بایگانی دسته‌ها: دسته بندی نشده


گزارشی از دشواری‌های معاش در سیستان وبلوچستان؛

بچه‌های چتربازِ بلوچ «بابا نان داد» نمی‌دانند

«کاوه» نیازمند «تحصیل»و «کودکی» است و خانواده‌ی فرودستش نیازمند «حمایت»؛ اما اینها نصیبش نمی‌شود؛ پسراهی به جز «چتربازی» ندارد؛ راهی که یک توصیف ساده دارد: یا مرگ یا نان!‍

به گزارش نسرین هزاره مقدم خبرنگار ایلنا، در تاریخ دو شنبه ۵ آذر۱٣۹۷ آمده است: هنوز نوجوان است آنقدر که تشخیص خوب وبد زندگی برایش سخت است. با لهجه بلوچی  از برادرانش می‌گوید که بیکارند و ازپدر مریضی که دارد و از اینکه باید «کار» کند. «کار» سرنوشت محتوم کاوه است؛ باچشم‌های درشتش گره خورده؛ با پیراهن بلند و سفید بلوچش؛ با ترس‌ها و نگرانی‌هایکودکانه‌اش از رفت و آمد در جاده‌های مرزی.

کاوه، «چترباز» است؛ بنزین می‌برد به آن سوی مرز؛ به پاکستان؛ سوار وانت بار می‌شود؛ با این جثه کوچک و محزونش، یک پیت بنزین را بغل می‌گیرد و از آسفالت و خاکی می‌رود تا برسد به لب مرز؛ آنجا دلالان بنزین‌ها را می‌خرند و حق‌الزحمه او را می‌پردازند؛ پولی که می‌گیرد زیاد نیست؛ اصلاً پولی نیست این چند ده هزار تومان که با تحمل هزار خطر و مشقت، نصیبِ «کاوه» می‌شود تا تحویل مادر بیمارش بدهد. یکی از برادرانش درگیر غول اعتیاد است و این روزها در یک کمپ درمان اعتیاد، رایگان بستری‌ست تا مداوا شود؛ کاوه مدرسه نمی‌رود و اصلا «بابا نان داد» نمی‌داند؛ او سالهاست که مرد خانواده است.


هیچ شهری به اندازه زاهدان «متکدی» ندارد

هیچ شهری به اندازه زاهدان «متکدی» ندارد

این نوجوان دوازده ساله، اهل زاهدان است؛ استان سیستان و بلوچستان؛ آنجا که بیکاری و فقر بیداد می‌کند؛ آنجا که در داخل شهر تا دلت بخواهد بساط «بنزین فروشی» هست و از آن بیشتر، تعداد بیکاران و متکدیان است. به قول یکی از فعالان مدنی این شهر که برای کاهش آمار اعتیاد و کمک به بازپروری معتادان این شهر فعالیت می‌کند و نمی‌خواهد اسمش در این گزارش آورده شود؛ «هیچ شهری به اندازه زاهدان متکدی ندارد؛ شاید کمتر شهری در ایران باشد که وقتی از در خانه‌ات خارج می‌شوی تا برگردی، این همه متکدی بیایند سراغت و تمنای کمک داشته باشند.»

در زاهدان بیشتر آنها که «شغل» دارند نیز در زمره «بی‌ثبات‌کاران» و «غیررسمی‌کاران» هستند؛ رواج مشاغل غیررسمی در زاهدان، نتیجه همین بیکاری و فقدان فرصت‌های شغلی شایسته است. «سیستان و بلوچستان» محدوده‌ای است از جغرافیای ایران که معاون امنیتی انتظامی استاندار آن در رابطه با نرخ بسیار بالای بیکاری‌اش می‌گوید: نرخ رشد بیکاری این استان نه براساس آمارهای رسمی اعلام شده، بلکه با توجه به شرایط موجود حدود ۴۰ درصد است.

