دومقاله از دکتر محمد مالجو اقتصاد دان و محمد صفوی فعال کارگری :بمناسبت ۲۸ آپریل روز جهانی یادمان قربانیان حوادث کار و روز جهانی کارگر

وبلاگ کارگری راه کارگر : همه ساله سازمان بین المللی کار 28 آوریل (8 اردیبهشت) را روز جهانی ایمنی و بهداشت حرفه ای اعلام نموده و برنامه های ويژه ای را در این خصوص اجرا می نماید.در سال جاری شعاری که از طرف سازمان بین المللی کار در این خصوص اعلام گردید، ایمنی و بهداشت در استفاده از مواد شیمیایی در محیط کار «Safety and Health in the use of Chemicals at work » می باشد. سازمان بین‌المللی کار (ILO) از سال ۲۰۰۳ باهدف پیشگیری از حوادث و بیماری‌های شغلی مراسمی را در روز 28 آوریل برگزار می‌کند. روز جهانی ایمنی و سلامت شغلی درواقع یک فعالیت سالیانه بین‌المللی برای نهادینه کردن کار سالم و ایمن در سرتاسر جهان است. برگزاری این مراسم یک بخش مهم از استراتژی‌های جهانی سازمان بین‌المللی کار برای ارتقای ایمنی و سلامت شغلی در همه محیط‌های کاری است که باعث ارتقای آگاهی‌های مردم و همچنین افزایش امنیت و سلامت در محیط کار می‌شود.


برای کارگران ایران حوادث حین کار ، به مثابه جهنمی است که هر روزه بر جان و امنیت شغلی کارگران فرود می اید . در ایران هر روزه بین 6 تا 7 حادثه به ثبت رسیده کارگران حین کار را شاهدیم . انخاب این مقاله در وبلاگ کارگری راه کارگر به نشانه توجه به وضعیت کارگران ایران درعرصه حوادث حین کار را ر آستانه اول ماه مه بیان میدارد .

به مناسبت اول ماه مه، یازدهم اردی‌بهشت، روز جهانی کارگر
حادثه‌دیدگان و فوت‌شدگانِ ناشی از کار در ایران
محمد مالجو

برگرفته از سایت : نقد اقتصاد سیاسی 

صاحبان کسب‌وکار در جامه‌ی بخش‌های خصوصی و دولتی و شبه‌دولتی طی سال‌های اخیر، در شرایطی که امکانات تصاحب به‌مدد سلب‌مالکیت از راه تعدی اقتصادی رو به کاهش گذاشته است، بیش‌از‌پیش با تب‌وتاب فراوان درصدد تشدید نرخ استثمار اقتصادیِ نیروهای کار در محل کار برآمده‌اند. اما گرایش‌شان به تشدید نرخ استثمار اقتصادی در وضعیتی تقویت شده است که، در بحبوحه‌ی مخاطره‌های سیاسیِ تشدید بحران اختلال در بازتولید اجتماعی نیروی کار، ظرفیت‌های تاریخی برای افزایش نرخ استخراج ارزش اضافی مطلق در نظام سرمایه‌دارانه‌ی ایران رو به کاهش گذاشته است، آن‌هم در اثر کسادی اقتصادی و تحریم‌های بین‌المللی و سایر عواملی که اقتصاد ایران را در چنبره‌ی نوعی رکود بی‌انتها به دام انداخته‌اند. ازاین‌رو در چند سال گذشته با امواج جدیدی از دگرگونی‌ها برای استخراج فزاینده‌ترِ ارزش اضافی نسبی در اقتصاد ایران مواجه بوده‌ایم. یکی از مصداق‌های چنین امواج جدیدی عبارت است از کاهش چشمگیر در ایمنی محل کار که به احتمال قوی از کاهش هزینه‌هایی که انواع کارفرمایان باید برای ایمن‌سازی محل کار متقبل شوند سرچشمه می‌گیرد، آن‌هم به قیمت افزایش چشمگیر در نرخ وقوع سوانح شغلی در حین کار. در مقاله‌ی حاضر دو هدف را دنبال می‌کنم. ابتدا همین ادعا را در آینه‌ی آمار رسمی کشور درباره‌ی افزایش نرخ‌های حادثه‌دیدگی و فوت‌شدگی در محل کار مستند می‌کنم و سپس استدلال خواهم کرد که مطالبه‌ی ارتقای ایمنی محل کار گرچه از منظر اصولی در زمره‌ی اصلی‌ترین اولویت‌های نیروهای کار جای دارد اما از منظر سیاسی باید فرعِ بر چهار مطالبه‌ی کلیدی دیگری باشد که در جای خود برمی‌شمرم.

