انباشت مطالباتی که ۴۰ سال شنیده نشد، سرکوب شد و به حاشیه رانده شده امروز کدام را فریاد بزنیم؟» گفته‌اند که می‌خواهند همین یک روز از سال را از خانه‌هایشان بیرون بیایند و در خیابان بمانند، در خیابان‌هایی که در آن انقلاب کردند، بمباران شدند، حق‌‌شان را خواستند و سرکوب شدند، بر صورت‌هایشان اسید پاشیدند، به جرم بدحجابی بازداشت شدند، روی سکوها ایستادند و با استخوان خرد شده به زندان رفتند و … .
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

در خانه نمی‌مانیم
هشتم مارس (۱۷ اسفند) روز ماست. روزی که هزاران خیابان، در هزاران شهر جهان تن به گام‌های زنان می‌سپارد. در خیابانی شادی و در خیابانی دیگر مشت‌های گره کرده زنان است که خود را در خاطره شهر ثبت می‌کند. زنان هنوز باید برای کوچک‌ترین حقوق خود بجنگند و هشتم مارس فرصتی است تا به یاد آریم راه‌مان تا رسیدن به جهان برابر چه قدر دشوار است.
امروز در هفدهم اسفند ۱۳۹۶ ما زنان دیگر نمی‌دانیم کدام مطالبه و کدام حق به ناحق گرفته شده‌مان را فریاد بزنیم. در انباشت مطالباتی که ۴۰ سال شنیده نشد، سرکوب شد و به حاشیه رانده شده امروز کدام را فریاد بزنیم؟
از حذف و به حاشیه راندن خود در فضاهای عمومی بگوییم یا از این حق بدیهی که باید بتوانیم خود پوششمان را انتخاب کنیم؟ از قوانین تبعیض‌آمیز بگوییم یا از فرهنگ رسمی که می‌‌خواهد با ستایش مادری، زنان را به ماشین فرزندآوری و فرزندپروری تقلیل دهد؟ از بازار کاری بگوییم که زنان در آن جایی ندارند، یا از نظام سیاسی که جایی برای زنان و سیاست زنانه ندارد؟ ما از اسفند ۵۷ تا اسفند ۹۶ هر بار به شکلی یکی از این نقدها را بیان کرده و این خواسته‌ها را پی گرفته‌ایم.
هر قدر نقد و مبارزه ما در دگرگونی جامعه ایران و تغییر باورهای آن موفق بوده، سیاست رسمی در برابر بدیهی‌ترین خواسته‌هایمان مقاومت کرده و کار را به جایی رسانده که امروز رسیدن ما به هر خواسته کوچک به معنی پرداخت هزینه سنگینی است که ناعادلانه بر ما تحمیل شده است.
امروز ما فقط یک چیز می‌خواهیم: می‌خواهیم همین یک روز از سال را از خانه‌هایمان بیرون بیاییم و در خیابان بمانیم. ما در همین خیابان‌ها مبارزه کردیم، در همین خیابان‌ها انقلاب کردیم، در همین شهرها بمباران شدیم، در همین خیابان‌ها حق‌مان را خواستیم و سرکوب شدیم، در همین خیابان‌ها بر صورت‌های ما اسید پاشیدند، در همین خیابان‌ها به جرم بدحجابی بازداشت شدیم، در همین خیابان‌ها روی سکوها ایستادیم و با استخوان خرد شده به زندان رفتیم، از همین خیابان‌ها گذر کردیم به وزرشگاه رفتیم و سر از بازداشتگاه درآوردیم و… ما در همین شهرها زندگی می‌کنیم٬ و می‌خواهیم روزمان را در خیابان‌های شهرهامان بگذرانیم.
ما از هر حرکت فردی و گروهی که در روز پنجشنبه و در گرامی‌داشت روز جهانی زن صورت گیرد حمایت می‌کنیم.
باید بتوانیم دست کم این یک روز از سال، شهر را مال خود بدانیم، در خیابان بمانیم و بی آنکه استخوان‌مان بشکند به خانه‌هایمان بازگردیم.