«سیستان و بلوچستان» بیکارترین استان کشور است

علی اصغر میرشکاری با بیان اینکه نرخ بیکاری در مرکز استان زاهدان ۳۹ درصد است، می‌افزاید: این استان از بیکارترین استان‌های کشور محسوب می‌شود و این بیکاری در حاشیه شهرها بیشتر قابل مشاهده است.

وی ادامه می‌دهد: سیستان و بلوچستان با داشتن سه در صد جمعیت کشور که ۳۵ درصد جمعیت آن را افراد زیر ۱۶ سال تشکیل می‌دهند، جوان‌ترین استان کشور نیز هست.

در این استانِ جوان، نوجوانان و جوانان بسیاری ماننده کاوه؛ چتربازند. کارشان به نوعی «کولبری» است یعنی بار بردی که البته همان بنزین و گازوئیل است به آن سوی مرز. اما در بلوچستان به آنها «چترباز» می‌گویند؛ واژه‌ای که طنزی تلخ را یدک می‌کشد؛ «چتربازی» استعاره‌ای‌ست از شهامتِ بچه‌هایی که جانشان را برای لقمه‌ای نان به خطر می‌اندازند.


«چتربازی» راهی‌ست برای کسب درآمدِ اندکِ شرافتمندانه

«چتربازی» راهی‌ست برای کسب درآمدِ اندکِ شرافتمندانه

زهره صیادی (فعال مدنی) که موضوع بچه‌های چترباز را سال‌هاست پیگیری می‌کند و نگرانی‌های بسیاری بابت سرنوشت آنها دارد، در رابطه با این «شغل» و ماهیت پرخطر آن می‌گوید: چترباز نامِ کارگری است که هر روز به قیمتِ جان، باری برشانه می‌کشد. «چترباز» یک عنوانِ کاری است برای ِ کارگرانی در سیستان و بلوچستان که بنزین و نفت و آرد را به مرز ِافغانستان و پاکستان می‌برند و پارچه و ادویه و … را برمی‌گردانند به شهر خود. «چتربازی»  گزینش ِ راهی است برای ِ کسبِ درآمدی اندک در این آشفته بازارِ بیکاری ِتلخ.

اما خطرات این راه امرار معاش از طریق این عنوان شغلیِ پرخطر چیست؛ صیادی می‌گوید: پرخطرترین بار برای ِ یک چترباز، بنزین است. هر لحظه احتمالِ  واژگونی ِ بار و تعقیب و گریز وجود دارد که به سادگی به انفجار منتهی می‌شود؛ «انفجار» بدیهی‌ترین خطری است که کارگرانِ چترباز را تهدید می‌کند.

چرا تعداد «چتربازان» و کسانی که خطر می‌کنند تا لقمه نانی به کف بیاورند، در سال‌های اخیر بیشتر شده و چه گروه‌هایی سراغ این شغل می‌روند؛ صیادی بافت اجتماعی «چتربازان» را «متنوع» توصیف می‌کند و می‌گوید: خیلی‌ها سراغ این به اصطلاح شغل می‌روند؛ خیلی‌ها که البته همه‌شان «ناگزیرند» و راهی دیگر برای امرار معاش ندارند. روستایی‌هایی که پیروِ سدسازی‌های ِ بی‌رویه و ناکارآمد مجبور به ترکِ خانه و کار شده‌اند، کارگرانِ تولیدی‌های ِ بومی و صنایعِ دستی که در بازارهای ِ صادرات و رانت ِ گالری‌های ِ هنری و شو و فروشِ هتلی‌های «از ما بهتران» جایی نیافته‌اند. کشاورزان و دامدارهایی که پیروِ خشکی زمین، «تحتِ تاثیر حفرِ چاه‌های عمیق جهتِ آبادانی ِ باغ‌های ِ پسته در دلِ کویر برخی کسان» و خالی شدنِ سفره‌های آب‌های زیرمینی، بیکار و بی‌روزی مانده‌اند، جمعیتِ بدونِ شناسنامه‌ای که جز کارِ روزمزد دستش به جایی نمی‌رسد، بیکارانِ کارخانه‌های تعطیل و تعلیق شده‌ی استان مانندِ «کارخانه بافتِ بلوچ»، فارغ‌التحصیل‌های محروم از کار و بسیاری انسان‌های مستاصل با دلایلی دیگر….