منبع داده‌های آماری

مجموعه‌ی نظام آماری در ایران از حیث دربرگیری داده‌های مرتبط با سوانحِ ناشی از کار هرگز غنی نبوده است. سه سازمان، بیش از هر نهاد دیگری، مسئول جمع‌آوری چنین داده‌هایی بوده‌اند: سازمان تأمین اجتماعی، سازمان آتش‌نشانی، سازمان پزشکی قانونی کشور. سازمان تأمین اجتماعی صرفاً آن بخش از سوانح، از جمله سوانحِ ناشی از کار، را ثبت می‌کند که به بیمه‌شدگان‌اش مربوط باشند و سوانحِ شغلیِ فاقدانِ پوششِ بیمه‌ای را دربرنمی‌گیرد. سازمان آتش‌نشانی نیز فقط آن دسته از سوانحِ شغلی را ثبت می‌کند که در مقطع زمانی وقوع‌شان به خودِ این سازمان احاله می‌شوند و سایر مواردی را که محل رجوع‌اش قرار نمی‌گیرند پوشش نمی‌دهد. در بستر این نوع فقر گسترده‌ی اطلاعاتی است که مرکز آمار و اطلاعات راهبردیِ وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی با اتکا بر داده‌های سازمان پزشکی قانونی برای نخستین بار به تهیه و پردازش داده‌هایی سراسری درباره‌ی سوانح شغلی مبادرت کرده است. مجموعه‌ی داده‌هایی که از این رهگذر عرضه شده است کماکان فاقد اطلاعاتی کلیدی درباره‌ی سوانح شغلی است: نوع کارگاه یا بنگاه یا واحد اقتصادیِ محل وقوع حادثه، نوع مالکیت‌ و اندازه و جنس فعالیت اقتصادی واحدهای مربوطه، محل وقوع سانحه از حیث جای‌گیری در شهر یا روستا، سن و شغل و رده‌ی شغلی حادثه‌دیدگان و فوت‌شدگانِ ناشی از کار، میزان آسیب‌دیدگی و نوع اندام‌های آسیب‌دیده‌ی حادثه‌دیدگان، علل وقوع سانحه‌ی ناشی از کار، فقط چند نمونه از کلیدی‌ترین اطلاعات در این زمینه‌هاست. به‌رغم این کسری‌های اطلاعاتی، گزارش «حوادث ناشی از کار در آینه‌ی آمار»[1] گسترده‌ترین داده‌هایی از این نوع به شمار می‌رود که تاکنون در این زمینه در ایران به انتشار رسیده است. بخش عمده‌ی این داده‌ها به حدفاصل سال‌های 1389 الی 1392 مربوط است، دوره‌ای که ازقضا در اثر اصابت شدید تحریم‌های بین‌المللی به اقتصاد ایران عملاً با یکی از عمیق‌ترین ادوار کسادی اقتصادی و ازاین‌رو کاهش چشمگیر حجم فعالیت‌های اقتصادی در اقتصاد ایران مقارن بوده است و ازاین‌رو انتظار می‌رفته است که، با فرض ثبات سایر شرایط، سوانح شغلی نیز رو به کاهش بگذارند اما، به قراری که داده‌های وزارت کار نشان می‌دهند، قضیه دقیقاً معکوس شده است.

حادثه‌دیدگانِ ناشی از کار

در نمودار شماره‌ی یک متوسط روزانه‌ی تعداد حادثه‌دیدگانِ ناشی از کار در کل کشور طی سال‌های 1389 الی 1392 ملاحظه می‌شود. منظور از حادثه‌ی ناشی از کار عبارت است از هر گونه اتفاقی که در اثر شرایط ناامن یا بدطراحی‌شده یا نامناسب در فرآیند تولید یا روند کار به وقوع می‌پیوندد و به حادثه‌دیدگی می‌انجامد. بر طبق نمودار یک، این رقم در کل کشور با رشدی چشمگیر از روزانه 58.3 در سال 1389 به 80.1 در سال 1392 افزایش یافته است، آن‌هم به‌موازاتی که رقم درآمد ملی به قیمت‌های ثابت از 735322 میلیارد ریال در سال 1389 به 455526 میلیارد ریال در سال 1392 کاهش یافته است.[2] به عبارت دیگر، تعداد حادثه‌دیدگی طی سال‌های 1389 الی 1392 در حالی تقریباً 37 درصد افزایش یافته است که درآمد ملی واقعی در همین دوره تقریباً 35 درصد کاهش یافته است. درواقع، تعداد حادثه‌دیدگی در محل کار در شرایطی رو به افزایش گذاشته است که میزان کار و فعالیت دچار کاهش شده است.