* طرح از میثم آقاسیدحسینی
برگرفته از سایت : اخبار روز
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=85269

==================
8 مارس امسال در ایران

نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور

در شرایطی به استقبال 8 مارس روز جهانی زن، روز مبارزه زنان علیه فقر ونابرابری، تبعیض و استبداد می رویم که که زمانی زیادی از یک خیزش مردمی نمی گذرد، هنوز زنان با شجاعت و جسارت با وجود سرکوبهای حکومت در صحنه اند . در ادامه این مبارزه ما شاهد حضور بی پروا و چشمگیر زنان و دخترانی هستیم که زنان و دختران خیابان انقلاب نام گرفته اند، آنها در خیابان، در سنگر مبارزه برای دستیابی به حقوق خود و برای دستیابی به آزادی به مبارزه برخاسته اند. آنان به » خیابان » آمده اند و با برگرفتن حجاب به حاکمان مرتجع نشان داده اند که ضمن اعتراض خود به چهل سال ستمی که بر آنها روا داشته شده، مبارزات پر صلابت خود را به مبارزات زنان در اسفند ماه ۵۷ علیه حجاب اجباری پیوند میدهند.
این اولین بار نیست که زنان آزاده برای مطالبات و خواسته هایشان به میدان می آیند، در طول سلطه ننگین جمهوری اسلامی زنان همیشه یک پای اصلی این مبارزه بوده اند. تلاش دختران جوان در شکستن تابوها و کلیشه های جنسیتی در جامعه، مبارزه زنان کارگر و خانواده های کارگری، تشکیل صندوق های همیاری زنان، مبارزه با قتل های ناموسی و… تنها بخشی از مبارزات زنان در زندگی روزمره برای دستیابی به بدیهی ترین حقوق سلب شده از ایشان است.
اما ستمی که به حد خود رسیده و فریاد زدن آن هر روز گسترده تر خواهد شد، فریاد زنان اسیر کار بدون مزد خانگی قربانی نابرابری فرصت های شغلی و بیکاری رو به افزایش است؛ حرکت و حضور زنان فرودستی است که به تنهایی سرپرست خانواده اند، زنان شاغل در کارگاه های زیر زمینی و زنان کارگر شاغل در کارگاههای کوچک 5 و 10نفره بدون پوشش قانون کار، بخش خدمات و کارهای پست خانگی که همواره در معرض سوء استفاده و تحقیر اند، زنانی که خیابان را به عنوان عرصه برای بیان مطالبات خود برگزیده اند مگر این فریادها به جز فریاد این زنان اند: زنان پرستار و معلمی که در بدترین شرایط استخدامی مشغول به کاراند، زنان کارگری که به بدترین شکل استثمار میشوند و گاه حتی نه تنها از حقوق بدیهی شغلی خود محرومند بلکه مورد آزار جنسی کارفرما قرار می گیرند، زنانی که برای امرار معاش روزانه خود و خانواده خویش ناگزیر از تن فروشی اند و در فقدان کامل امنیت و بی حقوقی مطلق و تحقیر دایمی قرار دارند و از جانب شرع، دستگاه های سرکوب و عاملان اینهمه نکبت و بدبختی مدام تحت تعقیب و محکوم به مرگ اند.
فریادی که بلند شده فریاد زنانی است که درفقر، فقدان کار، بیمه بیکاری و تامین اجتماعی گرفتارند، آنانی که به کار ارزان کم اهمیت یکنواخت و بدون امکان ارتقای مهارت و ارتقای شغلی مشغولند، این خروش و فریاد زن کارگر نیشکر هفت تپه است که در مقابل کارفرمایان و دولت کارفرما کوتاه نمی آید و همطبفه ایهایش را به مبارزه و مقاومت تشویق میکند، صدای زنانی که همدوش همسران کارگرشان به اعتراض و اعتصاب میپردازند و جاده ها را بر اوباشان و سرکوبگران سرمایه می بندند. فریاد مبارزات زنان زندانی همچون آتنا و ماهرخ است که با اعتصاب غذا و مقاومتشان پیامشان را به دیگر زندانیان میرسانند. فریاد مادران مبارز خاوران و پارک لاله است که با جمع شدن در مقابل زندان ها و دادگاه ها خواب راحت را از جنایتکاران سرمایه می ربایند. فریاد مبارزات دختران دانشجو، پرستاران، زنان بازنشسته ایی است که سالها است در صحنه مبارزه اند و هر بار مصمم تر به میدان آمده اند.
فریاد این زنان مبارز، فریاد انسانهایی است که طعم استثمار جنسی و طبقاتی را با تمام وجود خود لمس کرده اند، این فریادها بازتاب محرومیت‌هایی است که ریشه در مناسبات سرمایه داری دارد که بر اساس منافع اقتصادی طبقه‌ای خاص، روابط انسانی را شکل می‌دهند. در این نظام نابرابر زنان همواره با دیوار بلندی از عقاید، سنت‌ها و قوانین دولتی روبرو هستند که با پافشاری بر تولید، بازتولید و تداوم ارتجاع، استعدادها و توانایی‌های آنان را به سخره میگیرند. بهمین دلیل است، که این فریادها در کلیت خود، همت به نابودی نظام سرمایه داری بسته است و توهمی به این جناح و آن جناح درون حکومتی ندارد.
این جنبش به میدان آمده خودجوش که به اشکال مختلف به مبارزه ادامه میدهد، نیاز به متشکل شدن دارد. هر چند سمت وسوی گرفتن آن به آرامی صورت میگیرد. فراخوان دادن به برگزاری مراسم 8 مارس امسال بعد از 8 مارس 57 خود نقطه عطف مهمی در رشد و بدرجه ایی تشکل یابی جنبش زنان است. زنان کارگر که بخشی از جنبش زنان را تشکیل میدهند و بخشی از جنبش کارگری هستند، در این تشکل یابی نقش مهمی را ایفاء خواهند نمود. بویژه با تحرکهایی که در رابطه با برپائی مراسم 8 مارس امسال در پیش رو است و قطعنامه هایی با خواسته های پایه ای زنان مطرح شده، می تواند روند متشکل شدن را تسریع بخشد.