یا مرگ یا نان!

یا مرگ یا نان!

صیادی معتقد است علاوه بر خطر «انفجار» خطر مرگبار دیگری نیز در کمین چتربازان است؛ خطر «مین‌گذاری». او می‌گوید: مین‌گذاری مرز برای جلوگیری از عبور و مرورهای غیرقانونی، فشار چندین باره‌ای است بر شانه‌ی این کارگران. کارگرانِ چترباز زندگی‌شان در یک عبارت ساده خلاصه می‌شود: یا مرگ یا نان!

چتربازان با خطر «مرگ» همواره روبرو هستند؛ هر روز و هر لحظه؛ اما در این بین، سرنوشت نوجوانان به مراتب نگران‌کننده‌تر است؛ آنها که به جای چشیدنِ طعم کودکی و بازیگوشی‌های آن، با بنزین و مین و مرگ، دست به گریبانند.


سرنوشت نوجوانانِ محروم سیستان و بلوچستان «ناگوار» است

سرنوشت نوجوانانِ محروم سیستان و بلوچستان «ناگوار» است

 او به سرنوشت یک نوجوان بلوچ اشاره می‌کند؛ نوجوان 17 ساله‌ای که پس از تحملِ رنج بسیار؛ حوالی معدن‌های حاشیه‌ی تهران، متقاعد به مراجعت سوی سرزمینِ اجدادی شده است و دلخوش به درآمد اندک ِ چتربازی برای خویش ماوایی و منزلی برپا نموده. حال دوباره به حاشیه‌ی کدام معدنِ کدام شهرِ بزرگ هجرت کند؟! کجا که نخل باشد و آفتاب؟ کجا که با طلوعِ خورشید؛ بابا از پیچِ جاده پیدا بشود، پولِ چتربازی دیشب را نانِ گرم، بگذارد توی ِ سفره…

صیادی سرنوشت نوجوانان محروم سیستان و بلوچستان را «ناگوار» می‌داند: نوجوان چتربازِ بلوچ چه کند؟ میانِ هزارتوی کدام گریزگاهِ فرودست‌نشینِ دور و برِ یک شهر بزرگ، طعم ِ فقر را مزمزه کند؟ چرا نباید در شهرش در زادوبوم‌اش امکانی برای زیستن داشته باشد؟!

 بچه‌های بسیاری مانند «کاوه» قبل از اینکه کودکی را تجربه کنند، «کار» را تجربه می‌کنند؛ «کاوه» نیازمند «تحصیل» و «کودکی» است و خانواده‌ی فرودستش نیازمند «حمایت»؛ اما اینها نصیبش نمی‌شود؛ پس راهی به جز «چتربازی» ندارد؛ راهی که یک توصیف ساده دارد: یا مرگ یا نان!‍

Advertisements

در برابر فشار به فعالان هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکاسازی زرد و امنیتی سرعت می گیرد.

 

جمعه ۴تا جمعه ۱۱آبان ۱۳۹۷ برابر جمعه۲ نوامبر۲۰۱۸ – شماره ۳۲ – امیرجواهری لنگرودی

haftegi_kargari@yahoo.com – info@karegari.com

جمعه به جمعه ، نو به نو !

یادداشت هفته از امیر جواهری لنگرودی: در برابر فشار به فعالان هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکا سازی زرد و امنیتی سرعت می گیرد. به خواندن ادامه دهید

کشاورزان اصفهانی می خواهند صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند

پیرامون تجمع کشاورزان اصفهانی مطرح شد؛ کمبود آب شرب تابستان با آب بی کیفیت چاه ها جبران شد!