 

 

 

 

 

 

نمودار دو متوسط تعداد روزانه‌ی تعداد حادثه‌دیدگانِ ناشی از کار در کل کشور را به تفکیک جنس طی سال‌های 1389 الی 1392 نشان می‌دهد. بر اساس این نمودار، طی این دوره مردان به‌طور متوسط 24 برابر بیش‌تر از زنان دچار حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار شده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار سه تعداد حادثه‌دیدگانِ ناشی از کار را به تفکیک استان طی سال‌های 1389 الی 1392 نشان می‌دهد. اگر تعداد حادثه‌دیدگانِ ناشی از کار در سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که بیش‌ترین تعداد حادثه‌دیدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از تهران (3315 مورد)، اصفهان (2477 مورد)، خراسان رضوی (1728 مورد)، خوزستان (1406 مورد)، و فارس (1394 مورد). به همین قیاس، اگر کماکان سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که کم‌ترین تعداد حادثه‌دیدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از کهگیلویه و بویراحمد (93 مورد)، سیستان و بلوچستان (118 مورد)، خراسان شمالی (165 مورد)، خراسان جنوبی (180 مورد) و چهارمحال و بختیاری (245 مورد). بیش‌ترین تعداد حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار طی این دوره در سال 1391 در استان تهران به وقوع پیوسته است: 4892 مورد. بااین‌حال، این نوع رتبه‌بندی به‌هیچ‌وجه تصویر درستی از درجه‌ی ایمنی محل کار در هر استان به دست نمی‌دهد زیرا انتظار می‌رود هرچه سهم ارزش افزوده‌ی تولیدشده‌ی یک استان از محصول ناخالص داخلی و نیز سهم جمعیت شاغل در یک استان از جمعیت شاغل کل کشور بیش‌تر باشد، با فرض ثبات سایر شرایط، بر تعداد حادثه‌دیدگانِ حین کار در آن استان نیز افزوده شود. از باب نمونه، وقتی سهم ارزش افزوده‌ی تولیدشده‌ی استان‌های تهران و کهگیلویه و بویراحمد از کل محصول ناخالص داخلی در سال 1389 به‌ترتیب حدوداً 27 درصد و 2 درصد بوده است،[3]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتظار می‌رود تعداد حادثه‌دیدگانِ ناشی از کار در استان تهران نیز تا حدی متناسباً بیش‌تر از استان کهگیلویه و بویراحمد باشد. ازاین‌رو اگر قرار باشد به رتبه‌بندی دقیق‌تری از درجه‌ی ایمنی محل کار در هر استان دست یافت باید هم سهم ارزش افزوده‌ی تولید‌شده‌ی هر استان از ارزش افزوده‌ی تولیدشده‌ی کل کشور در نظر گرفته شود و هم سهم جمعیت شاغل در هر استان از جمعیت شاغل در کل کشور. در داده‌های مرکز آمار و اطلاعات راهبردیِ وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی درباره‌ی تعداد حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار به‌هیچ‌وجه نخستین ملاحظه در نظر گرفته نشده اما دومین ملاحظه به حساب آمده است. این دومین ملاحظه در نمودار چهار به حساب آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار چهار نرخ حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار در هر ده‌هزار نفر شاغل را به تفکیک استان طی سال‌های 1389 الی 1391 نشان می‌دهد. اگر نرخ حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار در سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که بیش‌ترین نرخ حادثه‌دیدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از قم (22.4)، سمنان (21.3)، ایلام (18.8)، اصفهان (17.2)، و یزد (16.7). استان تهران با این ملاحظه به رتبه‌ی 24 دست می‌یابد. به همین قیاس، اگر کماکان سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که کم‌ترین تعداد حادثه‌دیدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از سیستان و بلوچستان (2.6)، کرمان (5.3)، گیلان (6.9)، کهگیلویه و بویراحمد (6.9)، و همدان (7). بیش‌ترین نرخ حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار طی این دوره در سال 1391 در استان بوشهر به وقوع پیوسته است: 42 حادثه‌دیده از هر ده‌هزار نفر شاغل.

