در آستانه اول ماه مه ،روزجهانی کارگر؛ گفتگوی ایلنا با ناصر آقا جریفعال کارگری و عضو اتحادیه نیروی کار پروژه‌ای :

وبلاگ کارگری راه کارگر: ناصر آقا جری در آستانه روز جهانی کارگر مطرح کرد؛
میلیاردها تومان سرمایه چند نسل کارگر را مالک شدند/وضع کارگران قرارداد موقت در صنایع نفت «فاجعه‌بار» است
میلیاردها تومان سرمایه چند نسل کارگر را مالک شدند/وضع کارگران قرارداد موقت در صنایع نفت «فاجعه‌بار» است
ناصر آقاجری با اشاره به اتفاقات سال گذشته، تصاحب اموال سازمان تامین اجتماعی و نوسانات ارزی را دلایل تضعیف طبقه‌ی کارگر ایرانی دانست.

ناصر آقاجری (فعال کارگری و عضو اتحادیه نیروی کار پروژه‌ای) در آستانه اول ماه مه (روز جهانی کارگر) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در ارتباط با وضعیت فعلی طبقه کارگر ایرانی با اشاره به اتفاقات رخ داده و روند مطالبه‌گری در سال گذشته می‌گوید: سال پرچالشی را کارگران ایران پشت سر گذاشته‌اند. اعتراضات کارگری بی‌شماری را تجربه کردند ولی به‌صورت پراکنده که طبیعتاً برآیندی قابل توجه نمی‌تواند داشته باشد و از آنجا که «تشکل‌های مستقل کارگری» با وجود دهه‌ها مبارزه و ایستادگی هنوز پا نگرفته‌اند، جبهه متحدی برای فشار آوردن به طرف‌های مقابل وجود ندارد. از سوی دیگر در درون حاکمیت بدون تردید مناسبات نولیبرالیسم آن هم از نوع «هایکی» آن، با قدرت کاربردی می‌شود.

مناسبات «هایکی» خواهان قبضِ حقوق کارگر است

وی در تشریح این نوع مناسبات و خصیصه‌های آن می‌گوید: نوع «هایکی» نولیبرالی که در تیم مشاوران اقتصادی دولت و همچنین اقتصاددانان نزدیک به بدنه دولت، هواخواهان بی‌شمار دارد، به مناسبات تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی هایکی باور دارد و در عین حال خواستار «قبض» هرچه بیشتر حقوق اجتماعی طبقه‌ی کارگر است؛ براساس این اندیشه، نیروی کار در آخرین اولویت سیاست‌ورزانِ اقتصادی قرار می‌گیرد. برای معتقدان به این مناسبات، دوران طلایی، عصر زمامداری خانم تاچر در انگلیس و ریگان در آمریکا است.

منافع کارگران به کناری نهاده شد

این فعال کارگری ادامه می‌دهد: این نوع تفکراتِ دستِ راستی باعث شده است که برخلاف قاعده و عرفِ قوانین اساسی و قانون کار و بدون توجه به حدود شرعی و الزامات آن، منافع کارگران ایران به گونه یک استثنا به کناری نهاده شده و از کلیه مناسبات مدنی جامعه خارج شود؛ کارگر نه حقوق شهروندی دارد ونه هیچ حق دیگری. او ابزاری است زنده برای تولید، که درصد استهلاک آن نیز نباید محاسبه شود؛ گویی تنها وسیله ای یک بار مصرف است که بایستی تا صفر شدن حیات‌اش به تولید بپردازد.

یازدهم اردیبهشت یا همان اول ماه مه، روز «جشن جهانی» طبقه‌ی کارگر است؛ جشن و پایکوبی برای دستاوردهای کارگران و تشکل‌هایشان در صد سال اخیر؛ ناصر آقاجری اما معتقد است ما کارگران ایرانی در شرایط بسیار دشوار و پیچیده‌ای به استقبال این جشن جهانی می‌رویم؛ شرایطمان در کل دشوار است و این شرایط در برخی از مناطق مثل «مناطق آزاد و ویژه اقتصادی» به مراتب دشوارتر هم هست.

کارگران پروژه‌ای بسیاری بیکار شده‌اند

وی در ارتباط با این دیدگاه ادامه می‌دهد: در بخش کارگران قرارداد موقت در صنایع نفت و پتروشیمی جنوب، وضع فاجعه‌بار، شکل دیگری دارد؛ چون کارهای توسعه صنایع نفت به دلیل تحریم‌ها متوقف شده‌اند و بیش از دوسال است که پروژه‌های نفتی به صورت بسیار محدود کار می‌کنند، خیل بزرگی از کارگران بیکار شده‌اند. «آقایان کارآفرین» یا همان به اصطلاح پیمانکاران نیز به سبک دوران مک‌کارتیسم آمریکا با نگاه به «بلک لیست‌ها»، برخی را به کار می‌گیرند؛ در واقع آنهایی را به کار می‌گیرند که سابقه‌شان عاری از هر نوع اعتراض و انتقادی باشد و از این رو کارگران پروژه‌ای بسیاری بیکار شده‌اند و هر کدام در یک شهر به سر می‌برند و درآمدی ندارند که هزینه زندگی خانواده‌شان را پرداخت کنند.

میلیاردها تومان سرمایه‌ی چند نسل کارگر را مالک شدند

آقاجری بازهم تاکید می‌کند که امسال در «شرایط نامناسبی» به استقبال روز جهانی کارگر می‌رویم و می‌گوید: کارگران ایران همان‌هایی بودند که با حمایت از جنبش مردمی ۲۲ بهمن ۵۷ با قطع کردن گردن نظام سرمایه‌داری وابسته به امپریالیسم جهانی، باعث پیروزی انقلاب شدند ولی اینک خوشه‌چینان انقلاب آن را مصادره کرده‌اند و خود را صاحب انقلاب و انقلابی معرفی می‌کنند. به این ترتیب است که میلیاردها تومان سرمایه‌های چند نسل کارگری را به نام بند «ز» مالک می‌شوند؛ همانگونه که دولت پوپولیست قیلی بخش بزرگی از این اموال کارگران را بین «خودی‌های» خودشان تقسیم نمودند که محجوب (نماینده مجلس) این غارتگری را افشا کرد.

بازی با نرخ ارز، افزایش مزدی را بی‌اثر کرد

او ادامه می‌دهد: تلاش نمایندگان کارگران و فضای مطالبه‌گری اجتماعی باعث شد تا حداقل دستمزد امسال حدود ۲۰ درصد تایید شود ولی دولت که همه ابزار اقتصادی را در دستان خود دارد، با بازی با نرخ ارز بیش از ۳۰ درصد قدرت خرید کارگران و همه حقوق‌بگیران را پایین آورد. به واقع دولت بدون توجه به این واقعیت‌هایی که کشور را به ورطه بی‌ثباتی کشانده است، همچنان مناسبات اقتصادی تعدیل ساختاری و خصوصی‌سازی را، که سه دهه کاربردی کردن آن، نتوانسته چیزی فراتر از بحران اجتماعی – اقتصادی در کشور ایجاد نماید، کورکورانه دنبال می‌کند؛ از این رو کارگران چاره‌ای جز اتحاد و همدلی ندارند ؛ باید با بهره‌گیری از همه‌ی ابزار، حقوق قانونی خود را با جدیت هرچه بیشتر مطالبه کنند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s