کشاورزان می‌خواهند صدای اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند/کمبود آب‌شرب تابستان با آب بی‌کیفیت چاه‌ها جبران شد+عکس42

به گزارش خبرنگار ایلنا، در تاریخ پنجشنبه ۱۰آبان۹۷، آمده است :  کشاورزان  حقآبه‌دار شرق و غرب اصفهان در بالادست زاینده‌رود در استان اصفهان برای بررسی نحوه توزیع آب و همچنین نشان دادن اعتراض خود، تجمع بزرگی را برپا کردند.

به گزارش ایلنا، صبح دیروز کاروانی مرکب از ۱۵۰۰ اتوموبیل، حامل کشاورزان حقآبه‌دار شرق و غرب اصفهان در حرکتی هماهنگ به محل بالادست رودخانه زاینده‌رود در استان اصفهان رفته تا از نزدیک نحوه توزیع آب که موجب خسارات هولناکی به کشاورزان حوضه آبریز زاینده‌رود در استان اصفهان شده را مورد بررسی قرار دهند.

حسین محمدرضایی (عضو هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی شهرستان اصفهان) درباره تجمع روز گذشته گفت: کشاورزان حقآبه‌دار شرق و غرب اصفهان به بالادست زاینده‌رود در استان اصفهان رفته‌اند تا از نزدیک شاهد این باشند آبی که به دست آنها نمی‌رسد، به کجا می‌رود. به‌علاوه، آنها با این گردهمایی می‌خواهند اعتراض خود را به طور علنی اعلام کنند.

وی افزود: در ادامه بازدید کشاورزان امروز به محل پمپاژ انتقال آب به یزد رفتند و اعتراض خود را به انتقال آب به صنعت یزد نیز، ابراز کردند. اکنون حدود ۴۰ روز می‌شود که کشاورزان حقآبه‌دار شرق و غرب اصفهان برای نشان دادن اعتراضشان در شهرها و روستاهای حوضه آبریز زاینده‌رود، خیمه زده و تراکتورهای خود را در مقابل آنها گذاشته‌اند.

محمدرضایی افزود: با توجه به وضعیت کم‌آبی کنونی رودخانه و عدم بارش کافی در منطقه در سال‌جاری، براساس مصوبات شورای هماهنگی حوضه آبریز زاینده‌رود در وزارت نیرو، پاییز امسال (ابتدای سال زراعی) قرار بود ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب پشت سد زاینده‌رود ذخیره شود و برای کشت پاییزه رهاسازی شود اما آنچه که اتفاق افتاد یک سد خالی با ۱۶۰ میلیون مترمکعب آب بود. علت این امر ناتوانی در جلوگیری از برداشت‌‌های بی‌رویه، چه در بالادست زاینده‌رود در چهارمحال و بختیاری و چه در خود استان اصفهان بوده است.

وی با تاکید بر اینکه مسئولان قادر به کنترل برداشت‌های بی‌رویه بالادست نیستند، اظهار داشت: در جدول منابع و مصارف آب که از سوی شورای هماهنگی حوضه آبریز زاینده‌رود در وزارت نیرو تهیه شده، قرار بوده که در تابستان ۱۲.۵ مترمکعب آب در ثانیه از سد رها شود اما این میزان به ۲۶ مترمکعب رسید. به‌خاطر برداشت بی‌رویه، در واقعیت آنچه که اتفاق افتاد این بود که صرفاً ۸.۵ مترمکعب آب به تصفیه‌خانه بابا شیخعلی که تامین‌کننده آب شرب اصفهان است، می‌رسید اما نیاز واقعی اصفهان، ۱۲.۵ متر مکعب آب بود که در نتیجه با کمبود آب شرب روبرو بودیم.