فوت‌شدگانِ ناشی از کار

در نمودار پنج متوسط روزانه‌ی تعداد فوت‌شدگانِ ناشی از کار در کل کشور طی سال‌های 1383 الی 1392 ملاحظه می‌شود. بر طبق این نمودار، این رقم در کل کشور با رشدی چشمگیر از روزانه 1.9 نفر در سال 1383 به 5.5 نفر در سال 1392 افزایش یافته است، آن‌هم در شرایطی که درآمد ملی واقعی طی بخش اعظمی از این دوره رو به کاهش داشته است. به عبارت دیگر، مثل نرخ حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار، تعداد متوسط روزانه‌ی فوت‌شدگیِ ناشی از کار نیز در شرایطی رو به افزایش گذاشته است که میزان کار و فعالیت طی بخش اعظمی از این دوره رو به کاهش بوده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار شش تعداد فوت‌شدگانِ ناشی از کار را به تفکیک استان طی سال‌های 1389 الی 1392 نشان می‌دهد. اگر تعداد فوت‌شدگانِ ناشی از کار در سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که بیش‌ترین تعداد فوت‌شدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از تهران (204 نفر)، اصفهان (150 نفر)، فارس (109 نفر)، آذربایجان شرقی (105 نفر)، و هرمزگان (61 نفر). به همین قیاس، اگر کماکان سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که کم‌ترین تعداد فوت‌شدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از ایلام (5 نفر)، خراسان شمالی (6 نفر)، کهگیلویه و بویراحمد (7 نفر)، بوشهر (8 نفر)، و خراسان جنوبی (10 نفر). بیش‌ترین تعداد فوت‌شدگیِ ناشی از کار طی این دوره در سال 1392 در استان تهران به وقوع پیوسته است: 488 نفر. بااین‌حال، مثل نمونه‌ی تعداد حادثه‌دیدگیِ ناشی از کار، این نوع رتبه‌بندی به‌هیچ‌وجه تصویر درستی از درجه‌ی ایمنی محل کار در هر استان به دست نمی‌دهد زیرا انتظار می‌رود هر چه سهم ارزش افزوده‌ی تولیدشده‌ی یک استان از محصول ناخالص داخلی و نیز سهم جمعیت شاغل در یک استان از جمعیت شاغل کل کشور بیش‌تر باشد، با فرض ثبات سایر شرایط، بر تعداد فوت‌شدگانِ حین کار در آن استان نیز افزوده شود. ازاین‌رو اگر بنا باشد به رتبه‌بندی دقیق‌تری از درجه‌ی ایمنی محل کار در هر استان دست یافت باید هم سهم ارزش افزوده‌ی تولید‌شده‌ی هر استان از ارزش افزوده‌ی تولیدشده‌ی کل کشور در نظر گرفته شود و هم سهم جمعیت شاغل در هر استان از جمعیت شاغل در کل کشور. در داده‌های مرکز آمار و اطلاعات راهبردیِ وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی درباره‌ی نرخ فوت‌شدگیِ ناشی از کار به‌هیچ‌وجه نخستین ملاحظه در نظر گرفته نشده اما دومین ملاحظه به حساب آمده است. این دومین ملاحظه در نمودار هفت گنجانده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار هفت نرخ فوت‌شدگیِ ناشی از کار در هر صد‌هزار نفر شاغل را به تفکیک استان طی سال‌های 1389 الی 1391 نشان می‌دهد. اگر نرخ فوت‌شدگیِ ناشی از کار در سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که بیش‌ترین نرخ حادثه‌دیدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از سمنان (23.1)، هرمزگان (19.1)، یزد (16.4) قم (11.6)، و اصفهان (10.4). استان تهران با این ملاحظه به رتبه‌ی 20 دست می‌یابد. به همین قیاس، اگر کماکان سال 1389 را ملاک قرار دهیم، پنج استانی که کم‌ترین تعداد حادثه‌دیدگی را داشته‌اند به‌ترتیب عبارت بوده‌اند از خراسان رضوی (2)، خراسان شمالی (2.9)، مازندران (2.9)، ایلام (3.3)، و بوشهر (3.4). بیش‌ترین نرخ فوت‌شدگیِ ناشی از کار طی این دوره در سال 1391 در استان بوشهر به وقوع پیوسته است: 23.3 نفر فوت‌شده از هر صدهزار نفر شاغل.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار هشت فراوانی علل فوت‌شدگی ناشی از کار را بر حسب تعداد در کل کشور طی سال‌های 1389 الی 1392 نشان می‌دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هم‌چنین بر طبق نمودار نُه نیز که فراوانی نسبی علل فوت‌شدگی در حین کار را طی کل دوره نشان می‌دهد، سقوط از بلندی با 42 درصد، برخورد جسم سخت با 24 درصد، برق‌گرفتگی با 11 درصد، سوختگی با 8 درصد و کمبود اکسیژن با 3 درصد اصلی‌ترین علت‌های فوت‌شدگیِ ناشی از کار در سراسر سال‌های حدفاصل 1389 و 1392 بوده‌اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موخره