امروزه خواسته زنان در مبارزات، دستیابی به برابری کامل زن و مرد در همه عرصه‌های اقتصادی اجتماعی و دستیابی به حقوق انسانی می‌باشد. این خواسته‌ها تنها با محو مالکیت خصوصی و در سیستمی که مبتنی بر تولید و توزیع اجتماعی بوده و نفعی در استثمار زنان نداشته باشد می‌تواند تحقق یابد و تنها، جنبش کارگری است که می‌تواند چنین افقی را پیش روی زنان قرار دهد. مبارزه طبقاتی جنبش کارگری و رشد رو بجلو آن تنها می تواند تضمین کننده تحقق مطالبات زنان باشد.
روز جهانی 8 مارس ، پیش بسوی متشکل شدن و تقویت اتحاد جنبش زنان با جنبش کارگری در ایران.
4 مارس 2018
جنبش رزمنده زنان به پیش!
مرگ بر رژیم جمهوری اسلامی
پیروز باد سوسیالیسم
نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور
http://nahadha.blogspot.com
nhkommittehamahangi@gmail.com

============================

 اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

به مناسبت روز جهانی زن، ۸ مارس ۲۰۱۸

از برگزاری اولین مراسم روز زن در فوریه 1909 توسط حزب سوسیالیست آمریکا  در گرامی داشت  سال روز اعتصاب» اتحادیه جهانی زنان کارگر صنایع پوشاک» و سپس اعلام روز جهانی زن در کنفرانس زنان سوسیالیست در سال 1910 بیش از یک قرن می گذرد. مسئله زنان اما همچنان مسئله انسان است. تقرببا همه دست آوردها و پیش روی ها در عرصه برابری جنسیتی، در طول این قرن،  حاصل اراده، عزم و مبارزه مستمر و همیشگی جنبش زنان، جنبش کارگری و نیروهای آزادی خواه  برابری طلب بوده است.  به بیان دیگر، هر پیش روی در عرصه برابری حقوقی زنان، اساسا در مبارزه ای دائم ، شجاعانه و گاه خونین بر بورژوازی تحمیل شده است. طبقه سرمایه دار حاکم  تقریبا در همه  کشورها آنگاه نیز که مجبور به عقب نشینی شده، در اولین فرصت و در شرایطی که توازن قوای طبقاتی را به نفع خود ارزیابی کرده، برای باز پس گیری این دست آوردها تلاش کرده است. به این گونه، اکنون در انتهای دهه دوم قرن بیست ویکم، به رغم دستاورد های گرانبها درعرصه برابر حقوقی زنان، در جهان سرمایه داری (شامل کشوری پیشرفته در غرب)، زنان به نسبت های متفاوت، تنها به دلیل زن بودن تحت ستم قرار دارند. زنان در بسیاری مشاغل، در برابر کار برابر، دستمزد های کمتری دریافت می کنند، تبعیض شغلی و جلوگیری از ورود زنان به شغل های مدیریت و تصمیم گیری همچنان رایج است، زنان در محیط کارمعمولا توسط مدیران و کارفرمایان مورد آزار و یا تجاوز جنسی  قرار می گیرند.  افزون بر این ها، پیش برد سیاست اقتصادی موسوم به نئولیبرال طی چند دهه گذشته، از جمله کاهش و یا قطع خدمات رفاهی به ویژه خصوصی سازی مهد کودک ها باعث شده است که بسیاری از زنان به منظور مراقبت از فرزندان خرد سال خود به شغل های نیمه وقت با دستمزد و امنیت شغلی کمتر روی آورند. در کنار همه اینها زنان قربانی فرهنگ حاکم مرد سالار و اذیت و آزارهای جنسی و خشونت های خانگی و ناموسی قرار دارند.