عضو هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی شهرستان اصفهان ادامه داد: برای جبران کمبود آب شرب، اداره آب و فاضلاب حدود ۷۰ حلقه چاه در محلات مختلف شهرستان اصفهان احداث کرد تا از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت کند. با این وجود، برخی نقاط شهرستان نصف روز بی‌بهره از آب بودند. همچنین سطح پایین کیفیت آب‌های این چاه‌ها، موجب شده بود امسال آب شرب مردم، کیفیت بسیار نازلی داشته باشد. مسئولان به جای اینکه آب با کیفیت زاینده‌رود را به صنایع بدهند، آن را برای شرب نزدیک به 5 میلیون نفر از مردم اصفهان در نظر بگیرند تا اینکه مجبور به استفاده از آب چاه‌های کم کیفیت برای شرب نشوند.

وی اشاره کرد: در این میان، آبی به کشاورزان تخصیص داده نشد. کشاورزان ۱۸ سال است که کشت کاملی نداشته‌اند و دو سال است که به‌خاطر همین سوءمدیریت‌ها نتوانسته‌اند کشت و کاری انجام دهند، هیچ درآمد دیگری هم ندارند. کشاورزی تنها شغل آنها است. از همین رو، بسیار خشمگین و معترض هستند.

محمدرضایی در اشاره به طرح بن بروجن نیز گفت: اواسط مهرماه کشاورزان حقآبه‌دار به محل احداث طرح بن-بروجن رفتند و اعتراض خود را از اجرای این طرح به مسئولان وزارت نیرو اعلام داشتند. گفتنی است وزارت نیرو قصد داشت بی‌توجه به شکایت و اعتراضات کشاورزان و نظام صنفی کشاورزی، این طرح را انجام داده و آب را از حوزه بی‌آب زاینده‌رود به حوزه پرآب کارون انتقال دهد اما این اعتراضات موجب توقف آن شد.

عضو هیات مدیره نظام صنفی کشاورزی شهرستان اصفهان در پایان گفت: حدود ۲۴ سال پیش، قرار شد که تونل سوم کوهرنگ احداث شود. ولی متاسفانه ۱۹ سال پیش، آب به اسم شرب و به کام صنعت به استان یزد انتقال یافت ولی در آن زمان و تا الان، هنوز این سد و تونل افتتاح نشده است. قرار بود از طریق تونل سوم، آب از سرشاخه‌های حوضه پرآب کارون به حوضه کم‌آب زاینده‌رود رسانده شود اما بعد از گذشت سال‌ها و صرف میلیاردها هزار تومان پول، هنوز این اتفاق نیفتاده است. حال، بعد از صرف ۲۴ سال وقت و هزاران میلیون تومان هزینه برای این پروژه که هنوز هم اتفاق نیفتاده، می‌خواهند آب حوزه کم‌آب زاینده رود را با احداث ۱۳۰ کیلومتر خط لوله انتقال آب به نام طرح بن-بروجن به حوزه پرآب کارون انتقال دهند. در صورتی که می‌توانند با کوتاه‌ترین مسیر و کمترین هزینه از سد کارون ۴، آب را به بروجن انتقال دهند ولی متاسفانه مصرّ به انتقال آب از زاینده‌رود بی‌آب هستند.

یادداشت کارگری: امیر جواهری لنگرودی/ تحصن دو روزه سراسری معلمان ، کُوس رسوایی  نظام آموزشی کشور را بر ملا می گرداند !

معلمان یک صدا می گویند:

در روزهای یکشنبه و دوشنبه در مدارس حاضر می شویم ، اما سرکلاس نمی رویم!

111

تاریخ چند ساله مبارزات معلمان  با فراخوان های تشکل های شناخته شده کشور طی سالهای ۸۰و۸۱ و۸۲ و در سال بعد یعنی ۱۳۸۳ اجتماع وسیعی را به ثمر رساندند . هر چند در دولت به اصطلاح اصلاحات ( محمد خاتمی ) معلمان در میدان پاستور به صورت وحشیانه کتک خوردند و جمعی از فعالان شناخته شده آن راهی زندان اوین گشتند.  همین مسئله فشار به معلمان کشور درسال۱۳۸۵ تکرار شد و  آقای علی اکبر باغانی عضو هیات مدیره کانون صنفی و دبیر کل چند بار بازداشت و مورد بازجویی نیروهای امنیتی قرار گرفت.