ایمنی محل کار یکی از مولفه‌های تعیین‌کننده‌ی شرایط کاری نیروهای کار است، آن‌هم در کنار سایر مولفه‌هایی نظیر امنیت شغلی، سطح حقوق و دستمزدها، میزان ساعات کاری، شدت کار، میزان پرداخت انواع حق‌بیمه‌ها، میزان مرخصی‌ها، میزان دسترسی به انواع خدمات تأمین اجتماعی، درجه‌ی انتفاع از قانون کار، کیفیت و کمیت و قیمت تغذیه در محل کار، نوع قراردادهای کاری، میزان دریافتی‌های غیرنقدی، سن بازنشستگی، زمان‌بندی دریافت حقوق و دستمزدها، وضعیت اسکان، و غیره. این مولفه‌ها در پیوند با یک‌دیگر، سرجمع، شرایط کاریِ نیروهای کار را تا حد زیادی تعیّن می‌بخشند. شرایط کاری، به‌نوبه‌ی‌خود، از اصلی‌ترین عوامل تأثیرگذار بر مولفه‌های گوناگون شرایط زیستیِ خانواده‌های نیروهای کار است، مولفه‌هایی چون بهداشت و سلامت و درمان و آموزش و فراغت و مسکن و ازدواج و تغذیه و قدرت خرید انواع کالاها و غیره. از میان انواع مولفه‌های تعیین‌کننده‌ی شرایط کاریِ نیروهای کار یقیناً ایمنی محل کار است که بیش‌ترین و فوری‌ترین و دیرپاترین و بی‌واسطه‌ترین تأثیر را بر شرایط زیستیِ خانواده‌های نیروهای کار بر جای می‌گذارد، هرچند، در قیاس با دامنه‌ی تأثیرگذاری سایر مولفه‌های تعیین‌کننده‌ی شرایط کاری، بر بخش به‌مراتب محدودتر و کوچک‌تری از خانواده‌های نیروهای کار، یعنی عمدتاً بر خانواده‌هایی که سرپرست‌شان دچار سانحه‌ی شغلی شده است. به‌ عبارت دیگر، افتِ ایمنی محل کار گرچه شرایط زیستیِ دامنه‌ی کوچک‌تری از خانواده‌های نیروهای کار را متأثر می‌سازد اما تأثیرگذاری‌اش از شدت و عمق و دوامِ به‌مراتب بیش‌تری برخوردار است. بنابراین، اگر از منظری اصولی به اهمیت مولفه‌ی ایمنی محل کار بنگریم، مطالبه‌ی ارتقای ایمنی محل کار باید در زمره‌ی مطالبات صدرنشینِ نیروهای کارگری برای بهبود شرایط کاری و زیستی‌شان قرار گیرد.

بااین‌حال، اگر نه از منظر اصولی بلکه از زاویه‌ی نوع توازن قوا میان نیروهای کارگری و سایر طرف‌ها در وضعیت امروز به اهمیت سیاسیِ مطالبه‌ی ارتقای ایمنیِ محل کار بنگریم قضیه تا حد زیادی فرق می‌کند. چنان‌چه با تمرکز بر معیار توازن قوا از منظر سیاسی بنگریم، مطالبه‌ی ارتقای ایمنی محل کار به‌لحاظ تحلیلی باید فرعِ بر چهار مطالبه‌ی کلیدی‌تر در زمینه‌ی شرایط کاریِ نیروهای کار باشد. این نتیجه را از دو مقدمه استنتاج می‌کنم. ابتدا نخستین مقدمه را شرح دهم. با فرض ثبات سطح توسعه‌ی نیروهای تولیدی، مولفه‌ی ایمنی محل کار عمدتاً مولفه‌ای مشتق است و تابعِ توان چانه‌زنی فردی و جمعیِ نیروهای کار در برابر دولت و کارفرمایانِ بخش‌های خصوصی و دولتی و شبه‌دولتی. به عبارت دیگر، اگر سطح توسعه‌ی نیروهای تولیدی را مفروض بگیریم، هر قدر توان چانه‌زنیِ نیروهای کار بیش‌تر باشد، نیروهای کار می‌توانند متناسباً به‌طور متوسط از سطح بالاتری از ایمنی محل کار نیز برخوردار باشند. به بیانی باز هم متفاوت، عللِ نه فنی بلکه سیاسیِ کاهش چشمگیر سطح ایمنی محل کار و ازاین‌رو افزایش چشمگیر نرخ‌های حادثه‌دیدگی و فوت‌شدگیِ ناشی از کار را باید در روند کاهنده‌ی توان چانه‌زنیِ فردی و جمعیِ نیروهای کار در بازار کار و محل کار جست‌وجو کرد. می‌رسم به دومین فرض. بنا بر مباحث مستوفایی که طی چند سال گذشته در نوشته‌ها و گفته‌های خودم به‌دفعات پیش کشیده‌ام، اصلی‌ترین علل روند کاهنده‌ی توان چانه‌زنیِ نیروهای کار طی سال‌های پس از جنگِ هشت‌ساله در اتخاذ چهار خط‌مشیِ دولتی در زمینه‌ی مناسبات کارفرمایان با نیروهای کار ریشه دارد: موقتی‌سازی قراردادهای کاری، نقش‌آفرینی شرکت‌های پیمانکاریِ تأمین نیروی انسانی، خروج بخش‌های گسترده‌ای از انواع نیروهای کار از شمول برخی مواد یا کل مواد قانون کار، و رویکرد تشکل‌ستیزانه‌ی دولت به تشکل‌یابی مستقلانه‌ی نیروهای کار. از این دو مقدمه می‌توان نتیجه گرفت که مطالبه‌ی ارتقای ایمنی محل کار به‌لحاظ تحلیلی باید فرعِ بر چهار مطالبه‌ی کلیدی در خلال انواع تحرکات کارگری باشد: یکم، مطالبه‌ی دائمی‌سازی قراردادهای کاری در مشاغلی که سرشت غیردائمی ندارند؛ دوم، مطالبه‌ی انحلال شرکت‌های پیمانکاری تأمین نیروی انسانی؛ سوم، مطالبه‌ی برخورداری نیروهای کار از شمولیت قانون کار؛ و چهارم، مطالبه‌ی به‌رسمیت‌شناسی حق تشکل‌یابی مستقلانه‌ی نیروهای کار.