در ایران تحت حاکمیت رژیم اسلامی، تبعیض جنسیتی و نقض و سرکوب حقوق زنان بخشی از هویت حکومت را تشکیل می دهد و در قوانین جاری رسمیت یافته است. طبق این قوانین ارتجاعی، زن نصف مرد نیز به حساب نمی آید و اصولا انسان شناخته نمی شود. زن ستیزی و سرکوب خشونت بار و افسار گیسخته علیه زنان در همان حال وسیله ای برای تشدید و تداوم اعمال خفقان بر کل جامعه بوده است. در عرصه کار و مشارکت اجتماعی نیز رژِیم اسلامی سیاست حذف و خانه نشین کردن زنان را دنبال کرده است. در نتیجه این سیاست ها، اکنون درصد اشتغال زنان در ایران در سطح دهه  1340 قرار دارد؛ یعنی در همان حدود 12 در صد باقی مانده  است. این میزان، کمتر از نصف  نرخ اشتغال در منطقه خاورمیانه است. بعلاوه زنان کارگر در بسیاری از بخش های خدماتی و تولیدی دستمزدهای کمتری در ازای کار برابردریافت می کنند.  بسیاری از زنان کارگر به ویژه در کارگاه ها و واحدی های خدماتی کوچک، دستمزد شان پایین تر از حداقل رسمی مزد است.

زنان در ایران  ایران اما قربانی خاموش سیاست های زن ستیز و ارتجاعی  جمهوری اسلامی نبوده اند بلکه در طول حاکمیت این رژیم برای  کسب حقوق برابر به اشکال و در سطوح مختلف شجاعانه مبارزه کرده اند .

امسال در آستانه گرامیداشت ۸مارس، روز جهانی زن، در ایران شاهد دور نوینی از مبارزه زنان بر علیه رژیم جمهوری اسلامی هستیم. جنبش زنان در این دوره بر بستر خیزش عمومی دی ماه مردم بر علیه رژیم و همزمان با این خیزش حرکت نوینی را آغاز کرد. زنان، به خصوص، جوانان، جسورانه در میادین شهرهای مختلف بر روی سکوها رفته، سرفراز ایستاده و حجاب هاشان را بر باد دادند و آشکارا به حجاب اجباری یعنی به یکی از ارکان اساسی ایدئولوژی رژیم اسلامی اعتراض کردند .علیرغم خشونت و سرکوب نیروهای انتظامی و آزار و زندانی کردن زنان معترض، این حرکت اعتراضی کماکان ادامه دارد، حرکتی که  به نام «دختران خیابان انقلاب» در ایران و جهان معروف شده است.

مبارزه علیه حجاب اجباری یکی از خواسته های مهم جنبش زنان و مبازرات برابری طلبانه و آزادیخواهانه در ایران بوده و هست و می بایست از جانب طبقه کارگر و دیگر جنبش های اجتماعی مترقی همچون جنبش دانشجویی مورد پشتیبانی قرار گیرد.