در تجمع بزرگ ۲۳اسفندماه سال ۱۳۸۵ که ۵۰ هزار معلم شرکت کردند اکثر اعضای فعال کانون صنفی معلمان ایران دستگیر و مورد بازجویی و اذیت و آزار های سخت قرار گرفتند.  سال بعد ۱۳۸۶ همه اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران بازداشت وبه زندان اوین فرستاده شدند . به خواندن ادامه دهید

فراخوان عمومی :توطئه جدید رژیم جمهوری اسلامی برای سندیکا سازی فرمایشی را افشاء و خنثی کنیم!

وبلاگ کارگری راه کارگر : فراخوان عمومی !

به : سندیکاهای کارگری در سراسر جهان
به : نهادهای مدافع حقوق کارگران
به : همه تشکل های مدافع حقوق شهروندی

توطئه جدید رژیم جمهوری اسلامی برای سندیکا سازی فرمایشی را افشاء و خنثی کنیم!

رژیم اسلامی ایران که در تمامی دوره سیاه حاکمیت چهل ساله خود به بیرحمانه ترین روش ها تشکل های مستقل کارگری، توده ای، مدنی و اصولاً هر نوع تشکل مستقل را سرکوب نموده، اکنون با توسل به سندیکا سازی فرمایشی و نقشه های شوم منزوی کردن سندیکاهای مستقل و رزمنده، توطئه دیگری برای درهم شکستن تشکل های مستقل کارگری را آغاز کرده است.

امضا ها ادامه دارد:
در صورت موافقت با متن لطفاً امضاء پشتیبانی خود را برای فهرست دوم ، به آدرس زیر ارسال کنید:
farakhan062018@gmail.com

به خواندن ادامه دهید

یازدهمین مجمع عمومی حضوری نهاد های همبستگی در هانوفر آلمان بر گزارشد / اسناد این اجلاس گزارش می گردد

وبلاک کارگری راه کارگری :یازدهمین مجمع حضوری نهادهای همبستگی با جنبش کارگری ایران ـ خارج از کشوربا حضور اعضاء نهاد ها از کشورهای اروپایی و کانادا و ترکیه در روزهای۲۵ و۲۶ اوت ۲۰۱۸برگزارشد. مجمع یاد شده به نام: «مجمع همبستگی با خیزش نوین در جهت ایجاد تشکل های مستقل کارگری و مردمی» نام گذاری شد!

بحث های اصلی مجمع، روش و نوع فعالیت ونیزمصوبات و آرایش درونی نهادها بر مبنای اوضاع سیاسی جاری در ایران وموقعیت طبقه کارگر بود که با اتکا به آن ها، نهادها بتوانند اهداف خود را به پیش ببرند.

وبلاگ کارگری راه کارگر شما را در جریان انتشار اسناد این اجلاس از جمله : بیانیه پایانی / قطعنامه در رابطه با توطئه رژیم اسلامی علیه تشکلهای مستقل کارگری در ایران . پیام به تشکلها و نهادهای کارگری در سراسر جهان / پیام به کارگران و زحمتکشان در ایران زنان و مردان کارگر و زحمتکش! / پیام به فعالین کارگری زندانی ؛ زندانیان سیاسی وخانواده های آنان قرار می دهیم .

به خواندن ادامه دهید

اعلام تاثر، نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشوربه خانواده ها و مردم مریوان و کردستان!

وبلاگ کارگری راه کارگر : اعلام تاثر، نهادهای همبستگی با جنبش کارگری در ایران – خارج کشور
به خانواده ها و مردم مریوان و کردستان!
مردم رنجکشیده وستم دیده مریوان دراتش وخون!