بااین‌حال، باید در نظر داشت که علل موجده‌ی کاهش توان چانه‌زنیِ نیروهای کار گرچه هر کدام به‌ سهم خودشان زمینه‌ساز وضعیت‌هایی‌اند که محمل بروز حادثه‌ها هستند اما مستقیماً و بی‌واسطه حادثه‌ساز نیستند. در شرایطی که نیروهای کار عمدتاً نامتشکل‌اند، غالباًً نه وضعیت‌های محملِ بروز حادثه‌ها بلکه دقیقاً خود حادثه‌ها در محل کار‌ هستند که تحرکات کارگری خودانگیخته را پدید می‌آورند، حادثه‌هایی نظیر حقوق معوقه، اخراج‌های گسترده، افزایش ناگهانی ساعات کاریِ موظف، کاهش چشمگیر کیفیت غذا در محل کار، افزایش چشمگیر قیمت غذا در محل کار، قطع دریافتی‌های غیرنقدی متعارف، افزایش ناگهانی سن بازنشستگی، سوانح شغلی در ابعادی وسیع، و غیره. حادثه‌ها می‌توانند نقطه‌ی عزیمت تحرکات کارگری باشند، اما آن دسته از تحرکات کارگری که مطالبه‌ی اصلی‌شان فقط جبرانِ مافات در زمینه‌ی حادثه‌ی مربوطه است دچار خطایی استراتژیک هستند. به همین قیاس است قضیه‌ی سوانح شغلی در محل کار. ‌

پی‌نوشت‌ها

[1] مرکز آمار و اطلاعات راهبردی، حوادث ناشی از کار در آینه‌ی آمار (تهران: انتشارات مرکز آمار و اطلاعات راهبردی، وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی، اردیبهشت 1393).

[2] مرکز آمار ایران، سالنامه‌ی آماری کشور سال 1394 (تهران: مرکز آمار ایران، دفتر ریاست، روابط عمومی و همکاری‌های بین‌المللی، 1395) صفحه‌ی 859.

[3] سالنامه‌ی آماری کشور سال 1394، صفحه‌ی 866.

منبع:نقد اقتصاد سیاسی

https://pecritique.com/2018/04/28

=============
روند فزاینده تخریب زندگی در زمانه ما
بمناسبت ۲۸ آپریل روز جهانی یادمان قربانیان حوادث کار و روز جهانی کارگر

محمد صفوی

نظام سرمایه از زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان و نخست وزیری مارگارت تاچر که برای بازسازی اقتصاد سودمحور، با رویکرد نولیبرالی به تضعیف مقررات زیست محیطی و حقوق کارگران پرداخت، تا به امروز خصلتی هر چه ویرانگرتر و کنترل ناپذیرتر به خود گرفته است. پژوهش ها و آمار و ارقام نشان میدهند که طی بیش از سه دهه گذشته، مقررات زدایی از دو منبع تولید ثروت – طبیعت و نیروی کار- هم به تخریب محیط زیست* سرعت بیشتر بخشیده است و هم روند مرگ و تخریب زندگی انسان و نیروی کار را افزایش داده است.
در حوزه کار و کارگر، نظام سرمایه با یک سلسله اقدامات مانند: ارزان سازی نیروی کار با پایین نگه داشتن سطح دستمزدها، قراردادی کردن مشاغل و گسترش کارهای نیمه وقت، ایجاد موانع و دشواری برای تشکل گرایی کارگران و تبلیغ علیه اتحادیه گرایی، باز پس گرفتن حقوق صنفی و اجتماعی کارگران که در دوران «دولت رفاه» و طی مبارزات طولانی طبقه کارگر بدست آمده بود، تقویت رابطه سلسله مراتبی و نظامی گونه و نفی رابطه دمکراتیک در نهاد کار، خصوصی سازی های بی رویه و انتقال بی حساب و کتاب قدرت و ثروت عمومی به آنها و غصب قدرت تصمیم گیری از تولید کنندگان واقعی، نظام سرمایه را تبدیل به نظامی کرده است که تا مغز استخوان هم با اکثریت مردم و هم با طبیعت و زیست بوم بصورت اصلاح ناپذیری در ستیز است. بی سبب نیست که طی نزدیک به سه دهه گذشته محیط کار میلیونها انسان بخاطر اینگونه تغییرات ساختاری مهلک، دشوارتر و تکراری و خطرناکتر شده و «کار» بصورت یک نیروی متخاصم انسان کش در آمده است.
نگاهی به آمار محافظه کارانه سازمان جهانی کار، در سه دهه گذشته به روشنی روند تخریب فزاینده زندگی و مرگ کارگران در جهان را بخاطر شدت حوادث کار و انواع بیماریهای شغلی نشان میدهد:
آمار سازمان جهانی کار تا پایان دهه 90 میلادی، نشان میدهد که هر ساله 1 میلیون و صد هزار کارگر (تقریبا روزی 3000 نفر) بخاطر حوادث و بیماری شغلی جان خود را ازدست داده اند و نزدیک به صد میلیون انسان قربانی حوادث شغلی شده اند.**
در سال 2005 میلادی آمار سازمان جهانی کار نشان از رشد دوبرابری مرگ کارگران بخاطر حوادث شغلی دارد: این آمار نشان میدهد که هر ساله تقریبا دو میلیون و دویست هزار کارگر (تقریبا روزی 6000 نفر) بخاطر حوادث و بیماری های شغلی جان خود را از دست داده اند.***
همین منبع در سال 2017 میلادی، اعلام کرد: علی رغم هشدارهای نهادهای کارگری در مورد رشد فزاینده حوادث و بیماری های شغلی، میزان مرگ سالانه کارگران در جهان به رقمی معادل 2 میلیون هفتصد و هشتاد هزار ( تقریبا روزی 7600 نفر) رسیده است.****