حجاب اجباری با فتوای خمینی زمانیکه اعلام کرد مهم‌ترین دستاورد انقلاب اسلامی حجاب است به زنان ایران مستبدانه تحمیل شد.  در مقابل این تعرض در روز جهانی زن به تاریخ ۸ مارس یا ۱۷ اسفند ۱۳۵۷دهها هزار زن به خیابان آمدند و شعار دادند: «آزادی زن، آزادی جامعه!» «آزادی نه شرقی است نه غربی، جهانی است»…. در صف مقابل تظاهرات زنان، دسته های حزب الهی بودند که شعار میدادند : «یا روسری یا تو سری». این نبرد از آن زمان آغاز شد و همچنان ادامه دارد، و مانند سایر حرکت‌های دیگر با اوج و خیزهایی در چهل سال گذشته همراه بوده است. هر ساله دهها هزار زن به جرم «بدحجابی» و یا عدم رعایت «مقررات اسلامی» بازداشت و زندانی شده و اذیت و آزار دیده اند. این علاوه بر تمامی قوانین و سنتهای زن ستیزی است که از خانواده تا خیابان تا مدرسه و دانشگاه و محیطهای کار ایران را تبدیل به یک شکنجه گاه و ستمکده برای زنان کرده است. واقعیت این است که اعتراض زنان در سال ۱۳۵۷ مورد پشتیبانی لازم و گسترده از طرف بسیاری نیروهای چپ و مترقی در آنزمان قرار نگرفت و کماکان یکی از ضعفهای جنبش کارگری و سوسیالسیتی ایران در خصوص عدم حمایت فعال و دائمی از مقاومت و مبارزات زنان و همچنین بطور مشخص زنان کارگر و وتهیدست جامعه بوده است.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران از مبارزه شجاعانه زنان خیابان انقلاب حمایت می کند و آنرا حرکتی نمادین و پیشرو می داند. ما این مبارزه را بخشی از خیزش سراسری علیه کلیت رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی و مبارزات توده های اعماق و کارگران و زحمتکشان ایران علیه استبداد و استثمار و برای برقراری جامعه آزاد و برابر در تمامی شئون دانسته و برای انعکاس گسترده و حمایت از آن خواهیم کوشید.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۵ مارس ۲۰۱۸

info@workers-iran.org

=======================
بیانیه ی شبکه ی همبستگی به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن

* هشت مارس روز جهانی زن بر همه زنان و مردان برابری خواه مبارک باد
* استمرار ۳۹ سال مبارزه زنان ایران با حکومت زن ستیز

درست چند هفته پس از سرنگونی نظام پادشاهی و روی کارآمدن دولت اسلامی در ایران، در اسفندماه سال ۱۳۵۷ و به مناسبت روز جهانی زن، در اعتراض به سخنان زن ستیزانه خمینی در مورد حجاب اجباری، دهها هزار تن از زنان ایران در تظاهرات ها و گردهمائی های باشکوه، نخستین اعتراض خود را با شعارهائی از قبیل: «ماانقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم» مخالفت خود را با اهداف بنیادگرایان اسلامی تازه به قدرت رسیده به نمایش گذاشتند.
در بیانیه ای که در آن روز انتشاریافت، زنان اندیشمند و مبارز ایران،خواسته های اساسی خود را از جمله اینگونه مطرح نموده بودند:
۱- ما زنان که دوش به دوش مردان وظایف اجتماعی خود را در قبال کشور انجام میدهیم و در خانه تربیت نسل آتی مملکت را برعهده داریم دارای اهلیت کامل هستیم و به حفظ شئون و شخصیت و شرافت خود وقوف کامل داریم و معتقدیم که عفت زن در فرم پوشش خاصی متجلی نمیشود.
۲- حق برخورداری مساوی با مردان از حقوق مدنی برای زنان کشور برسمیت شناخته شده و هرنوع تبعیضی دراین قانون و قوانین مربوط به حقوق خانواده از میان برداشته شود.
۳- حقوق سیاسی و اجتماعی و اقتصادی زنان بدون هیچ تبعیضی حفظ و تأمین گردد.
۴- هر نوع نابرابری بین زن و مرد در قوانین موضوعه مملکتی منجمله قانون کار و قوانین استخدامی کشور مرتفع گردد.
۵- برخورداری واقعی از آزادیهای اساسی، آزادی قلم، آزادی بیان، آزادی عقیده، آزادی شغل، آزادی اجتماعات برای زنان و مردان کشور تأمین گردد.