امروزباردیگرمردم مریوان ازغم ازدست دادن عزیزانشان دریک صف متحد ومتشکل رژیم مستبد، خشن،دیکتاتور وجنایت کارجمهوری اسلامی را،به چالش کشیدند.این رژیم درطول حیاط خود همواره مردم کردستان رادرفقروفلاکت نگه داشته است.کردستان چهل سال است درمقابل دیکتاتورخشن ،فاسد ،انسان ستیزوبربری صفت حکومت جمهوری اسلامی ،مقاومت ومبارزه می کند.مردم ستمدیده کردبرای دفاع ازمطالبات خود هزینه های زیادی داده اند.اماهمچنان مقاوم وپیشرودرجنبشهای اجتماعی می روند تازیربنای مبارزه ستم ستیزی و طبقاتی را مستحکم واستوار،جان تازه ای بخشند.

به خواندن ادامه دهید

تکذیب شایعه دیداررضا شهابی با وزیر کار

وبلاگ کارگری راه کارگر : به نوشته کانال تلگرامی سندیکای  کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در اول شهریور 97 آمده است :  تکذیب شایعه دیداررضا شهابی با وزیر کار

چندی است که شایعاتی در فضای مجازی مبنی بر( دیدار رضا شهابی با وزیر کار) منتشر شده است. آنچه بسیار مشخص است این است که افراد و جریاناتی که قصد تخریب فعالان پیشرو در سندیکای کارگران شرکت واحد را دارند هر کدام به نحوی به این شایعه دامن زده اند. برای آگاهان معلوم است که از نشر این گونه شایعات به گونه ای فریبکارانه و به قصد ایجاد تشکیک نسبت به فعالیت های حق طلبانه سندیکا و آنهم در برهه ای که توطئه ی» پروژه سندیکای سازی دولتی در جریان می باشد» قرار است، کدام افراد و جریانات بهره برداری کنند.

به خواندن ادامه دهید

گزارش خانم نسرین هزاره مقدم : مرگ د رکمین چاه کنان خراسانی است

وبلاگ کارگری راه کارگر : به گزارش خبرنگار ایلنا، نسرین هزاره مقدم در تاریخ یازدهم تیر 97 آمده است : دشت بی‌‌آب و کم بارشِ ایران‌زمین اگر قنات‌ها و مقنی‌ها نبودند، هزاران سال دوام نمی‌آورد؛ «قنات» اختراع ایرانیان است و دهها قرن هم قدمت دارد، درحالی‌که چینی‌ها فن حفر قنات را تازه حدود ۲۰۰ سال پس از ایرانیان آموخته‌اند. اجداد ما آب‌های شیرین دامنه کوهستان را با کمک فن قنات‌سازی که روش ابداعی خودشان بوده به حاشیه کویرها برده‌اند اما حالا سال‌هاست نفس قنات‌های ایران به شماره‌ افتاده‌ است. بی‌آبی‌های طولانی و برداشت‌های بی‌حساب و کتاب از آب‌های زیرزمینی، کار خودش را کرده؛ قنات‌ها دارند جان می‌کنند.

به خواندن ادامه دهید

در تعقیب سعید مرتضوی قاضي و دادستان سابق تهران که امروز فراریست!!

وبلاگ کارگری راه کارگر : انتقادها از «گيرنياوردن» قاضی و دادستان سابق تهران بالا گرفت
در تعقيب مرتضوي
به نوشته روزنامه شرق در تاریخ بیست و هفتم فروردین آمده است : نامش در صدر اخبار است؛ اما خودش را گير نمي‌آورند. سعيد مرتضوي، قاضي و دادستان سابق تهران که حکم جلب او در پرونده جنايت بازداشتگاه کهريزک صادر شده، مدت‌هاست از نظرها غايب است؛ چه قبل از عيد -که در جلسات دادگاه پرونده تأمين اجتماعي حضور پيدا نمي‌کرد- و چه اين روزها که گيرنياوردن او با وجود داشتن محافظ، تعجب‌برانگيز شده است.

به خواندن ادامه دهید