در ایران نیز پس از پایان جنگ ویرانگر ایران و عراق و پس از سرکوب خونین شوراها و سندیکاهای کارگری و اعدامها و «سیاست پاکسازی» گسترده در دهه شصت، زمینه برای اجرایی شدن و پیشبرد سیاست های اقتصادی نولیبرال توسط تیم هاشمی رفسنجانی مهیا شد. در این زمان هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری خود (مرداد 1368 – مرداد 1376) که همراهی کل نظام را با خود داشت، با فرصت طلایی که جنگ و سرکوب جنبشهای کارگری و سیاسی برایش بوجود آورده بود با شعار «بازسازی» و «سیاست تعدیل ساختاری» به اجرایی شدن سیاست های نولیبرالی در ایران اقدام کرد. در نبود تشکل های کارگری و احزاب مدافع حقوق کارگران از یک سو و از سوی دیگر امتزاج سیاست اقتصادی نولیبرال با اسلام سیاسی و قوانین شریعه و یک دستگاه عریض و طویل سرکوب، رژیم جمهوری اسلامی ایران روند اقتصادی غیرعادلانه و پرهزینه و خونینی را به نیروی کار ایران تحمیل کرد. هاشمی رفسنجانی با آغاز تدریجی حذف قوانین حمایتی کارگران از قانون کار و حذف موضوع عدالت اجتماعی و اقتصادی که در دوران انقلاب 1357 و چندی پس از آن مطرح بود، نوعی از اقتصاد و سیاست مهلکی را برای کشور ما پایه ریزی کرد که بعد از او در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی (مرداد 1376-مرداد 1384) و محمود احمدی نژاد (مرداد 1384 – مرداد 1392) و هم اکنون با شدیدترین شکلی توسط دولت حسن روحانی (مرداد 392 ) علیه تهی دستان، طبقه کارگر و اقشار متوسط و اکثریت جامعه به پیش می رود. بی سبب نیست که برای ده درصد از صاحبان قدرت و ثروت در ایران که از این نوع سیاست اقتصادی نولبیرال و بی قانونی به ثروت های نجومی دست یافته اند، هاشمی رفسنجانی پدری معنوی بشمار می آید و در نشریات وابسته به خود از او بعنوان سردار ملی یا سردار سازندگی یاد می کنند!
اما تاثیر و اجرای شدن سیاست اقتصادی نولیبرال همانگونه که در سطح جهان در حوزه کار و کارگر باعث افزایش قابل توجه حوادث و بیماری های شغلی شد در ایران نیز تاثیر این سیاست برای نیروی کار ایران متاسفانه سیاستی خونین، تخریبی و مرگ آفرین بود و پیوسته تا به امروز روندی افزایشی داشته است.
بعد از پایان دوران ریاست جمهوری رفسنجانی، که در دوره او زیر سایه سرکوب بی امان اخبار واقعی کارگری منتشر نمیشد، با آغاز دوران «اصلاحات سیاسی» برخی از روزنامه نگاران در فرصت بدست آمده گوشه های کوچکی از فاجعه و رنج انسانی را که بر اثر حوادث شغلی در این دوره برای کارگران در کشورما رخ داده بود در برخی روزنامه ها گزارش کردند: برای نمونه اعلام شد: در سال 1377، ده هزار کارگر در اثر حوادث شغلی جان خود را ازدست داده اند. (روزنامه نشاط 29 فروردین 1378) دو سال بعد اعلام شد: «میزان مرگ کارگران بعلت حوادث شغلی به دوازده هزار می رسد (کار و کارگر اردیبهشت 81) متعاقب آن در سال 1384 اعلام شد: «طی سالهای 1382 تا 1384 در مجموع آمار حوادث ناشی از کار 13 درصد افزایش داشته است». (ایسنا 9/4/84) از سوی دیگر معاون پزشگی قانونی در سال 1389 اعلام کرد: «از سال 1381 تا 1387شاهد رشد چهار و 66 درصدی حوادث شغلی بوده ایم». (تارنما پزشک قانونی، یکم بهمن 1389) به همین ترتیب در پایان نیمه دوم سال 