با گذشت بیشتر از ۳۹ سال از حکومت جمهوری اسلامی نه تنها هیچیک از حقوق و مطالباتی که زنان ایران در فردای قدرت گیری اسلام گرایان مطرح کردند برسمیت شناخته نشده است، بلکه حاکمان برای مقابله با مطالبات حقوق بشری زنان ایران توسل به هر خشونتی را درسرکوب زنان ایران مجاز شمرده اند. از توسل به اسید پاشی و شلاق زدن د رخیابان و زندان و شکنجه و اعدام زنان دگراندیش و مبارز گرفته تا حذف زنان ایران از بسیاری از صحنه های سیاسی و علمی و هنری و ورزشی، همه با هدف تبدیل زنان ایران به شهروند درجه دوم و به حاشیه راندان آنان انجام پذیرفته است.
اما علیرغم تمام فشارها و تبعیض های حکومت اسلامی، مبارزه زنان ایران برای کسب حقوق برابر و برچیده شدن قوانین زن ستیزانه و تبعیض آمیز تا کنون یک لحظه باز نایستاده است. حرکتی که این روزها تحت عنوان «دختران خیابان انقلاب» در مخالفت با حجاب اجباری در ایران جریان دارد نیز در ادامه ۳۹ سال مبارزه بی وقفه زنان ایران است برای کسب حقوق برابر و برچیدن قوانین تبعیض آمیز نظام جمهوری اسلامی. در این حرکت نمادین زنان با برداشتن روسری های خود در خیابان ها به حجاب اجباری اعتراض می کنند و تعدادی از آنها با برخورد های بسیار وحشیانه ماموران مواجه و دستگیر شده اند. «نیروی انتظامی تهران، جمعه چهارم اسفند اعلام کرده است که تشویق زنان به نداشتن حجاب مشمول بند دوم ماده ۶۳۹ قانون تعزیرات خواهد بود که یک تا ۱۰ سال حبس دارد و قابل تبدیل به مجازات جایگزین حبس نیست».
در روز جهانی زن ما نهادهای مدافع حقوق بشری یکبار دیگر توجه افکار عمومی جهان، شخصیت ها و نهادهای حافظ حقوق بشر در تمام کشورها را به حمایت از جنبش گسترده و ضد آپارتاید جنسی که زنان مبارز ایرانی ۳۹ سال است با تحمل زندان و شکجه و اعدام بر دوش میکشند جلب میکنیم و هشدار میدهیم که هم اکنون نیز تعدادی از فعالان زن در زندانها و شکنجه گاههای جمهوری اسلامی برای رسیدن به خواسته های طبیعی خود در اعتصاب غذاهای طولانی به سر می برند و با خطر مرگ و آسیب های جدی مواجه اند. از هر طریقی که ممکن است میبایستی به جمهوری اسلامی فشار وارد شود تا به رفتار ضد انسانی و ضد حقوق بشری خود در مورد زندانیان سیاسی و بویژه زندانیان زن خاتمه دهد. ما هم چنین خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمام «دختران خیابان انقلاب» هستیم.

شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران
برای ۸ مارس ۲۰۱۸

امضاء:
۱ – انجمن زنان ایرانی – مونترال
۲ – انجمن تئاتر ایران و آلمان ـ کلن
۳ – انجمن همبستگی ایرانیان – تگزاس
۴ – انجمن جمهوریخواهان ایران – پاریس
۵ – انجمن حقوق بشر و دموکراسی برای ایران – هامبورگ
۶ – بنیاد اسماعیل خویی
۷ – مادران پارک لاله ایران
۸ – حامیان مادران پارک لاله – دورتموند
۹ – حامیان مادران پارک لاله – هامبورگ
۱۰- حامیان مادران پارک لاله – فرزنو
۱۱- صدای موج آزادی – لندن
۱۲- شبکه همبستگی ملی فرزنو – کالیفرنیا
۱۳- فدراسیون اروپرس
۱۴- کانون مدافعان حقوق بشر کردستان
۱۵- کمیته مستقل ضد سرکوب شهروندان ایرانی – پاریس
۱۶- کمیته دفاع از حقوق بشر در ایران – شیکاگو
۱۷- کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
۱۸- مادران صلح مونترال
۱۹- نهاد «همه حقوق بشر، برای همه، در ایران»
۲۰- همبستگی برای حقوق بشر در ایران – کلگری
۲۱- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – مونترال
۲۲- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – نیویورک
۲۳- همبستگی جمهوری خواهان ایران (هجا) – لوس آنجلس

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s