1391 آمار مربوط به تعداد قربانیان حوادث شغلی در میان کارگران بیمه شده به 20 هزار و 532 نفر می رسد که در مقایسه با سال 1390 بیش از صد در صد افزایش داشته است. (ایلنا 1392-/07/16) و سرانجام با سختتر شدن هر روزه شرایط کار شاهد بیشتر شدن حوادث کار هستیم. معاون طب کار و کمیسیون پزشکی اداره کل تامین اجتماعی اعلام می کند: «تعداد 30 هزار مورد حادثه ناشی از کاردر سال گذشته (1396) داشته ایم». او به این نکته مهم نیز اشاره می کند که 12 میلیون و 600 هزار نفربیمه شده ما هستند، که نرخ بروز حادثه بر اساس تعداد بیمه شدگان محاسبه میشود. (مهر- 24 فروردین 1387)
همانگونه که معاون طب کار و کمیسیون پزشکی اداره تامین اجتماعی می گوید، مجموعه این آمار محافظه کارانه دولتی مربوط به کارگرانی است که تحت پوشش تامین اجتماعی و قانون کار قرار دارند. این در حالی است که 90 درصد از نیروی کار ایران یا رقمی معادل حدود یازده میلیون کارگر از قانون کار خارج هستند. اما به این علت آمار آسیب دیده گی و مرگ ، این بخش از کارگران یا کارگران مهاجر و پناهنده که معمولا در حاشیه ای ترین بخش کار به دشوارترین نوع مشاغل زیان آور اشتغال دارند، بر ما پوشیده و نامعلوم است.
نکته دیگری که در مورد این آمار دولتی وجود دارد این است که این آمار فقط به آ ن نوع از حوادث شغلی اختصاص دارد که منجر به قطع انگشت یا شکستن پا یا حادثه ای مانند افتادن از ارتفاع است که منجر به مرگ کارگر میشود. در حالیکه رقم واقعی بیماری های شغلی ناشی از انجام کارهای سخت و زیان آور و سرطانزا که بصورت تدریجی کارگران و خصوصا زنان و مردان کشاورز را از پا در می آورد در آمارهای دولتی دیده نمیشود. این در حالی است که بنا به پژوهش های نهادهای کارگری جهانی بیش از نیمی از مرگ کارگران در هر سال بخاطر بیماریهای شغلی و مهلک است.
به همین ترتیب انواع و اقسام بیماری های روحی و روانی که کارگران بخاطر انجام کار های سخت و یکنواخت بتدریج به آن دچار میشوند در محاسبات رژیم قرار ندارند. یا انواع بیماریهای روحی و افسردگی و استرس های کشنده ناشی از اذیت و آزار جنسی و تبعیض بیمارگونه جنسیتی که از طرف کارفرمایان و همکاران به زنان کارگر یا زنان متقاضی کار یا کارگران همجنسگرا یا کارگران و کارمندان ترانسجندر و یا افراد کم توان تحمیل میشود در اساس برای مسئولین و متولیان نظام حاکم بر کشور موضوع بهداشت و ایمنی کار محسوب نمی شود!
بنابراین در رژیمی که به اعتراف رهبرش موضوع عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی طی چهار دهه گذشته در دستور کار آن نبوده است و بجای اقتصاد انسان محور از اقتصاد سود محور پیروی کرده است و نهاد کارش به استبدادی ترین شیوه مدیریت و سرکوب شده است روند افزایش و مرگ و مجروح شدن کارگران بخاطر انواع حوادث و بیماری های مهلک شغلی بمثابه یک بحران انسانی در کشور ما ادامه خواهد داشت.

پی نوشت:
• *برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به کتاب زمین سیاره آسیب پذیر. تالیف بلامی فاستر. ترجمه: محسن صفاری
• ** http://www.ilo.org
• *** http://www.ilo.org
**** http://www.ioshmagazine.com

====

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s